به گزارش اقتصادآنلاین، با نزدیک شدن به ضربالاجل ۶۰ روزه، قانون اختیارات جنگی رییسجمهور آمریکا به مانعی بالقوه برای شروع دوباره جنگ تبدیل میشود. آن هم در شرایطی که آرایش نظامی آمریکا در خاورمیانه، از آمادگی این کشور برای ازسرگیری جنگ با ایران خبر میدهد.
قانون اختیارات جنگی پس از تجربه جنگ طولانی ویتنام برای مهار قدرت جنگی رئیسجمهور تدوین شد، اما در عمل، بارها روسای جمهور آمریکا آن را نقض کردهاند.
اما این تنها مانع شروع دوباره جنگ نیست. جام جهانی فوتبال که یکی از میزبانهای آن ایالات متحده است، ۲۱ خرداد شروع میشود و پاییز، انتخابات میاندورهای آمریکا برگزار خواهد شد.
اما این موانع، به ویژه قانون اختیارات جنگی، تا چه اندازه میتواند در مسیر شروع دوباره جنگ اختلال ایجاد کند؟
قانون اختیارات جنگی چیست و چرا اهمیت دارد؟
قانون «اختیارات جنگی» مصوب ۱۹۷۳، تلاشی از سوی کنگره برای بازپسگیری بخشی از اختیار اعلان جنگ از قوه مجریه بود. بر اساس این قانون، رئیسجمهور میتواند در شرایط اضطراری و بدون مجوز قبلی کنگره، نیروهای نظامی را وارد درگیری کند، اما این اختیار محدود به یک چارچوب زمانی مشخص است.
این چارچوب سه مرحله دارد. نخست، رئیسجمهور موظف است ظرف ۴۸ ساعت پس از آغاز درگیری، کنگره را در جریان جزئیات قرار دهد. دوم، یک بازه ۶۰ روزه آغاز میشود که در آن کنگره باید مجوز ادامه عملیات را صادر کند؛ و سوم، در صورت نیاز به خروج امن نیروها، رئیسجمهور میتواند این مهلت را تا ۳۰ روز دیگر تمدید کند. یعنی رییسجمهور مجموعاً ۹۰ روز میتواند بدون اخذ مجوز از کنگره در جنگ باشد.
در موضوع ایران، دولت دونالد ترامپ بدون دریافت مجوز از کنگره وارد درگیری شد و اکنون با نزدیک شدن به پایان این بازه زمانی، پرسش اصلی این است که آیا کاخ سفید به قانون تمکین خواهد کرد یا راهی برای دور زدن آن خواهد یافت.
ابهام در تفسیر قانون
حتی در تعیین دقیق ضربالاجل نیز اجماع وجود ندارد. برخی قانونگذاران معتقدند شمارش ۶۰ روز از زمان آغاز درگیری شروع شده، در حالی که گروهی دیگر تاریخ ارسال گزارش رسمی به کنگره را مبنا قرار میدهند. این اختلاف، چند روزی در تعیین مهلت نهایی تفاوت ایجاد میکند، اما اهمیت اصلی در خود اصل الزام به مجوز است.
ابهام دیگر به موضوع آتشبس بازمیگردد. برخی جمهوریخواهان استدلال میکنند که دوره آتشبس نباید جزو این ۶۰ روز محاسبه شود، چرا که درگیری فعال در جریان نیست. در مقابل، دموکراتها این تفسیر را تلاش برای تضعیف روح قانون میدانند. این اختلاف نشان میدهد که قانون، بیش از آنکه یک قاعده قطعی باشد، سیاسی شده و به تفسیرهای سیاسی گره خورده است.
قانونی که بارها نقض شده
اگرچه متن قانون صراحت دارد، اما در عمل هیچگاه برای پایان دادن به یک عملیات نظامی به کار گرفته نشده است. رؤسای جمهور پیشین بارها تلاش کردهاند با تفسیرهای خلاقانه از مفاهیمی مانند درگیری یا خطر مستقیم، خود را از محدودیتهای آن رها کنند.
برای نمونه، در سال ۲۰۱۱ دولت باراک اوباما استدلال کرد که عملیات هوایی در لیبی «درگیری» به معنای حقوقی آن محسوب نمیشود، زیرا نیروهای آمریکایی در معرض خطر مستقیم نیستند. در موردی دیگر، بیل کلینتون حضور نظامی در کوزوو را با استناد به تأمین مالی از سوی کنگره توجیه کرد. او استدلال کرد که تامین مالی از سوی کنگره به معنای تایید مجوز جنگ است. این سوابق نشان میدهد که حتی اگر قانون وجود داشته باشد، اجرای آن به اراده سیاسی وابسته است.
فشار دموکراتها برای مهار جنگ
در شرایط کنونی، دموکراتها تلاش گستردهای را برای وادار کردن دولت به پایان دادن به جنگ یا دریافت مجوز رسمی آغاز کردهاند. آنها با ارائه مکرر قطعنامههای مبتنی بر قانون اختیارات جنگی، سعی دارند نهتنها رأیگیریهای پیدرپی در کنگره را تحمیل کنند، بلکه هزینه سیاسی حمایت از جنگ را برای جمهوریخواهان افزایش دهند.
آنها تلاش میکنند تا ابتدا فشار رسانهای و افکار عمومی بر نمایندگان ایجاد کنند و سپس مواضع آنها در آستانه انتخابات میاندورهای را ثبت کنند. هرچند این قطعنامهها تاکنون ناکام ماندهاند، اما دموکراتها امیدوارند با نزدیک شدن به ضربالاجل ۶۰ روزه، شکاف در میان جمهوریخواهان عمیقتر شود.
انتخابات میاندورهای آمریکا
دیگر موضوع تعیینکننده در ادامه جنگ، انتخابات میاندورهای آمریکا است.
تا اینجا، اکثریت جمهوریخواه کنگره تاکنون عمدتاً از ترامپ حمایت کردهاند و تلاشهای دموکراتها را ناکام گذاشتهاند. با این حال، نشانههایی از تردید در میان برخی از آنها دیده میشود. برخی جمهوریخواهان معتقدند که پس از پایان ۶۰ روز، کنگره باید نقش فعالتری ایفا کند و حداقل درباره ادامه جنگ رأیگیری شود.
از یک سو، مخالفت با رئیسجمهور در زمان جنگ میتواند تبعات داخلی و بینالمللی داشته باشد. اما از سوی دیگر، حمایت بیقیدوشرط از یک جنگ نامحبوب ممکن است در انتخابات به ضرر آنها تمام شود. اگه کاخ سفید نتواند در جنگ با ایران به اهداف خود دست یابد، جمهوریخواهان در انتخابات میان دورهای بهای آن را خواهند پرداخت.
همین دوگانگی باعث شده که بسیاری از جمهوریخواهان موضعی محتاطانه اتخاذ کنند و تصمیمگیری را به تعویق بیندازند.
تلاش ترامپ برای دورزدن محدودیتها
دونالد ترامپ، مانند بسیاری از رؤسای جمهور پیش از خود، مشروعیت قانون اختیارات جنگی را زیر سؤال برده و آن را محدودکننده اختیارات ذاتی رئیسجمهور میداند. تحلیلگران میگویند که او میتواند چند مسیر برای عبور از این مانع انتخاب کند.
یکی از این مسیرها، استناد به آتشبس و ادعای پایان «درگیری» است که میتواند عملاً ساعت ۶۰ روزه را متوقف یا بازتنظیم کند. مسیر دیگر، استفاده از همان اختیار ۳۰ روزه اضافی با استناد به ضرورت حفاظت از نیروهاست. همچنین، او میتواند مانند برخی اسلاف خود، اساساً قانون را نادیده بگیرد و ادامه عملیات را در چارچوب اختیارات ذاتی ریاستجمهوری توجیه کند.
نکته مهم این است که کاخ سفید تاکنون تلاش جدی برای جلب حمایت کنگره انجام نداده است. امری که در مقایسه با نمونههایی مانند جنگ عراق یا حتی بحران لبنان در دهه ۱۹۸۰ قابل توجه است.
قانون مانع جنگ میشود؟
با توجه به آرایش نظامی آمریکا در خاورمیانه و آمادگی برای ازسرگیری احتمالی درگیری، پرسش کلیدی این است که قانون اختیارات جنگی تا چه حد میتواند مانع عملی باشد.
به نظر میرسد که این قانون ابزارهایی برای فشار بر رئیسجمهور فراهم میکند، اما ضمانت اجرایی قوی ندارد. دادگاهها معمولاً از ورود به این مناقشات خودداری کردهاند و اجرای آن در نهایت به اراده کنگره بستگی دارد.
اگر جمهوریخواهان به حمایت خود ادامه دهند، احتمالاً این قانون تأثیر محدودی خواهد داشت. اما اگر شکافها عمیقتر شود و ائتلافی دوحزبی شکل بگیرد، میتواند رئیسجمهور را ناچار به تغییر مسیر کند یا حداقل هزینه ادامه جنگ را بهطور قابل توجهی افزایش دهد.
جام جهانی ۲۰۲۶ فوتبال
آخرین عاملی که میتواند در تصمیم کاخ سفید برای ادامه جنگ اخلال ایجاد کند، جام جهانی فوتبال است. آمریکا یکی از میزبانهای جام جهانی است و هر سه بازی گروهی تیم ملی فوتبال ایران نیز در آمریکا برگزار میشود. به همین دلیل ترامپ نمایندهای به فیفا فرستاده تا از آنها بخواهد تیم ایتالیا را جایگزین ایران در جام جهانی کنند. نکته دیگر اینجاست که برگزاری جام جهانی در شرایطی که جنگ در خاورمیانه در جریان است، با چالشهای امنیتی و حتی اقتصادی روبهرو خواهد بود.
با این همه، اگر اراده سیاسی برای تداوم جنگ در کاخ سفید وجود داشته باشد، به نظر نمیرسد که موانع سیاسی چندان اثری در آن داشته باشند. اما باید دید که آتشبس بین ایران و آمریکا سرانجام به توافق منجر میشود یا دوباره آتش جنگ شعلهور خواهد شد.





دیدگاهتان را بنویسید