الهه جعفرزاده: سالهاست که رزیدنتهای پزشکی از کشیکهای طولانی، فشار کاری سنگین، مشکلات معیشتی و فرسودگی جسمی و روانی گلایه دارند. این در حالی است که همزمان آمارها از کاهش استقبال پزشکان جوان از برخی رشتههای تخصصی و خالی ماندن بخشی از ظرفیتهای دستیاری حکایت دارد.
دکتر حسن علیمرادی، رزیدنت سال اول بیهوشی و مراقبتهای ویژه، در گفتوگو با خبرآنلاین از واقعیت زندگی روزمره رزیدنتها میگوید؛ از هفتهای ۱۰۰ ساعت کار و دشواریهای معیشتی گرفته تا حادثهای که پس از یک کشیک طولانی برایش رخ داد.
رزیدنتی یعنی حداقل ۱۰۰ ساعت کار در هفته
علیمرادی درباره شرایط کاری رزیدنتها میگوید: «واقعیتی که وجود دارد این است که حداقل ساعت کار یک دستیار تخصصی در هفته حدود ۱۰۰ ساعت است. در بعضی رشتهها مثل ارتوپدی، زنان و برخی رشتههای جراحی حتی بیشتر از این هم کار میکنند. طبق آییننامه، رزیدنتها حداقل ۱۲ کشیک در ماه دارند؛ یعنی به طور متوسط سه کشیک در هفته و هر کشیک نیز ممکن است بیش از ۳۵ ساعت به طول بینجامد؛ که عملاً از صبح یک روز تا عصر روز بعد ادامه دارد.»
او اضافه میکند: «در این بین، اگر اوضاع خوب باشد شاید نهایتاً دو یا سه ساعت بتوانیم استراحت کنیم، اما خیلی وقتها همین مقدار هم نصیبمان نمیشود.»
این رزیدنت بیهوشی معتقد است زندگی شخصی در چنین شرایطی عملاً به حاشیه رانده میشود: «بقیه روز یا صرف خواب میشود یا انجام کارهای ضروری زندگی. واقعاً زمانی برای تفریح، استراحت یا رسیدگی به خود آدم باقی نمیماند. فقط باید خودت را برای کشیک بعدی آماده کنی.»
دو مشکل اصلی؛ فشار کاری و معیشت/ حقوق ۲۶ میلیونی و اجاره خانه ۲۱ میلیونی
علیمرادی مهمترین مشکلات رزیدنتها را در دو حوزه خلاصه میکند: فشار کاری و مسائل اقتصادی. او میگوید: «از زمانی که وارد رزیدنتی میشویم عملاً اجازه فعالیت حرفهای خارج از بیمارستان را نداریم. بنابراین تمام هزینههای زندگی باید از همین دریافتی تأمین شود. بسیاری از رزیدنتها در سنین تشکیل خانواده وارد دوره تخصص میشوند و همین موضوع فشار اقتصادی را افزایش میدهد. همچنین برای یک رزیدنت متأهل که از شهر دیگری آمده و باید خانه اجاره کند، شرایط واقعاً دشوار است.»
بنا به گفته علیمرادی، «دریافتی رزیدنتهای مجرد حدود ۲۶ تا ۲۷ میلیون تومان و دریافتی رزیدنتهای متأهل حدود ۳۵ تا ۳۶ میلیون تومان است.»
او برای توضیح وضعیت سخت اقتصادی به شرایط یکی از همکارانش اشاره میکند: «یکی از دوستانم از شهرستان آمده و نزدیک بیمارستان یک اتاق ۲۰ متری اجاره کرده است. حدود ۲۰ میلیون تومان از حقوقش فقط صرف اجاره همان اتاق میشود. وقتی دریافتیات ۲۶ میلیون تومان باشد، با بقیه پول چطور میتوانی زندگی کنی؟»
همچنین علیمرادی معتقد است بخش مهمی از بار درمانی بیمارستانهای آموزشی بر دوش رزیدنتها قرار دارد: «بخش زیادی از درمان در بیمارستانهای آموزشی توسط رزیدنتها انجام میشود، اما در کنار آن حجم زیادی از کارهای اداری هم بر عهده ماست. بسیاری از امور مانند تکمیل فرمها، درخواست آزمایشها، پیگیری پروندهها و کارهای مشابه میتواند به صورت سیستمی یا توسط نیروهای اداری انجام شود تا رزیدنت فرصت بیشتری برای تمرکز بر درمان بیماران داشته باشد.»
او تأکید میکند: «رزیدنت باید ذهنش درگیر درمان بیمار باشد، نه اینکه بخش زیادی از وقتش صرف کاغذبازی و کارهای غیرضروری شود.»

«بعد از ۳۳ ساعت کار، پشت فرمان خوابم برد»/ فرسودگی جسمی و روانی؛ هزینه پنهان کشیکهای طولانی
فشار کاری طولانی تنها به محیط بیمارستان محدود نمیشود و زندگی خانوادگی رزیدنتها را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. علیمرادی که خود متأهل و دارای فرزند است، میگوید: «وقتی بعد از ساعتها حضور در بیمارستان به خانه میرسیم، واقعاً توان چندانی باقی نمانده است. گاهی حتی نمیتوانیم زمانی را که دوست داریم با فرزندمان بگذرانیم.»
او ادامه میدهد: «آدم احساس عذاب وجدان میکند. بچه گناهی نکرده که پدر یا مادرش پزشک شدهاند، اما بعد از این حجم از کار، دیگر انرژیای برای بازی کردن یا وقت گذراندن با او باقی نمیماند.
علاوه بر این، خستگی مزمن و کمبود خواب علاوه بر آسیبهای جسمی، فشار روانی قابل توجهی نیز بر رزیدنتها وارد میکند و گاهی باعث بروز تنش میان اعضای تیم درمان میشود.»
روایت علیمرادی از خستگی مزمن و فرسودگی ناشی از کشیکهای طولانی، پیشتر نیز از سوی برخی چهرههای نظام سلامت مطرح شده بود. مصطفی معین، وزیر اسبق علوم و استاد دانشگاه علوم پزشکی تهران، پیشتر در گفتوگو با خبرآنلاین «کار و کشیک شبانهروزی و فرساینده جسم و روان دستیاران در بخشهای بیمارستانی و اورژانسها» را یکی از مهمترین چالشهای رزیدنتها دانسته بود. او در کنار فشار کاری، به عواملی مانند تنگناهای معیشتی، کاهش منزلت اجتماعی، ناامیدی شغلی و محدود شدن فرصتهای آموزشی و پژوهشی اشاره کرده و معتقد بود مجموعه این عوامل میتواند آسیبهای جدی برای پزشکان جوان به همراه داشته باشد.
تلخترین تجربه اخیر این رزیدنت بیهوشی به حادثهای بازمیگردد که پس از یک کشیک طولانی رخ داد. او میگوید: «بعد از حدود ۳۳ یا ۳۴ ساعت کار مداوم، همراه پسرم در مسیر بازگشت به خانه بودم. در اتوبان نواب برای لحظهای چشمهایم روی هم رفت و خودرو با گاردریل برخورد کرد.»
خوشبختانه طی این حادثه فرزند او آسیبی ندید، اما متأسفانه خودش دچار شکستگی زانوی راست شد و تحت عمل جراحی قرار گرفت.
او اضافه میکند: «بر اثر این اتفاق، چند هفته است زندگیام عملاً مختل شده و هنوز درگیر درمان هستم. آسیبهای ناشی از ساعات کاری طولانی فقط محدود به فشار روحی و روانی نیست، همین اتفاقی که برای شخص من پیش آمد، نمونهای از عوارض جسمی موضوع مورد گفتوگوی ماست.»
از ۴۰ پزشک عمومی، فقط ۳ نفر رزیدنت شدند/ چرا استقبال از رشتههای تخصصی کم شده؟
به گفته این رزیدنت بیهوشی، شرایط موجود باعث شده بسیاری از پزشکان عمومی تمایلی به ورود به دوره تخصص نداشته باشند. او میگوید: «در دوره پزشکی عمومی ما حدود ۴۰ نفر بودیم، اما فقط سه نفر وارد رزیدنتی شدیم. بقیه یا به مهاجرت فکر میکردند، یا مسیرهای دیگری را برای ادامه فعالیت حرفهای خود انتخاب کرده بودند.»
به اعتقاد علیمرادی، خالی ماندن برخی ظرفیتهای دستیاری در سالهای اخیر نتیجه طبیعی همین وضعیت است: «وقتی شرایط کار و زندگی رزیدنتها اینقدر دشوار باشد، طبیعی است که بخشی از پزشکان جوان مسیرهای دیگری را انتخاب کنند.»
این رزیدنت همچنین از تجربه همسرش که رزیدنت زنان و زایمان است سخن میگوید: «در ماههای اول دوره، تقریباً هفتهای نبود که همسرم از فشار کاری شاکی نباشد و به انصراف فکر نکند. البته با حمایت خانواده ادامه داد، اما این شرایط برای خیلیها وجود دارد. بسیاری از رزیدنتها در ماههای ابتدایی دوره بارها به انصراف فکر میکنند و فشارهای موجود گاهی ادامه مسیر را بسیار دشوار میکند.»
بیشتر بخوانید:
۳۰ هزار پزشک از «درمان» فراریاند/ در آزمون دستیاری امسال فقط ۱۰ درصد ظرفیت رشته طب اورژانس، ۲۲ درصد اطفال و ۱۵ درصد رشته عفونی پر شد
۱۵ شب کشیک در ماه؛ آموزش یا کار ارزان؟/ «درآمد یک پزشک متخصص طرحی در ایران کمتر از یک آرایشگر است»

آمارهای رسمی نیز از کاهش استقبال پزشکان عمومی از برخی رشتههای تخصصی حکایت دارد. محمد رئیسزاده، رئیس کل سازمان نظام پزشکی، سال گذشته نیز در گفتوگو با خبرآنلاین اعلام کرد که در آزمون دستیاری، تنها ۱۰ درصد ظرفیت رشته طب اورژانس، ۲۲ درصد ظرفیت رشته اطفال، ۳۲ درصد ظرفیت رشته بیهوشی و ۱۵ درصد ظرفیت رشته بیماریهای عفونی تکمیل شده است؛ رشتههایی که جزو ارکان اصلی نظام درمانی کشور به شمار میروند.
رئیس سازمان نظام پزشکی همچنین از فعالیت حدود ۳۰ هزار پزشک در مشاغل غیرپزشکی خبر داده و گفته است بخشی از پزشکان عمومی به دلیل شرایط اقتصادی، دشواریهای حرفهای و نبود چشمانداز مناسب، مسیرهای شغلی دیگری را انتخاب میکنند؛ روندی که میتواند در سالهای آینده کمبود متخصص در برخی رشتههای حیاتی را تشدید کند.
این نگرانیها پیشتر از سوی علی جعفریان، رئیس اسبق دانشگاه علوم پزشکی تهران، نیز مطرح شده بود. او در گفتوگو با خبرآنلاین با اشاره به کاهش استقبال از برخی رشتههای تخصصی گفته بود که آزمون دستیاری که زمانی یکی از رقابتیترین آزمونهای کشور به شمار میرفت، اکنون با صدها صندلی خالی مواجه است. به گفته او، رشتههایی مانند طب اورژانس، داخلی، جراحی، کودکان و بیهوشی بیشترین آسیب را از این وضعیت دیدهاند.
جعفریان همچنین هشدار داده بود که در برخی رشتهها، از جمله بیهوشی، حتی بخشی از پذیرفتهشدگان نیز پس از قبولی انصراف میدهند. او معتقد است ادامه این روند میتواند در سالهای آینده به کمبود جدی متخصص در برخی نقاط کشور منجر شود؛ مسئلهای که به گفته او زنگ خطر آن از هماکنون به صدا درآمده است.

«آموزش» را بیشتر سالبالاییها میدهند تا استادها!
انتقاد دیگر علیمرادی به ساختار آموزشی دوره دستیاری مربوط میشود. او میگوید: «یکی از مشکلات اصلی این است که بخش زیادی از آموزش عملی توسط رزیدنتهای سال بالاتر انجام میشود، نه اساتید.»
به گفته او، مشغله زیاد اعضای هیئت علمی و حجم بالای بیماران باعث شده آموزش مستقیم استاد به رزیدنت کمتر از حد مطلوب باشد. علیمرادی معتقد است همین مسئله زمینهساز پدیدهای شده که میان رزیدنتها با عنوان «لولینگ» شناخته میشود؛ یعنی انتقال فشار از سالهای بالاتر به رزیدنتهای تازهوارد؛ در قالب نگاههای از بالا به پایین یا تحقیرهای کلامی و … .
او توضیح میدهد: «وقتی آموزش در عمل از طریق سالبالاییها انجام میشود، رزیدنت سال یک هم برای یادگیری و هم برای ادامه کار ناچار است بسیاری از فشارها و رفتارهای نادرست را تحمل کند. هرچند وضعیت رشته بیهوشی از این نظر نسبتاً مناسب است، اما در برخی رشتهها این مسئله همچنان به عنوان یک چالش جدی مطرح میشود.»

اگر نظارت باشد، خیلی از این مشکلات قابل حل است
علیمرادی معتقد است بخش مهمی از مشکلات موجود با نظارت دقیقتر و اصلاح برخی فرآیندها قابل حل است: «باید نظارت جدیتری روی تعداد کشیکها، ساعات حضور رزیدنتها و اجرای آییننامهها وجود داشته باشد. بسیاری از قوانین روی کاغذ وجود دارند، اما در عمل به طور کامل اجرا نمیشوند.»
او همچنین بر کاهش کارهای اداری، افزایش نقش آموزش مستقیم اساتید و بازنگری در نظام پرداخت رزیدنتها تأکید میکند.
صاحبنظران این حوزه هم معتقدند مشکلات رزیدنتها صرفاً به میزان حقوق یا تعداد کشیکها محدود نمیشود. همانطور که مصطفی معین قبلتر در گفتوگو با خبرآنلاین، از وجود نوعی احساس تبعیض در ساختار آموزش و درمان سخن گفته و هشدار داده بود که بیتوجهی به شرایط دستیاران تخصصی میتواند تبعات سنگینی برای نظام سلامت کشور داشته باشد. به باور او، پزشکان جوان باید فرصت کافی برای آموزش، پژوهش و کسب مهارت داشته باشند، نه اینکه بخش عمده انرژی آنها صرف عبور از فشارهای فرساینده روزمره شود.
به گفته این رزیدنت جوان، تجربه برخی کشورها نیز نشان داده که محدود کردن ساعات کار مداوم پزشکان میتواند هم به حفظ سلامت کادر درمان کمک کند و هم ایمنی بیماران را افزایش دهد.
علیمرادی در پایان میگوید: «بچهها واقعاً دارند از جانشان مایه میگذارند. هدف ما صرفاً کم کردن کار نیست؛ فقط میخواهیم شرایطی ایجاد شود که هم آموزش بهتر باشد، هم سلامت رزیدنتها حفظ شود و هم بیماران خدمات باکیفیتتری دریافت کنند.»
۴۷۲۳۲







دیدگاهتان را بنویسید