×

هر اقدام زمینی دشمن در نطفه خفه می‌شود/ آمادگی ایران برای نبردی طولانی

  • کد نوشته: 152167
  • ۲۱ مرداد ۱۴۰۵
  • 1 بازدید
  • ۰
  • معاون اجرایی ارتش با تحلیل تهدیدات اخیر و عقب‌نشینی واشنگتن از موضع تهاجمی خود، گفت: بازیگری هوشمندانه ایران در «صحنه شطرنج نبرد»، کاخ سفید را وادار به بازتعریف مداوم اهداف سیاسی خود کرد.

    هر اقدام زمینی دشمن در نطفه خفه می‌شود/ آمادگی ایران برای نبردی طولانی

    به کزارش خبرگزاری مهر، در روزهایی که هیاهوی لفاظی‌های مقامات کاخ سفید پیرامون گزینه‌های نظامی علیه ایران، از تهدید حمله به زیرساخت‌ها تا ادعای نابودی توان موشکی کشورمان، تیتر یک رسانه‌های بین‌المللی را به خود اختصاص داده، تحلیل رفتار متقابل و چرخش‌های ناگهانی واشنگتن در میدان کنشگری سیاسی و نظامی، به موضوعی محوری در محافل راهبردی بدل شده است.

    در همین زمینه، امیر «علیرضا شیخ» معاون اجرایی ارتش در گفت‌وگویی تفصیلی با با تشریح منطق علمی حاکم بر صحنه نبرد، به کالبدشکافی دوگانه «تهدید-عقب‌نشینی» پرداخت و با استناد به گزاره‌های تثبیت‌شده نظامی در طول تاریخ، رفتار کاخ سفید را نه یک عقب‌نشینی مقطعی، بلکه نشانه‌ای از یک شکست راهبردی بزرگ‌تر دانست.

    آنچه در ادامه می‌خوانید، مشروح این گفت‌وگو و تحلیل راهبردی از منطق نظامی حاکم بر تنش‌های اخیر است.

    تحلیل شما از ادعای مطرح‌شده از سوی مقامات آمریکایی مبنی بر نابودی کامل نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران در جریان «جنگ تحمیلی سوم» چیست؟ امروز این توان در چه سطحی قرار دارد؟

    ببینید، قدرت یک مؤلفه صرفاً سخت‌افزاری نیست که بتوان آن را صرفاً با ابزار و تجهیزات سنجید. قدرت، هنر بازیگری در صحنه عملیات و ترکیب داشته‌‏های دفاعی برای تحصیل هدف است و به تفکر مدیریت میدان وابسته است. آنچه مشخص است این است که ممکن است دشمن در یک رویارویی مستقیم، فناوری برتری در اختیار داشته باشد و بتواند اقدامات عملیاتی موفقی انجام دهد، اما اثربخشی واقعی در میدان نبرد با ابزار نظامی نیست؛ بلکه با تفکری است که می‌تواند از ابزار موجود، ترکیبی جدید خلق کرده و صحنه بازی را تغییر و از اقدام عملیاتی نتیجه راهبردی بگیرد.

    جمهوری اسلامی ایران با تغییر صحنه بازی و انتقال آن به سایر مؤلفه‌های قدرت ملی، توانست چنان بازیگری کند که توان دفاعی دشمن را بی‌تأثیر کند. یعنی چه؟ یعنی شما ممکن است با هر توان نظامی، تجهیزات و فناوری در مقابل حریف ایستاده باشید، اما وقتی نتوانید اراده خود را به طرف مقابل تحمیل کنید، شما بازنده واقعی جنگ هستید. شما می‌توانید زیرساخت‌ها و تجهیزات نظامی را با دقت بزنید و نتیجه عملیاتی بگیرید، اما قانون امروز جنگ در دنیا این است که نتیجه عملیاتی لزوماً به نتیجه راهبردی منجر نمی‌شود. این نتیجه راهبردی است که رمز موفقیت و عامل پیروزی محسوب می‌شود و موفق کسی است که از کار عملیاتی نتیجه راهبردی بگیرد.

    جنگ میان ایران و آمریکا بسیاری از معادلات نظامی کلاسیک جهان را به هم ریخت. نظریه‌پردازان بزرگ حوزه دفاعی که نظریاتشان مبنای سیاست‌های کشورهاست، امروز با صحنه جنگ جمهوری اسلامی ایران محاسبات‌شان دگرگون شده است. ما یک ادبیات دفاعی جدید خلق کردیم. تعریف پیروزی را عوض کردیم، محیط و صحنه مبارزه را تغییر دادیم و بازیگری در صحنه عملیات را با ترکیب سایر حوزه‌ها هوشمندانه بازتعریف کردیم. در آینده، این نقش‌آفرینی هوشمندانه به‌عنوان درس‌آموزه‌های نوین مطرح خواهد شد و تئوریسین‌های جدیدی با این ادبیات، گزاره‌های دفاعی تازه‌ای خلق خواهند کرد. یکی از آن گزاره‌ها که امروز مطرح می‌شود، این است که فناوری به‌تنهایی عامل پیروزی نیست؛ بلکه قدرت مقاومت و مانایی یک کشور در صحنه تهدید، می‌تواند قدرت انباشته دشمن را تحلیل ببرد و دشمن را از دستیابی به اهداف سیاسی اعلامی محروم کند. چیزی که امروز تمام دنیا به آن اذعان دارد، این است که جمهوری اسلامی ایران پیروز میدان این جنگ ترکیبی و پیچیده است.

    با توجه به تجربه جنگ تحمیلی و تحرکات گروهک‌های تجزیه‌طلب در اقلیم عراق، دستاورد حملات اخیر ما چه بوده و وضعیت آمادگی در مرزها در چه سطحی است؟

    جنگ امروز دیگر صرفاً رویارویی دو نیروی مسلح با ادوات نظامی نیست؛ بلکه جنگ امروز در تمام مؤلفه‌های قدرت شکل می‌گیرد. اقتصاد، سیاست، فرهنگ و جغرافیای ما در یک لحظه با هم ترکیب می‌شوند؛ به همین دلیل است که می‌گوییم «جنگ‌های ترکیبی». دشمن در همه حوزه‌ها فعالیت می‌کند و آخرین حربه‌اش ورود به حوزه نظامی برای از بین بردن توان ملی یک کشور است. سناریویی که از «جنگ تحمیلی ۱۲ روزه» تا به امروز طراحی شده بود، گام به گام در حال خنثی‌شدن است. رژیم صهیونیستی و آمریکا سناریوهایی برای تجزیه و ایجاد ناامنی در غرب کشور طراحی کرده بودند. خود ترامپ علناً اعلام کرد که چه برنامه‌ای برای غرب کشور داشتند و نیروهای اجیرشده را تا چه حد تجهیز کرده بودند که به قول خودشان «دست به ماشه» باشند.

    جمهوری اسلامی ایران، با یک حرکت بسیار حساب‌شده و اقدام پیش‌دستانه، این تهدید را در نطفه خفه کرد. این یکی از مصادیق تغییر دکترین ما بود؛ قبل از اینکه آن‌ها اقدامی کنند، ما وارد عمل شدیم. این یعنی ما مشرف بر صحنه و آگاه به استراتژی‌های تنظیمی دشمن هستیم. ما نقشه را خواندیم، نیت‌شان را متوجه شدیم و گروه‌هایشان را پیش از اقدام شناسایی و منهدم کردیم.

    اینجاست که صحنه میدان رزم به شطرنج تشبیه می‌شود؛ جایی که هر بازیگر با مهره‌های خود سعی می‌کند در لحظه تصمیم متناسب بگیرد؛ و به اصطلاح سربازی، استراتژی پلی است که اهداف سیاسی را از طریق انفجار و آتش به پیروزی می‏‌رساند و این پل زیر آتش دشمن ساخته می‏‌شود؛ اما به‌صورت کلی، حوزه نظامی تخصص، علم و هنر خاص خودش را دارد و باید در مسیر خودش و با منطق خودش پیش برود. آنچه امروز شاهدش هستیم، منطق طرح‌ریزی، برنامه‌ریزی و پیش‌تدبیری جمهوری اسلامی ایران برای موا جهه با یک قدرت بزرگ بوده است؛ قدرتی که امروز دنیا را در مقابل تئوری‌های نظامی و بازیگری ایران در مدیریت صحنه جنگ به شگفتی واداشته است. باید به یاد داشته باشیم که پیروزی و شکست، فقط با تعداد پهپادهای زده‌شده، انهدام اهداف و تجهیزات محاسبه نمی‏‌شود.

    به لطف خداوند، برکت خون شهدا و برنامه‌ریزی‌های بزرگی که فرماندهان پیشین ما انجام دادند، امروز جمهوری اسلامی ایران فاتح راهبردی صحنه عملیاتی است که به گفتۀ خودشان در طول تاریخ کم‌نظیر بوده است. بعد از جنگ جهانی، قدرتی به این شکل در مقابل آمریکا صف‌آرایی نکرده بود. در این تقابل، ایران توانست جنگ نامتقارن را در مقابل بزرگترین قدرت دنیا ببرد، معادلات نظامی جهان را بازتعریف و ادبیات نظامی جدیدی را در حوزه دفاع خلق کند.

    امیدوارم با این منطق و این نگاه به حوزه دفاع، بتوانیم مسیر آینده جمهوری اسلامی ایران را که مسیر بحران‌هاست (خرمشهر‏ها در پیش رو است)، به درستی طی کنیم. جنگ تمام نخواهد شد و در عرصه‌های مختلف ادامه خواهد داشت. باید با همین منطق، انسجام و اتحاد ملی و هم‌افزایی همۀ عرصه‌های قدرت ملی، این کشور را از گردنه‌های تاریخی عبور دهیم. ایران به سبب موقعیت ژئوپلیتیکی و نگاه تمدنی و فرهنگی منحصر به فردش در طول تاریخ جنگ داشته، جنگ دارد و جنگ خواهد داشت. صلح یا توافق، زنگ استراحت بین دو نیمه است. مسلّماً باید بتوانیم این فرایند را به درستی مدیریت کنیم تا نظام جمهوری اسلامی و این تمدن بزرگ ایرانی-اسلامی در افق آینده خود، در مسیر توسعه و پیشرفت قرار گیرد و به قله‌های وعده داده‌شده نزدیک شویم.

    با توجه به تهدیدات روزهای اخیر مبنی بر حمله به زیرساخت‌های جمهوری اسلامی ایران، شاهد عقب‌نشینی واشنگتن از این موضع بودیم. برخی این چرخش را ناشی از کمبود تجهیزات نظامی و ته‌کشیدن موشک‌های آمریکا می‌دانند و برخی آن را واکنش به قدرت قاطع نیروهای مسلح ایران تحلیل می‌کنند. ارزیابی شما از این رفتار دوگانه چیست؟

    گزاره‌های نظامی در طول تاریخ، منطق نظامی را در خود جای داده‌اند و بر اساس آن، نظریه‌ها و اقدامات نظامی شکل می‌گیرد. یکی از این گزاره‌های کلیدی این است که «آن‌گونه بجنگید که بدانید چه می‌شود، نه آن‌گونه بجنگید که ببینید چه می‌شود.» تفسیر این گزاره در ادبیات دفاعی این است که پیش از ورود به جنگ، آن را تحلیل، شرایط را پیش‌بینی و اهداف سیاسی را متناسب با ابزارهای نظامی تنظیم کنیم. وقتی دشمن نمی‌تواند با ابزار نظامی به اهداف سیاسی‌اش دست یابد، مجبور به تغییر آن اهداف می‌شود.

    از دید من به‌عنوان یک سرباز و بر اساس منطق نظامی، بازیگری ترامپ در این صحنه، محصول هماوردی ایران در حوزه قدرت است. بازیگری جمهوری اسلامی ایران باعث شده که حریف در این شطرنج، وقتی طرح‌ریزی‌هایش به نتیجه نرسید، به‌صورت اقتضایی اهداف سیاسی‌اش را عوض کرد. این بزرگترین شکست برای یک کشور است؛ تغییر مداوم اهداف سیاسی در حین عملیات و عدم تناسب ابزار نظامی با اهداف سیاسی بزرگترین نشانه شکست آمریکاست. در مقابل، بزرگترین هنر ایران، بازیگری و کنشگری درست در این میدان است.

    باید از فرمایش امام شهید (ره) وام بگیرم که فرمودند «نظامیان تهدید را تحلیل سیاسی نکنند». برای یک نظامی، تهدید با یک درصد احتمال وقوع، ۹۹ درصد برنامه‌ریزی می‌طلبد. اگر ترامپ اعلام می‌کند که می‌‏تواند بزرگترین عملیات پس از جنگ جهانی را علیه ایران اجرا کند، مسلّماً برای من به‌عنوان یک نظامی، یک صحنه بازی جدید باز می‏‌کند که بایستی برای آن با یک درجه بالاتر، برنامه‌ریزی برای مقابله داشته باشم.

    وقتی دشمن اعلام می‌کند که این کار را انجام نمی‌دهم، یعنی پیام بازدارندگی بر اساس بازیگری ارسال شده و طرف مقابل کد اقدام را دریافت کرده و پایاپایی قدرت از طرف مقابل درک شده است. به عقیده من، وقتی ما مهره‌های خود را رو کردیم و نیت خود را در صحنه بازی احتمالی نمایش دادیم، در محاسبه هزینه-فایده ترامپ بسیار مؤثر بود. درس‌آموخته‌های جنگ نشان داد که او نمی‌تواند با ابزار نظامی، اهداف سیاسی را محقق کند و به همین دلیل، مجبور شد در جایگاه جدیدی که یکی از آن‌ها میز مذاکره است، قرار گیرد.

    با وجود این، ترامپ و وزیر خارجه دولت او همچنان مدعی هستند که توان موشکی و بخشی از توان دفاعی متعارف ایران را نابود کرده‌اند. در صورت وقوع یک درگیری گسترده، پشتوانه بازدارندگی موشکی و توان پاسخگویی نیروهای مسلح در چه سطحی است؟

    جنگ یک منطق دارد. در صحیفه نور از امام خمینی (ره) نقل شده است که «جنگ علم است و هنر است و حماسه». ما در تلفیق این سه گزاره، منطق نظامی را بر دو مقوله بزرگ بنا می‌نهیم؛ حفظ لجستیک جنگ و توان استمرار عملیاتی. جمهوری اسلامی ایران خود را برای یک نبرد طولانی‌مدت آماده کرده است.

    این آمادگی نیازمند زنجیره تأمین لجستیک و توان پشتیبانی مستمر از عملیات است. همه می‌دانند و دستگاه‌های اطلاعاتی بیرونی نیز اعتراف کرده‌اند که بیش از ۷۵ درصد توان موشکی و پهپادی ایران دست‌نخورده و آماده است. قدرت جمهوری اسلامی ایران در بازتولید تجهیزات مزیت‌ساز ما به‌صورت لحظه‌ای است و لحظه‌ای درنگ در بازتولید قدرت در نیروهای مسلح ایجاد نشده است. در همین شرایط فعلی، بازتولید قدرت دفاعی، پهپادها و موشک‌های ما یک لحظه هم متوقف نشده است.

    ذخیره عملیاتی ما برای تداوم و استمرار نبرد به گونه‌ای است که دشمن می‌داند ایران می‌تواند بازیگری مؤثر با ابزار قدرتش باشد. بلوف‌های سیاسی ترامپ برای انحراف افکار عمومی و ایجاد اختلال در دستگاه تحلیل ماست، اما منطقی‌اندیشان می‌بینند که ایران می‌تواند پاسخ متناسب دهد و حتی پیش‌دستانه عمل کند. این نشان‌دهنده تغییر دکترین ما از حالت صرفاً دفاعی به سمت بازدارندگی و اقدام فعال است. ضمانت این توان، پشتوانه قوی استمرار عملیاتی است. بحمدالله در دو حوزه مزیت‌ساز موشک و پهپاد، از آنجا که این توان از درون می‌جوشد، ما قابلیت یک استمرار عملیاتی طولانی‌مدت را داریم و دشمن این را به‌خوبی می‌داند. بزرگترین عاملی که تا امروز مانع از تبدیل رجزخوانی‌های ترامپ به عملیات شده، این است که ایران قدرت پاسخگویی متناسب با تهدید حتی با ورود همه‌جانبه آن‌ها را داشته و می‌تواند معادلات دفاعی منطقه را به هم بزند.

    پس از جنگ تحمیلی سوم، شاهد رونمایی از پهپادهای جدید در ارتش بودیم. توان موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی ایران اکنون در چه سطحی قرار دارد و این پهپادها چه نقشی در نبردهای آینده ایفا می‌کنند؟

    اگر جنگ را یک مجموعه مرکب از توانمندی‌های دفاعی در صحنه عملیات بدانیم، این اجزا باید به‌طور هم‌افزا با یکدیگر ترکیب شوند. ترکیب هم‌افزای قدرت زیرسطح، سطح، هوا، فضا، سایبر و جنگال، یک پازل بزرگ دفاعی را شکل می‌دهدو هیچ‌یک به تنهایی نمی‌‏توانند مؤثر واقع شوند؛ لذا حمله موشکی ما بدون کار پدافندی و بدون مشارکت پهپاد امکان‌پذیر نیست و موفقیت پهپاد نیز بدونِ درنظرگرفتن قدرت موشکی معنا ندارد. این یک مجموعه درهم‌تنیده است که مدیریت آن در لحظه، پیچیده‌ترین علم دنیاست.

    قدرت موشکی و پهپادی ما، توان نهفته و رسوب‌شده جمهوری اسلامی ایران است که حاصل فناوری داخلی و اتکا به نسل جوان کشور است. از زمانی که ارتش به حوزه پهپادی ورود پیدا کرد، جهش‌های بسیار بزرگی داشتیم؛ به‌ویژه از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه به این‌سو که نیاز عملیاتی کاملاً مشخص شد. پهپادهای ما چندین ورژن تخصصی خورده و متناسب با نیاز صحنه عملیات بازآرایی شده‌اند. پهپاد «آرش» وقتی اثر خود را در دوردست‌ها نشان داد، قابلیت‌های جدیدی بر آن سوار شد و موانع مسیرش را برطرف کردیم و نقش مؤثر پهپادهای ارتش برای حفظ استمرار عملیات و انهدام پایگاه‌های دشمن به‌خوبی مشاهده شد. ما از موانعی که برای جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه ایجاد کرده بودند، عبور کردیم و فناوری را به‌روز و در لحظه تغییر دادیم.

    امروز پهپاد «آرش» کابوس دشمن شده است. ما می‌توانیم با هزینه کم، دشمن را با هزینه‌های گزاف درگیر کنیم و این منطق هزینه-فایده صحنه جنگ را به هم می‌زند. یکی از رموز پیروزی ما که دنیا به آن معترف است، بالا بردن هزینه جنگ برای دشمن است. ما با ابزارهای به‌اصطلاح ساده و ارزان‌قیمت، موشک‌های میلیون دلاری دشمن را درگیر می‌کنیم. امروز صدای کنگره و دولت آمریکا بلند شده که ذخایر استراتژیک و عملیاتی آن‌ها در حال تمام‌شدن است. این «اوت‌نامبرکردن سیستم‌ها» با تجهیزات ارزان‌قیمت، یک استراتژی هوشمندانه بوده است. ما دشمن را در محاسبه هزینه-فایده ادامه جنگ دچار تردید کردیم و امروز حریف دریافته است که تداوم این جنگ به نفع‌شان نیست. ما چشم اسفندیار را شناسایی کرده‌ایم و دقیقاً از همان نقطه به او ضربه می‌زنیم.

    باید توجه داشت حوزه نظامی، عرصه‌ای نیست که هر کس بتواند در آن وارد شود و تحلیل ارائه کند؛ چون تحلیل نظامی مشاهده‌پذیر و محاسبه‌پذیر است؛ زیرا نیروهای مسلح بر اساس منطق «دو دو تا چهار تا» کار می‌کنند. صحنه نبردها، آزمایشگاه بزرگی هستند که بلافاصله نتیجه تحلیل را نمایان می‏‌کند؛ بنابراین، تحلیل‌های ما در نتایج عملیات، خودش را نشان می‌دهد؛ لذا تحلیل قبل از عملیات، یعنی افشای سناریوی اقدام و این در منطق سربازی ممنوع است. به همین علت، تحلیل عزیزان غیرنظامی هر روز تغییر می‏‌کند و اعتبار تحلیل و تحلیلگر را زیر سوال می‏‌برد.

    آنچه جمهوری اسلامی ایران در حوزه نظامی به دست آورده دستاوردی سترگ است اینکه یک کشور محصور در تحریم‌های همه‌جانبه، توانسته یک غول نظامی و فناوری دنیا را متوقف و متناسب با تهدید هماوردی کند، محصول اندیشه نظامی و تئوری‌های نظامی دانشمندان خودمان است. حتی منتقدانی که پیش از جنگ، به نگاه نظامی ما نقدهایی داشتند، پس از آن به این نتیجه رسیدند که آنچه در صحنه عملیات مدیریت شد، نتیجۀ یک تفکر منطقی، سیستمی و عقلانی دفاعی با پرهیز از هیجان و شعار است.

    نیروهای مسلح ما، بر اساس منطق ذاتی ارتش‌های دنیا، با دیتا و حقیقت کار می‌کنند، نه هیجان و احساس. منطق صحنه جنگ، مبتنی بر داده‌ها و مبانی علمی است. از این جهت، حوزه نظامی یک حوزه تخصصی است که صرفاً باید توسط دانش آموختگان و هنرمندان نظامی تحلیل شود؛ چراکه دستاوردهای نظامی، دستمایه دیپلماسی برای اعمال قدرت است و بایستی واقعی و آزمودنی باشند. خواهش من از دوستانی که در عرصه‌های مختلف فعالیت می‌کنند، این است که با عصای تدبیر وارد حوزه نظامی شوند و اجازه دهند نظامیان کار خود را در صحنه عملیات انجام دهند. مسلّماً آنچه در صحنه می‌گذرد، تابع این گزارۀ سربازی است که می‌گوید کوچک‌ترین چیزها در عملیات، با دشوارترین فرایندها به دست می‌آید. صحنه جنگ، صحنه بحران محض است و مدیریت بحران می‌طلبد. هیچ ارتشی، استراتژی و تاکتیک خود را برملا نمی‌کند. نتیجۀ استراتژی و تاکتیک در پایان جنگ مشخص خواهد شد و آنگاه سیاسیون باید محصول خود را برداشت نمایند.

    امام شهیدمان جمله‌ای دارند که می‌فرمایند «کشور را در تمام شرایط سیاستمداران اداره می‌کنند، ولی در سخت‌ترین شرایط فرماندهان آن را نجات می‌دهند.» آن صحنه‌ها، جایی است که حوزه نظامی باید کارش را انجام دهد. به همین دلیل است که شما تفسیر و تحلیل جنگ را از ما یونیفرم‌پوشان نظامی کمتر می‌شنوید. ما باید بیشتر به اصول، مبانی و منطق جنگ بپردازیم؛ زیرا نتیجه تحلیل‌های ما در استراتژی‌ها و رویکردهایمان در بازی صحنه جنگ خودش را نشان می‌دهد. ما در اتاق جنگ، نتیجه نهایی را مشخص می‌کنیم. اینها مسائلی نیست که بشود در رسانه گفت. همین محاسبات سبب شده که دشمن قادر به اقدام نظامی مؤثر در سطح راهبردی نباشد و نتواند اهداف سیاسی اعلامی خود را با ابزار جنگ نظامی تأمین نماید روزبه‌روز بیشتر بر طبل مذاکره بکوبد.

    با توجه به بحث عادی‌سازی روابط برخی دولت‌های عربی با رژیم صهیونیستی، تأثیر این موضوع بر محاسبات امنیتی در مرزهای کشورمان چیست؟ آیا این به معنای نزدیک‌شدن تهدیدات به مرزهای ماست و اگر جنگی زمینی در بگیرد، سطح آمادگی ما چگونه خواهد بود؟

    واقعیت‌های میدانی صحنه جنگ، حرفی متفاوت از دنیای سیاست می‌زند. ما معتقدیم قانون جنگ در میدان نوشته می‌شود و جمهوری اسلامی ایران در نوشتن این قواعد استاد است؛ چرا که می‌تواند در تاریکی مسیر خود را تغییر دهد. یک قاعده نظامی می‌گوید «دشمن هم حق رأی دارد». مسلماً دشمن نخوابیده و در حال برنامه‌ریزی در حوزه‌های سیاسی و نظامی علیه قدرت ماست. شاید یکی از استراتژی‌های آن‌ها این باشد که تهدید را به مرزهای ایران نزدیک‌تر کنند؛ اما این یک سناریوی محتمل است، نه مرجح. سناریوی مرجح در میدان رزم آن چیزی است که آثارش روی زمین دیده شود. مصداق آن، اتفاقی است که سال گذشته در غرب کشور رخ داد؛ به محض اینکه خط و ربطشان مشخص شد، قبل از هر حرکتی، آن‌ها را در نطفه خفه کردیم. این اقدام پیش‌دستانه جمهوری اسلامی ایران در تمام عرصه‌هاست. دشمن اکنون می‌داند که ما قدرت تغییر معادلات منطقه را داریم و از آنجایی که معاملات بر اساس معادلات شکل می‌‏گیرد، وقتی شما قادر به تغییر معادله باشید، می‌‏توانید معمار تفاهم و توافق نیز باشید.

    در رابطه با تحرکات ناوگان آمریکایی در دریا، ارزیابی شما از ضریب امنیت تنگه هرمز امروز چیست؟ اگر محاصره دریایی رخ دهد، واکنش نیروهای مسلح چگونه خواهد بود؟

    یک قاعده سربازی می‌گوید مؤلفه‌های ژئوپلیتیکی منطقه می‌تواند قواعد درگیری نظامی را تغییر دهد. صحت این قاعده در این جنگ، مجدداً بر همگان مشخص شد. آمریکا برای تسلط بر این نقطه استراتژیک جهان، برنامه‌ریزی کرده بود، اما سناریو به سناریوی طرح‌هایش شکست خورد. لفاظی‌های آن‌ها مبنی بر آزادبودن تنگه هرمز یا حمله نظامی، ناشی از عدم درک درست ژئوپلیتیک منطقه بود. آن‌ها بیش از ۱۰ سال برای عملیات علیه ایران طراحی کردند، اما استراتژیست‌های نظامی آمریکایی اشتباهاً «اسب را پشت گاری بستند».

    گام‌های عملیاتی‌شان به قدری آشفته بود که محصول محاسبات غلطشان، به نقطه قوت ما تبدیل گشت. آیین جنگ در یک فضای دریایی این‌گونه نیست که اول وارد جنگ شوید و بعد محاصره دریایی ایجاد کنید. آن‌ها به دلیل توهم قدرت، فکر می‌کردند با یک ضربه کار تمام می‌شود، ترتیب توالی منطقی طرح‌ریزی عملیات را بر هم زدند، اما وقتی ایران ضربه اول را پذیرفت و صحنه را مدیریت کرد، فهمیدند با هیچ ابزاری نمی‌توانند تنگه هرمز را کنترل کنند.

    ایران قدرت برهم‌زدن معادلات را به شیوه‌های مختلف دارد؛ این مزیت خدادادی محصول جغرافیای ماست. هیچ کشوری از راه دور نمی‌تواند بر جغرافیای دیگری مسلط شود. حتی اگر با تمام قوا بیایند، توان محافظت بلندمدت از آن را ندارند. خود ترامپ هم گفته «ما قرار نیست تنگه هرمز را مدیریت کنیم، هرکس نفت می‌خواهد باید هزینه‌اش را پرداخت کند». این حرف‌ها همان پرش‌های فرکانسی ذهن آن‌هاست که واقعیت آشفتگی ذهن آن‌ها را نشان می‌دهد.

    حضور نظامی فعلی آمریکا یک تظاهر نیرو است. ما باید متناسب با آن آماده باشیم تا آرایش و سناریوی آنها را برهم بزنیم. آنها در حوزه سیاسی بلوف می‌زنند تا امتیاز بگیرند؛ اما جمهوری اسلامی ایران با هوشیاری و بهره‌گیری از عقبه مردمی و منطق ژئوپلیتیک و عمق ژئواستراتژیک خود، کار را جلو می‌برد.

    مدیریت تنگه هرمز به‌عنوان محور قدرت ژئوپلیتیکی ما، قطعاً با مدیریت و نظارت ایران پیش خواهد رفت. دنیا می‌داند آمریکا نمی‌تواند آن را مدیریت کند و باید این کار را به کشورهای منطقه بسپارد. در اینجا لازم می‌‏دانم دستاورد مهمی را در معرض قضاوت ملت شریف ایران قرار دهم و آن، این یافته میدان رزم است که بزرگترین شکست آمریکا در این جنگ، نمایش اندازه قدرتش بود که توسط ایران برملا شد و این یافته در عرصه رقابت‌های جهانی ابرقدرت‌ها در آینده، تعیین‌کننده تراز قدرت کشورها خواهد بود که در این ترازیابی آمریکا در جایگاه فعلی نخواهد بود. این افتخار برای تمدن ایرانی بارها تکرار شده و این بار نیز در تاریخ ثبت خواهد شد.

    نکته بسیار مهم این است که ما نظامی‌ها پشت سر دیپلماسی حرکت می‌کنیم. ما ابزار قدرت سیاست هستیم. اگر قدرت نظامی ضعیف باشد، دیپلمات در میز مذاکره از موضع ضعف حرف می‌زند. اما وقتی مشت نظامی پر باشد و پشتوانه محکمی وجود داشته باشد، دیپلمات از موضع اقتدار صحبت می‌کند. پیروزی در عرصه دیپلماسی، محصول قدرت در میدان است.

    در پایان اگر نکته‌ای مدنظرتان هست، بفرمایید.

    تاریخ یک گورستان از نقشه‌های جنگی بی‌نقص است که در مواجهه با واقعیت روزگار از هم پاشیده و از حافظه تاریخ پاک شده‌اند. علم نظامی، اصول و مبانی مشخصی دارد و فرآیندهای معینی را می‌طلبد تا بتوان با مؤلفه‌های علمی، نقشه دفاعی ترسیم و مدیریت صحنه جنگ را بر عهده گرفت و با واقعیت صحنه هم‌محور و هم‌گرا شد. متأسفانه گاهی در برخی حوزه‌ها، پرش‌هایی به عرصه تحلیل‌های نظامی دیده می‌شود؛ که بیش از آنکه سبب امید شود، موجب نگرانی جامعه می‌شود، این توصیه من به عزیزانی است که بدون دانش تخصصی به این عرصه ورود می‌کنند؛ چرا که تحلیل‌های ناآگاهانه، فضای روانی جامعه را بر هم می‌ریزد و ازآنجایی که حوزه نظامی با پیچیدگی‌های چند وجهی مواجه است، توصیه من این به این عزیزان این است که بگذارید هر کس در نقش و لباس خود بازی‌گری کند؛ «استعینوا علی کلّ صنعه بأهلها». موفق و پیروز باشید.

    بیشتر مطالعه کنید:

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    17 + دوازده =

    هفت + 20 =