به گزارش خبرنگاراقتصادی خبرگزاری تسنیم,ساعت هنوز به ۸ صبح نرسیده، اما حاشیه میدانها و گذرهای اصلی شهر میزبان قامتهای خستهای است که چشمانتظار توقف یک خودرو برای رفتن به سر کار هستند. اینها کارگران روزمزدند؛ کسانی که تنها داراییشان بازوانی توانمند و ارادهای است که با آن چرخ زندگی را میچرخانند.
برای این کارگران، روز کاری از ۸صبح آغاز شده و تا ۵ و ۶ بعدازظهر با کارهای سخت بدنی ادامه مییابد. دغدغه اصلی، نه ارتقای شغلی است و نه مرخصیهای سالانه؛ تنها دغدغه، پیدا شدن کار برای «همین امروز» است تا دست خالی به خانه بازنگردند.
اشتغال غیررسمی؛ واقعیتی فراتر از انتظار
مالک حسینی، معاون اشتغال وزارت کار چندی پیش با اشاره به آماری تاملبرانگیز اعلام کرد که ۵۷درصد بازار اشتغال کشور در اختیار مشاغل غیررسمی است. این یعنی اکثریت نیروی کار جامعه در فضایی فعالیت میکنند که بحث «تأمین آتیه» و «بیمه» در آن به درستی تعریف نشده است. اگرچه گامهای مثبتی برای بیمه شاغلان پلتفرمهای آنلاین و حملونقل شهری برداشته شده، اما بدنه بزرگ کارگران میدانی و روزمزد همچنان در انتظار چتر حمایتی دولت هستند.
خلاء نظارتی و فرصتطلبیهای ناخواسته
یکی از چالشهای اصلی در این بخش، عدم نظارت کافی بر پروژههای خرد و پیمانکاری است. این خلاء باعث شده تا برخی کارفرمایان، بدون در نظر گرفتن مسئولیتهای اجتماعی و قانونی، نیروهای خود را بدون پوشش بیمهای بهکار بگیرند. نبود بازرسیهای مستمر موجب شده فعالیت در بخش غیررسمی برای کارفرما کمهزینهتر باشد، اما این صرفهجویی اقتصادی به قیمت به خطر افتادن سلامت و آینده نیروی انسانی تمام میشود.
ظرفیتهای توسعه و نیاز به راهکارهای نو
با وجود چالشها، نگاه به این بخش نباید صرفاً منفی باشد. بازار اشتغال غیررسمی نشاندهنده پویایی و وجود ظرفیتهای بالای کار در کشور است. کارشناسان معتقدند با ورود هوشمندانه وزارت کار و نهادهای ناظر، میتوان این مشاغل را به سمت «رسمی شدن» هدایت کرد.
تقویت بازرسیهای میدانی: حضور فعال بازرسان کار در پروژههای ساختمانی و خدماتی برای الزام کارفرمایان به برقراری بیمه حوادث و بازنشستگی.
تسهیل بیمههای خویشفرما: ایجاد مشوقهای دولتی برای کارگرانی که به صورت روزمزد فعالیت میکنند تا با هزینهای اندک، تحت پوشش بیمه تامین اجتماعی قرار گیرند.
قانونمندسازی واسطهها: نظارت بر مراکزی که به عنوان واسطه، کارگران را به کارفرمایان معرفی میکنند تا رعایت حقوق اولیه نیروی کار تضمین شود.
بنابراین گزارش, کارگران روزمزد با وجدان کاری بالا، تنها به دنبال سهم عادلانه خود از امنیت شغلی هستند. تبدیل ۵۷درصد بازار کار غیررسمی به یک بازار کار «شناسنامهدار» و «بیمهشده»، نهتنها باری از دوش دولت در بخش درمان و حمایتهای اجتماعی برمیدارد، بلکه باعث میشود این قشر زحمتکش با دغدغه کمتری به تولید و خدمت بپردازند. آینده این هنر و صنعت انسانی، در گرو نظارت مسئولانه و تدبیر برای فردای کسانی است که امروزشان را وقف آبادی میهن کردهاند.
بررسیها نشان میدهد درآمد ماهانه این کارگران در صورت پیدا شدن کار مداوم، رقمی بین ۲۰تا ۲۵میلیون تومان است. در نگاه اول شاید این رقم نسبت به حداقل دستمزد قانون کار بالاتر به نظر برسد، اما واقعیت پشت پرده تلختر است. این مبلغ بدون هیچگونه مزایای جانبی از جمله حق اولاد، بن کارگری، عیدی، سنوات و از همه مهمتر «بیمه» است. در واقع، تمام هزینههای درمان و آیندهی مبهم این کارگران باید از دل همین درآمد روزانه بیرون بیاید.
بیمه؛ آرزویی دور از دسترس
بزرگترین چالش این قشر، فقدان امنیت درمانی و بازنشستگی است. کارگری که بدون بیمه در پروژههای ساختمانی یا خدماتی فعالیت میکند، با هر حادثه کوچک یا بیماری، نهتنها درآمد آن روز خود را از دست میدهد، بلکه باید تمام پسانداز اندک خود را صرف هزینههای درمان کند. برای آنها، پیری به معنای توقف کامل درآمد و فقر مطلق است، چرا که هیچ صندوق بازنشستگیای حامی سالهای فرسودگیشان نخواهد بود.
سایه سنگین تورم بر رزق حلال
با وجود تلاش برای کسب روزی حلال، تورم افسارگسیخته باعث شده تا درآمد ۲۰تا ۲۵میلیونی، تنها کفاف اجارهبخش کوچکی از هزینههای مسکن و معیشت اولیه را بدهد. کارگرانی که ۸تا ۹ساعت در روز کار طاقتفرسا انجام میدهند، عملاً در یک چرخه تکراری از «کار برای بقا» گرفتار شدهاند و مجالی برای پسانداز یا بهبود کیفیت زندگی ندارند.
در پایان، حمایت از این قشر آسیبپذیر و ایجاد سازوکارهای بیمهای منعطف برای کارگران فصلی و روزمزد، ضرورتی است که نباید در لایحه های دولتی فراموش شود. این مردان، ستونهای نامرئی تولید و خدمات شهر هستند که شایسته زندگی با کرامت و بدون ترس از فردا میباشند.
انتهای پیام/





دیدگاهتان را بنویسید