به گزارش خبرگزاری مهر، مجید احمدی، با اشاره به روز جهانی روابط عمومی به عنوان فرصتی برای بازخوانی جایگاه این دانش و حرفه در نظام سلامت، عنوان داشت: در ادبیات نوین علم روابط عمومی، بهویژه در حوزه سلامت، دیگر با یک کارکرد صرفاً تبلیغی یا اطلاعرسانی یکسویه مواجه نیستیم؛ بلکه با یک نظام ارتباطی راهبردی، مبتنی بر شواهد، گفتوگومحور و اخلاقمدار روبهرو هستیم که نقش آن در شرایط بحرانی و دفاع ، به سطحی از «کارکرد حاکمیتی نرم» ارتقا مییابد.
با این رویکرد به ۲ محور اساسی در تبیین نقش این نهاد در دوران جنگ اشاره میکنیم.
۱. روابط عمومی نهادهای نظام سلامت در شرایط جنگی؛ از اطلاعرسانی تا مدیریت معنا
بر اساس نظریههای نوین روابط عمومی، از جمله «مدل دوسویه متقارن گرونیک» (Excellence Theory) و رویکرد «ارتباطات بحران و ریسک» (Crisis & Risk Communication)، وظیفه روابط عمومی در نهادهای سلامتپایه، مدیریت صرف پیام نیست، بلکه مدیریت اعتماد، ادراک خطر و سرمایه اجتماعی است.
در شرایط خاص و جنگی، نهادهای مسئول سلامت و تولید علم پزشکی با سه چالش همزمان مواجهاند:
۱- عدم قطعیت علمی و بالینی در موقعیتهای نوپدید
۲- افزایش اضطراب عمومی و فرسایش روانی جامعه
۳- گسترش شایعات، اطلاعات نادرست و عملیات رسانهای مخرب
در چنین فضایی، روابط عمومی باید به سمت الگوی «ارتباطات مبتنی بر شواهد» (Evidence-Based Communication) حرکت کند.
در این چارچوب، ژورنالیسم پزشکی (Medical Journalism) و خبرنگاری تخصصی سلامت اهمیت مضاعف مییابد. روابط عمومی نظام سلامت نباید صرفاً تولیدکننده خبر سازمانی باشد، بلکه باید تسهیلگر شکلگیری یک جریان حرفهای از خبرنگاری تخصصی باشد .
در شرایط جنگی، روابط عمومی سلامت باید
– بهمثابه «مرجع رسمی روایت علمی» عمل کند؛
– با ایجاد شبکه ارتباطی فعال میان پژوهشگران، مدیران نظام سلامت و خبرنگاران تخصصی، از تحریف حقایق میدان جلوگیری نماید؛
– چارچوبهای اخلاق حرفهای در اطلاعرسانی پزشکی (مانند حفظ کرامت بیماران، پرهیز از هیجانسازی آسیبزا) را بهطور جدی صیانت کند.
به تعبیر ادبیات ارتباطات بحران، در چنین شرایطی «سرعت بدون دقت» و «اطمینانبخشی بدون شواهد» هر دو آسیبزا هستند. هنر روابط عمومی علمی، ایجاد تعادل میان این دو است.
۲. نقش روابط عمومی در ارتقای تابآوری، اخلاق حرفهای و همدلی اجتماعی
تابآوری اجتماعی در حوزه سلامت، صرفاً به آمادگی فیزیکی نظام ارائه خدمات درمانی محدود نمیشود؛ بلکه به تابآوری روانی، شناختی و اخلاقی جامعه و نخبگان وابسته است. نظریه «ارتباطات حمایتی» (Supportive Communication) و رویکرد «روابط عمومی مبتنی بر سرمایه اجتماعی» نشان میدهد که پیامهای ارتباطی میتوانند به شکل مستقیم بر ادراک کنترل، امید اجتماعی و اعتماد نهادی اثر بگذارند.
در جامعه پزشکی، روابط عمومی میتواند با
– برجستهسازی مسئولیت اجتماعی حرفه پزشکی؛
– بازنمایی تلاشهای حرفه ای و ایثارگر گونه کادر درمان؛
– تقویت گفتوگوی میان نخبگان حوره سلامت، مدیران و افکار عمومی؛
به شکلگیری نوعی «همدلی ساختاری» کمک کند؛ همدلیای که فراتر از احساسات مقطعی، به یک فرهنگ سازمانی و اجتماعی پایدار تبدیل شود.
همچنین در شرایط جنگی، روابط عمومی میتواند با بهرهگیری از رویکرد «روایتدرمانی اجتماعی» روایتهایی را برجسته سازد که:
– بر توانمندی علمی و تعهد اساتید و نخبگان جامعه پزشکی کشور تأکید دارد؛
– احساس مشارکت جمعی در عبور از بحران را افزایش میدهد.
جمعبندی
روابط عمومی در نهادهای سلامتپایه، به ویژه در شرایط دشوار و جنگی، دیگر یک واحد پشتیبان نیست؛بلکه بخشی از معماری راهبردی امنیت سلامت و کانون تولید انسجام اجتماعی و حس نوع دوستی است.
این نهاد با اتکاء به کارشناس خبره و با انگیزه میتواند مرجعیت علمی و حرفه ای نهادهای پزشکی اعم از حوزه استادی و نیز میدانی نظیر مجموعه اورژانس ها، بیمارستان، سامانه تولید و توزیع دارو و تجهیزات پزشکی
را در روزهای جنگ و بحران در اذهان مردم به طور چشمگیری رشد دهد و از این طریق سرمایه اجتماعی کشور را تقویت نموده و به ارتقای تابآوری مردم و نخبگان در برابر بحرانها یاری رساند.
فراموش نکنیم نتیجه جنگ اخیر در میدان نبرد نظامی مشخص نمیشود بلکه در همه ساحت های زندگی مردم نبرد جریان داشته و باور و امید به پیروزی است که پیروز میدان را تعیین میکند از این رو شبکه همکاران من در روابط عمومی نهادهای نظام سلامت از وزارت بهداشت و درمان تا سازمان ها و معاونتهای تابعه و دانشگاه های علوم پزشکی تا نهادهای رصد گر و تصمیم ساز از جمله فرهنگستان علوم پزشکی، همگی شریک راهبردی در تولید و انتقال مسئولانه دانش و امید به جامعه هستند.
دیدگاهتان را بنویسید