به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از تسنیم، بازار سرمایه در هفتههای اخیر یکی از کمسابقهترین دورههای رونق خود را پشت سر گذاشته است. شاخصهای بورسی پس از بازگشایی بازار در ۲۹ اردیبهشتماه، در شرایطی که کشور همچنان درگیر پیامدهای اقتصادی جنگ و نااطمینانیهای سیاسی است، رشد قابل توجهی را تجربه کردهاند؛ به گونهای که بازدهی بورس در این مدت از تمامی بازارهای رقیب پیشی گرفته و به بیش از ۳۰ درصد رسیده است.
این در حالی است که صندوقهای طلا، که طی ماههای گذشته به عنوان یکی از مهمترین پناهگاههای سرمایهگذاری شناخته میشدند، در این بازه زمانی عملاً بازدهی قابل توجهی نداشتهاند و حتی در برخی موارد با عملکرد منفی مواجه شدهاند. همین موضوع باعث شده است بسیاری از سرمایهگذاران به فکر خروج از صندوقهای طلا و ورود به بازار سهام بیفتند.
اما پرسش اصلی اینجاست که آیا روند صعودی بورس همچنان ادامه خواهد داشت و اکنون زمان مناسبی برای تبدیل داراییهای طلایی به سهام است؟
چرا بورس رشد کرد؟
برای پاسخ به این سوال باید به شرایط بازار سرمایه پیش از آغاز جنگ بازگشت. حتی در ماههای پایانی سال گذشته نیز بسیاری از سهام در سطوحی پایینتر از ارزش ذاتی خود معامله میشدند. در آن مقطع، به دلیل افزایش ریسکهای سیاسی، نگرانی از گسترش درگیریها و فضای نااطمینانی حاکم بر اقتصاد، سرمایهگذاران تمایل چندانی به حضور در بازار سهام نداشتند.
در نتیجه، بخش مهمی از رشد اخیر بورس را میتوان جبران عقبماندگیهای گذشته دانست؛ رشدی که پس از کاهش نسبی نگرانیها از وقوع یک جنگ فراگیر و ایجاد آرامش نسبی در فضای سیاسی شکل گرفته است.
از سوی دیگر، اقتصاد ایران همچنان با تورم مزمن مواجه است. در چنین شرایطی افزایش قیمت داراییها امری طبیعی به نظر میرسد و سهام نیز از این قاعده مستثنی نیست. بسیاری از فعالان بازار معتقدند بورس در مقایسه با بازارهایی نظیر ارز، مسکن و طلا که طی سالهای اخیر رشدهای قابل توجهی را تجربه کردهاند، همچنان بخشی از عقبماندگی خود را جبران میکند.
آیا بورس هنوز ارزان است؟
با وجود رشد چشمگیر ماههای اخیر، نمیتوان ادعا کرد که کل بازار سهام به محدوده حبابی وارد شده است. همچنان شرکتهای متعددی وجود دارند که نسبت قیمت به سود آنها در سطوح قابل قبولی قرار دارد و در صورت تداوم تورم، ظرفیت رشد بیشتری نیز خواهند داشت.
با این حال، رشد سریع بازار باعث شده است برخی نمادها به قیمتهایی بالاتر از ارزش واقعی خود برسند. در چنین شرایطی خطر ورود سرمایهگذاران به سهام ضعیف صرفاً به دلیل جو مثبت بازار افزایش مییابد؛ موضوعی که میتواند در صورت تغییر روند بازار، زیانهای قابل توجهی را به همراه داشته باشد.
توافق سیاسی؛ مهمترین ریسک پیش روی بورس
یکی از مهمترین عوامل رشد بازار سهام در هفتههای اخیر، خوشبینی نسبت به تحولات سیاسی و احتمال دستیابی به توافقات جدید بوده است. با این حال، واقعیت آن است که جزئیات این توافقات هنوز به طور رسمی منتشر نشده و آنچه تاکنون مطرح شده بیشتر در حد تفاهمات اولیه یا توافقات موقت بوده است.
از این رو، اتکای کامل به این عامل میتواند ریسکزا باشد. هرگونه اختلال در روند مذاکرات یا شکست توافقات احتمالی ممکن است موجی از شناسایی سود و خروج سرمایه از بورس را رقم بزند و مسیر بازار را تغییر دهد.
چالشهای اقتصاد ایران همچنان پابرجاست
حتی در صورت تحقق توافقات سیاسی نیز نمیتوان انتظار داشت مشکلات ساختاری اقتصاد ایران در کوتاهمدت برطرف شود. نرخهای بالای بهره، محدودیتهای ناشی از تحریمها، بحران انرژی و مشکلات زیرساختی همچنان بر فعالیت بنگاههای اقتصادی سایه انداختهاند.
علاوه بر این، خسارتهای ناشی از جنگ میتواند بر سطح تولید بسیاری از شرکتها در سال جاری اثر منفی بگذارد. کاهش قدرت خرید خانوارها نیز چالش دیگری است که بسیاری از صنایع را با افت تقاضا مواجه کرده است؛ بنابراین برخلاف رشد قیمت سهام، چشمانداز افزایش واقعی سودآوری شرکتها از محل توسعه تولید و فروش چندان روشن به نظر نمیرسد و بخش قابل توجهی از رشد بازار همچنان متکی به انتظارات تورمی و فضای روانی است.
طلا را بفروشیم یا نگه داریم؟
اگرچه بورس در کوتاهمدت عملکرد بهتری نسبت به صندوقهای طلا داشته، اما این موضوع لزوماً به معنای پایان جذابیت بازار طلا نیست. اتفاقاً در شرایطی که قیمت دلار و اونس جهانی در سطوح نسبتاً پایینی قرار گرفتهاند، بسیاری از تحلیلگران معتقدند طلا همچنان میتواند نقش مهمی در حفظ قدرت خرید و مدیریت ریسک ایفا کند.
برای سرمایهگذاران ریسکگریز، صندوقهای طلا همچنان یکی از ابزارهای مناسب برای ایجاد سپر تورمی محسوب میشوند و خروج کامل از این بازار میتواند ریسک پرتفوی را افزایش دهد.
راهبرد منطقی برای سرمایهگذاران
واقعیت این است که انتخاب میان «سهام یا طلا» یک دوگانه مطلق نیست. در شرایط کنونی، ترکیبی متعادل از هر دو دارایی میتواند منطقیترین راهبرد باشد. بورس همچنان از ظرفیت رشد برخوردار است، اما ریسکهای سیاسی و اقتصادی نیز به قوت خود باقی ماندهاند. در مقابل، طلا اگرچه در ماههای اخیر از بورس عقب مانده، اما همچنان نقش مهمی در پوشش ریسک و حفظ ارزش داراییها دارد.
بر این اساس، سرمایهگذارانی که به دنبال بازدهی پایدار و مدیریت ریسک هستند، بهتر است به جای دنبال کردن موجهای کوتاهمدت بازار، بر تنوعبخشی به سبد سرمایهگذاری خود تمرکز کنند؛ رویکردی که در بلندمدت میتواند بازدهی باثباتتر و کمریسکتری را برای آنها به همراه داشته باشد.




دیدگاهتان را بنویسید