به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، مهلت دوم سازمان بورس برای افشای اثرات جنگ بر فعالیت شرکتهای حاضر در بازار سرمایه، امروز(یکشنبه) تمام میشود. اما هنوز بخش زیادی از شرکتها اطلاعیهای منتشر نکردهاند و اطلاعیههای موجود هم ابهام را کم نکردهاند. بهاینترتیب، تلاش دوم بورس برای شفافسازی شرکتها فعلا به نتیجه نرسیده و بازگشایی بازار همچنان در هالهای از ابهام است.
بر این اساس باید گفت، با آغاز تنشهای نظامی در منطقه و افزایش نااطمینانیهای اقتصادی، سازمان بورس از ناشران خواست مشخص کنند در صورت ادامه جنگ، چه تغییری در فعالیتشان ایجاد میشود. هدف این بود که سرمایهگذاران بتوانند اثر احتمالی جنگ بر زنجیره تأمین، صادرات، فروش، بیمه و ریسک عملیاتی شرکتها را بدانند تا تصمیمگیریشان بر پایه اطلاعات واقعی باشد.
اما حالا که مهلت دوم رو به پایان است، کمتر از نیمی از شرکتها اطلاعیه دادهاند و بسیاری از همان اطلاعیهها هم محتوای واضحی ندارند. نتیجه این است که بازار عملا در وضعیتی نیمهتعطیل گرفتار شده و سرمایهگذاران نمیدانند باید انتظار چه چیزی را داشته باشند.
افشاهایی کلی و بیفایده
این در حالی است که به باور کارشناسان، بیشتر اطلاعیههایی که در سامانه کدال منتشر شده، بسیار عمومی و مبهماند. در بسیاری از آنها هم فقط نوشته شده «در حال حاضر تاثیر بااهمیتی بر عملکرد شرکت متصور نیست» بدون اینکه توضیح دهند چرا چنین نتیجهای گرفتهاند.
این نشان میدهد بخش زیادی از شرکتها هنوز افشا را یک کار تشریفاتی میدانند، نه ابزاری برای اعتمادسازی. از سوی دیگر، برخی مدیران احتمالا از ترس واکنش منفی بازار سهام و افت قیمت سهم، تمایل ندارند اثرات واقعی را مطرح کنند. در نتیجه خروجی نهایی چیزی جز مجموعهای از اطلاعیههای بیروح و غیرقابل تحلیل نیست.
ضعف ساختار و اجرا
ناکامی دوباره سازمان بورس در جمعآوری افشاهای باکیفیت نشان میدهد علاوهبر کمکاری شرکتها، ساختار نظارتی هم مشکل دارد. نخست اینکه الزام قانونی محکم و بازدارندهای وجود ندارد. اگر فقط اخطار داده شود اما جریمه، تعلیق نماد یا محدودیت اجرایی در کار نباشد، بسیاری از ناشران دلیلی برای تعجیل در افشا نمیبینند.
علاوه بر این، بورس فرمی استاندارد برای گزارش اثرات جنگ تعریف نکرده است. بنابراین وقتی هر شرکت به سبک خودش بنویسد، اطلاعات قابل قیاس نمیشود و تحلیلگران هم نمیتوانند از آن نتیجهگیری کنند.
در نهایت، بخشی از شرکتها حتی ابزار یا نیروی تحلیلی لازم برای شناسایی دقیق اثرات جنگ را ندارند. این در شرایطی است که چنین بررسیهایی نیازمند واحد مدیریت ریسک فعال و مدلسازی مالی است، چیزی که در اغلب بنگاهها هنوز جا نیفتاده است.
پیامدهای ادامه ابهام
تداوم وضعیت فعلی، چند پیام منفی برای بازار سرمایه دارد. نخست کاهش نقدشوندگی است که بر این اساسا باید گفت تا زمانی که نمادها بسته بمانند یا بازگشاییشان به تعویق بیفتد، سرمایهگذاران نمیتوانند دارایی خود را جابهجا کنند. این موضوع باعث میشود سرمایهگذاران در آینده برای ورود دوباره به بورس، ریسک نقدشوندگی بیشتری لحاظ کنند.
علاوه بر این وقتی سازمان بورس دو بار مهلت میدهد و نتیجه ملموسی حاصل نمیشود، این تصور شکل میگیرد که ابزار نظارتی کارآمدی وجود ندارد یا اجرای مقررات جدی گرفته نمیشود. ضمن این که در نبود اطلاعات روشن، بازار سرمایه به سمت شایعه و اخبار غیررسمی میل میکند، و نوسانهای شدید قیمتی و تصمیمهای احساسی هم درست از همین نقطه آغاز میشوند.
همچنین سرمایهگذاران بزرگ معمولا از راههای غیررسمی اطلاعات بیشتری میگیرند، اما سهامداران خرد تنها به همین اطلاعیهها دسترسی دارند. وقتی افشا ناقص باشد، این گروه بیشترین آسیب را میبینند.
چه باید کرد؟
به باور کارشناسان، برای حل این وضعیت، چند اقدام ساده ولی ضروری، به شرح زیر میتواند موثر باشد:
– استانداردسازی گزارشها: باید فرم واحدی برای افشای ریسکهای جنگی تدوین شود؛ فرمی که شرکت در آن بهصورت خلاصه و عددی توضیح دهد چه سهمی از درآمدش صادراتی است، چقدر به واردات مواد اولیه وابسته است، هزینه حملونقل یا بیمه تا چه حد تغییر کرده و در نهایت، اثر احتمالی بر سود شرکت در سناریوهای مختلف چیست.
– اعمال ضمانت اجرا: شرکتهایی که در موعد مقرر افشا ندهند، باید با تعلیق نماد، جریمه یا محرومیت از برخی مزایا روبرو شوند. این فقط جنبه تنبیهی ندارد، بلکه پیام جدیت نهاد ناظر را به بازار میرساند.
– آموزش و توانمندسازی: سازمان بورس میتواند با برگزاری وبینارها و انتشار نمونههای موفق از افشای صحیح، به مدیران مالی کمک کند تا گزارشهای دقیقتر و کاربردیتر بنویسند.
– نقشه راه بازگشایی: اعلام یک زمانبندی شفاف برای بازگشایی تدریجی بازار، به کاهش اضطراب فعالان کمک میکند. مثلاً ابتدا صنایع کمریسکتر باز شوند و سپس سایر گروهها بعد از تکمیل افشاها وارد معاملات شوند.
در مجموع، ضربالاجل دوم بورس برای افشای اثرات جنگ امروز به پایان میرسد، اما هنوز نیمی از ناشران سکوت کردهاند و نیمی دیگر هم گزارشهایی دادهاند که جواب پرسشهای اصلی بازار سهام را نمیدهد. این وضعیت، بازتابی از ضعف فرهنگی در افشای اطلاعات، نبود استاندارد مشخص و کمقدرتی ابزارهای نظارتی است.
اگر قرار است نقش بورس در تأمین مالی و سرمایهگذاری بلندمدت حفظ شود، باید افشا از حالت صوری به یک اصل واقعی در تصمیمگیری شرکتها تبدیل شود. تا آن زمان، هم بازار و هم سهامداران در همان ابهامی خواهند ماند که امروز، ضربالاجل دوم هم نتوانست از آن بیرونشان بیاورد.
انتهای پیام/





دیدگاهتان را بنویسید