به گزارش خبرآنلاین؛رواج «هوماسکول» یا آموزش خانگی در سالهای اخیر، اگرچه هنوز در ایران جایگاه قانونی ندارد، اما به تدریج به یکی از شیوههای مورد توجه برخی خانوادهها تبدیل شده است. محمدرضا نیکنژاد، کارشناس آموزش، معتقد است این پدیده بیش از آنکه یک مد زودگذر باشد، نشانهای از افزایش انتقادها نسبت به نظام آموزشی رسمی و تلاش خانوادهها برای یافتن مسیرهای جایگزین در آموزش فرزندان است.
به گفته نیکنژاد، مفهوم هوماسکول نخستین بار از ادبیات آموزشی آمریکا وارد ادبیات آموزشی جهان شد و حدود یک دهه است که در ایران نیز درباره آن بحث میشود. هرچند این شیوه هنوز در قوانین آموزشی کشور به رسمیت شناخته نشده، اما در عمل راههایی برای اجرای آن شکل گرفته است.
او توضیح میدهد که برخی خانوادهها فرزندان خود را در مدارس ثبتنام میکنند، اما دانشآموز در طول سال تحصیلی در کلاسهای درس حاضر نمیشود و آموزش خود را در خانه، با کمک معلمان خصوصی یا مؤسسات آموزشی، دنبال میکند. در پایان سال نیز با هماهنگی مدرسه در امتحانات شرکت کرده و مدارک رسمی دریافت میکند. به گفته این کارشناس، در برخی موارد نیز از ظرفیت نظام آموزش بزرگسالان یا سازوکارهای مشابه برای دریافت مدرک استفاده میشود؛ موضوعی که منتقدان آن را نوعی دور زدن قوانین آموزشی میدانند.
نیکنژاد یکی از مهمترین دلایل گرایش خانوادهها به آموزش خانگی را نارضایتی از محتوای آموزشی و فضای حاکم بر مدارس عنوان میکند. به گفته او، برخی والدین معتقدند فرزندانشان در مدارس تحت آموزشهای ایدئولوژیک قرار میگیرند و به همین دلیل ترجیح میدهند کنترل بیشتری بر روند آموزش و تربیت آنها داشته باشند. از نگاه این خانوادهها، حتی مدارس غیردولتی نیز به دلیل الزام به اجرای ضوابط رسمی، نتوانستهاند پاسخ مناسبی به این دغدغهها بدهند.
او در عین حال تأکید میکند که دلایل گرایش به هوماسکول تنها به مسائل محتوایی محدود نیست. به اعتقاد نیکنژاد، گروهی از خانوادهها از منظر تربیتی نیز نسبت به محیط مدارس انتقاد دارند و تصور میکنند فضای مدرسه برای رشد همه کودکان مناسب نیست. نگرانی از روابط اجتماعی نامناسب، آسیبهای احتمالی محیط مدرسه و تأثیرات فرهنگی آن باعث شده برخی والدین آموزش در محیطی کنترلشدهتر را ترجیح دهند.
این کارشناس آموزش معتقد است افزایش استقبال از آموزش خانگی، بازتابی از کاهش اعتماد بخشی از جامعه به نظام آموزشی رسمی است. به گفته او، خانوادههایی که به این شیوه روی آوردهاند، تنها به دنبال تغییر محل آموزش نیستند، بلکه به دنبال الگویی متفاوت برای تربیت و آموزش فرزندان خود هستند؛ الگویی که در آن نقش خانواده پررنگتر و امکان شخصیسازی آموزش بیشتر باشد.
نیکنژاد در عین حال یادآور میشود که تا زمانی که آموزش خانگی در ایران از پشتوانه قانونی برخوردار نباشد، اجرای آن همچنان با ابهامها و چالشهای حقوقی و آموزشی همراه خواهد بود. با این حال، گسترش این شیوه نشان میدهد بخشی از جامعه نسبت به ساختار کنونی آموزش رسمی انتقادهای جدی دارد و در جستوجوی مسیرهای تازهای برای آموزش نسل آینده است.
متن کامل این گزارش را اینجا بخوانید.
۲۳۳۲۳۳





دیدگاهتان را بنویسید