×

وقتی مدرک جای مهارت را می‌گیرد، بیکاری ماندگار می‌شود

  • کد نوشته: 159708
  • ۰۸ مهر ۱۴۰۵
  • 3 بازدید
  • ۰
  • شکاف میان مدرک و مهارت، فارغ‌التحصیلان را به بیکاری یا پذیرش ناچارانه مشاغل ساده کشانده است.

    وقتی مدرک جای مهارت را می‌گیرد، بیکاری ماندگار می‌شود
    اقتصادی

    به گزارش خبرنگاراقتصادی خبرگزاری تسنیم, بیکاری فارغ‌التحصیلان دانشگاهی که سهمشان از بیکاران کشور به حدود ۴۰درصد رسیده، چالش اصلی بازار کار ایران است؛ وضعیتی که نتیجه فاصله میان نظام آموزش و نیاز واقعی بازار کار دانسته می‌شود و کارشناسان، توسعه مهارت‌آموزی متناسب با صنعت را کلید کاهش آن می‌دانند.

    * چهل درصد بیکاران، دانشگاهی‌اند

    بر اساس آمارهای مرکز آمار ایران، حدود ۲میلیون نفر بیکار در کشور وجود دارد که نزدیک به ۴۰تا ۴۲درصد این تعداد، فارغ‌التحصیلان دانشگاهی هستند؛ به عبارت دیگر، از هر ۱۰بیکار کشور، ۴ نفر دارای تحصیلات دانشگاهی است و این نسبت در میان زنان به ۷ نفر از هر ۱۰نفر می‌رسد.

    نرخ بیکاری فارغ‌التحصیلان نیز حدود ۱۱درصد گزارش شده که البته نرخ بیکاری زنان دانشگاهی با بیش از ۲۰درصد، تصویر نگران‌کننده‌تری ترسیم می‌کند. سهم فارغ‌التحصیلان از کل بیکاران طی دو دهه از حدود ۱۵درصد به بیش از ۴۰درصد رسیده است؛ رشدی که نشان می‌دهد توسعه کمیت دانشگاهی، بدون تناسب با نیاز بازار کار، به گسترش ارتش بیکاران دارای مدرک انجامیده است.

    *سوگیری سوءتفاهم؛ مدرک به‌جای مهارت

    کارشناسان ریشه اصلی این وضعیت را نه کمبود فرصت شغلی به‌تنهایی، بلکه ناهماهنگی خروجی دانشگاه با نیاز واقعی صنعت می‌دانند؛ پدیده‌ای که به آن «بیکاری ساختاری» گفته می‌شود. در چنین فضایی، بسیاری از جوانان به‌جای کسب مهارت، صرفاً به دنبال افزودن مدرکی دیگر به رزومه‌اند؛ فرآیندی که نتیجه‌اش گواهینامه‌های بدون اشتغال است. به تعبیر فعالان این حوزه، آموزش مهارتی زمانی معنا پیدا می‌کند که به ایجاد فرصت شغلی واقعی منتهی شود، نه صرفاً صدور گواهینامه.

    *ترس بیکاری و سرگذشت به سمت مشاغل ساده

    یکی از پیامدهای پنهان این بحران، روی آوردن دانشگاهیان به مشاغل ساده و نامرتبط با تحصیلات‌شان است؛ از کار در فروشگاه‌ها و حمل‌ونقل تا مشاغل خدماتی. رانندگی در سامانه‌های اینترنتی، پیک بودن و کار پاره‌وقت، به گزینه‌های پیش‌فرض بسیاری از جوانان جویای کار تبدیل شده است؛ نه به دلیل ترجیح، بلکه به دلیل ناچاری از نداشتن مهارت قابل عرضه در بازار کار و ترس از بیکاری طولانی. این پدیده در حالی رخ می‌دهد که بخش‌های صنعتی و فنی کشور با کمبود نیروی کار ماهر روبه‌رو هستند؛ تناقضی که گویای دوگانگی ساختاری بازار کار ایران است: فراوانی نیروی بی‌مهارت، کمبود نیروی ماهر.

    *ماندگاری در شغل؛ حلقه مفقوده

    مهارت‌آموزی صرف نیز به‌خودی‌خود پاسخگوی همه ابعاد مشکل نیست. تجربه نشان داده بخشی از نیروهای کار تازه‌وارد، به‌ویژه در مشاغل صنعتی و خدماتی، ماندگاری پایینی دارند و پس از ماه‌های اندک شغل را ترک می‌کنند. دستمزدهای پایین در برابر تورم بالا، از مهم‌ترین دلایل این جابه‌جایی مداوم است؛ نیرویی که هزینه زندگی‌اش را تأمین نمی‌کند، ناچار به جست‌وجوی دائمی شغل دوم یا کاری با درآمد بهتر می‌شود. به این ترتیب، چرخه معیوبی شکل می‌گیرد: آموزش‌دیدگان در مشاغلی جذب می‌شوند که حقوق آن‌ها با شرایط اقتصادی هم‌خوان نیست و در نتیجه، سرمایه‌گذاری صنعت در آموزش نیروی کار، هر بار با خروج زودهنگام نیروها از بین می‌رود. ماندگاری نیروی کار در شغل، تابعی مستقیم از اصلاح نظام دستمزد و شرایط کاری است؛ موضوعی که فعالان بازار کار آن را مکمل ضروری هر سیاست مهارت‌محور می‌دانند.

    *مهارت، کلیدی که تاکنون نصفه چرخیده

    آمارها نشان می‌دهند مهارت‌آموزی اثرگذار است: به گفته مدیران آموزش فنی و حرفه‌ای، به‌طور میانگین بیش از ۶۰درصد فارغ‌التحصیلان دوره‌های فنی و حرفه‌ای وارد بازار کار می‌شوند و در برخی رشته‌ها این رقم تا ۹۰درصد است؛ ارقامی که در دانشگاه‌های سنتی کمتر دیده می‌شود. با این حال، نقد اصلی بر این نظام، ناکافی بودن آن در پیوند با صنعت است. طرح‌هایی مانند «پیشخوان مهارت» در البرز که صنایع نیازهای آموزشی و نیروی انسانی خود را در آن ثبت می‌کنند، تلاشی برای کاهش فاصله آموزش و اشتغال است؛ الگویی که کارشناسان آن را باید در سراسر کشور تعمیم یافته می‌دانند.

    * سه ضلع یک مثلث حل‌نشده

    از جمع این داده‌ها، سه ضلع مسئله اشتغال ایران قابل ترسیم است: نخست، شکاف مهارت میان خروجی نظام آموزشی و نیاز بازار کار که بیکاری دانشگاهیان را رقم زده؛ دوم، ناچاری جوانان بی‌مهارت به مشاغل ساده و بدون آینده که فرسایش سرمایه انسانی را در پی دارد؛ و سوم، دستمزدهای ناکافی که ماندگاری حتی نیروهای ماهر را هم غیرممکن می‌کند. تا زمانی که هر سه ضلع به‌طور همزمان اصلاح نشود ، یعنی مهارت‌آموزی متناسب با صنعت، پیوند آموزش با اشتغال واقعی و تعادلی شدن دستمزدها مهارت‌آموزی به‌عنوان کلید کاهش بیکاری، نصفه چرخیدن باقی خواهد ماند.

    انتهای پیام/

     
     

    بیشتر مطالعه کنید:

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    20 − چهار =

    یک × چهار =