این روزها با چرخیدن در شبکههای اجتماعی، با پدیدهای نوظهور و نگرانکننده روبهرو میشویم: والدینی که فرزندان خود را به «ویترین» نمایش تبدیل کردهاند. اما پشت این عکسهای پر زرقوبرق و ویدیوهای خندهدار، چه آسیبی پنهان شده است؟
عروسکهای زنده در ویترین مجازی
در گذشته، آلبومهای عکس خانوادگی در کمدها پنهان بود و تنها به نزدیکترین افراد نشان داده میشد. اما امروز، خصوصیترین لحظاتِ زندگی یک کودک – از حمام کردن و غذا خوردن تا اولین قدمها و حتی لحظاتِ لجبازی و گریه – بیرحمانه در مقابل چشمان هزاران یا میلیونها غریبه به اشتراک گذاشته میشود.
در این سبک از فرزندپروری نمایشی، کودک دیگر یک «انسان مستقل» با حقوق شخصی نیست؛ بلکه به یک «اکسسوار» یا ابزار تزئینی برای صفحه والدینش تبدیل میشود. والدینی که شاید ناآگاهانه، برای گرفتن تأیید اجتماعی، لایک و کامنت، خصوصیترین حریم فرزندشان را حراج میکنند.
کارگرانی بیمزد در معدنِ اینستاگرام
شاید کلمه «کار کودک» ما را به یاد بچههای کارگاههای تاریک یا کودکانِ سر چهارراهها بیندازد. اما امروز با شکل مدرن و شیکی از کارِ کودک مواجهیم: «کودکانِ کارِ مجازی».
بسیاری از صفحات خانوادگی (مامیبلاگرها و فمیلیبلاگرها) از طریق همین ویدیوهای بامزه از کودکانشان، درآمدهای میلیاردی از تبلیغات کسب میکنند. کودک، بدون آنکه بداند، در حال تولید ثروت برای والدین است. او ساعتها وقت میگذارد، ژست میگیرد، لباسهای تبلیغاتی میپوشد و کودکیاش را در خدمت سناریوهای مادر و پدرش میگذراند، بدون اینکه هیچ قانون حمایتی برای دفاع از حقوق او در این فضای بیدر و پیکر وجود داشته باشد.
ردپای دیجیتال و حقی که دزدیده میشود
آیا تا به حال به این فکر کردهایم که این کودکان وقتی به سن نوجوانی و جوانی برسند، چه حسی نسبت به این حجم از محتوای منتشر شده از خود خواهند داشت؟
هر انسانی حق دارد تصویر اجتماعی خودش را بسازد. اما کودکانِ ویترینی، پیش از آنکه قدرت انتخاب داشته باشند، دارای یک «ردپای دیجیتال» عظیم هستند. عکس خرابکاریهای آنها، گریههایشان یا لحظات خجالتآورشان برای همیشه در اینترنت ثبت شده است. ما با انتشار بیاجازه تصاویر آنها، «حقِ رضایت» و «حقِ فراموش شدن» را از آنها دزدیدهایم. نوجوانی که فردا وارد مدرسه یا جامعه میشود، ممکن است به خاطر ویدیوهایی که سالها پیش والدینش برای چند لایک بیشتر منتشر کردهاند، مورد تمسخر یا قلدریِ همسالان قرار بگیرد.
عشقِ مشروط به لنز دوربین
خطرناکترین پیامدِ تبدیل کردن خانه به استودیو عکاسی، آسیبی است که به روان کودک وارد میشود. کودکی که میبیند والدینش تنها زمانی به او توجهِ ویژه دارند، او را تشویق میکنند یا میبوسند که در حال ضبط ویدیو هستند، کمکم به این باور میرسد که «من فقط زمانی دوستداشتنی و ارزشمندم که جلوی دوربین عالی به نظر برسم». این عشقِ مشروط، عزتنفس کودک را در بزرگسالی ویران خواهد کرد.
دنیای کودکی، حقِ مسلم فرزندان ماست. بیایید لنز دوربینها را پایین بیاوریم و به جای اینکه به فکر ثبتِ لحظات برای فالوئرها باشیم، در لحظه زندگی کنیم. کودکان ما، پروژههای روابط عمومی ما برای فخرفروشی به دیگران نیستند؛ آنها انسانهایی هستند که حق دارند کودکیِ خود را در امنترین و خصوصیترین حالت ممکن تجربه کنند.
*طراح و پژوهشگر حوزه آموزش
۴۷۴۷





دیدگاهتان را بنویسید