محسن جافر: هم زمانی که شیپور جنگ تحمیلی علیه کشور ما نواخته شد. خیلی از مدرسهها و مجموعههای آموزشی ناگزیر از تعطیلی محلهای تحصیل کودکان شدند. اما در شهرستان« لاشار »، استان سیستان و بلوچستان «پرویز بلوچی» مدیر مدرسه روستای جاوشیر نگران بودکه بچهها از برنامههای درسی خود عقب بمانند. به این خاطر بخشی از خانه شخصی خود را به کلاس درس تبدیل میکند و به اندازه همان تعداد ساعت کلاسهای درس در مدرسه، خانه پرویز بلوچی محل تدریس محتوای آموزشی میشود.
نمیتوانم نسبت به این استعدادها بیتفاوت باشم
پرویز بلوچی قبل از معلم شدن یک کاسب و فروشنده و بازاری موفق با درآمد پولی بالا در شهرستان «نیک شهر» بوده است. آیا با این مقدمه میتوان به آسانی پذیرفت که آقای بلوچی سرمایه داری را رها کرده و زندگی راحت و آسوده را به زندگی در رنج و مشقت ترجیح داده است؟ خود او میگوید: «تنها انگیزه و اشتیاق من آموزش بود که باعث شد آن همه درآمد را رها کنم تا خود را میان چالشهای حضور در کلاس درس ببینم.»
او ادامه میدهد: «من نمیتوانم نسبت به این همه استعداد در روستای خودم بیتفاوت باشم. این دانشآموزان با دریافت کیفیتی دقیق و ساختارمند و حتا حداقل استانداردهای آموزشی میتوانند آینده قابل پیشبینی و موفقی داشته باشند.»

جلوگیری از ادامه تحصیل دانشآموزان بهدلیل مسائل فرهنگی
آیا مدیر مدرسه جاوشیر خواسته و ناخواسته دست از سرمایه داری مالی برداشته و دارد از نوعی سرمایه گذاری فرهنگی یا انسانی صحبت می کند؟ واژه «سرمایه فرهنگی» ابداع «پیر بوردیو» جامعه شناس فرانسوی است. او در پژوهشی با عنوان نابرابریها در پیشرفت تحصیلی به ایجاد و بسط مفهوم سرمایه فرهنگی میپردازد: «تفاوت عمل کرد آموزشی کودکان در اختلاف طبقاتی آنها و میزان بهرهمندی از این سرمایه قابل توضیح است.»
آشکار است که این مدیر موفق با یک بینش اقتصادی و موفق در بازار و پیوند آن به حوزه آموزش و تحصیل از پیوند تربیت و تولید در یک موقعیت جغرافیایی و اجتماعی سیستان و بلوچستان صحبت به میان می آورد.
جغرافیایی که در آن سرمایه های انسانی به دور از توزیع برابر انواع سرمایه به ناچار برای بقا حضور و فعالیت درآمدی خود را در یک اقتصاد با ریسک بالا می بینند.
حالا به قول این مدیر ساکن روستای جاوشیر «اگر هم فقط یک زمین ورزشی با یک چمن مصنوعی برای فوتبال و… بود شاید اوضاع برای نوجوان ها در روستا این قدر هم پیچیده نمی شد. مسئله این است که نوجوان ها و جوان های این جا زمان های زیادی است که کاری برای انجام دادن ندارند!»
او ادامه میدهد: «مدرسه این روستا حتا از داشتن آب آشامیدنی، امکانات گرمایشی و سرمایشی و سرویس های بهداشتی محروم بود. به خاطر این موضوع دانش آموزان پسر و دختر مدرسه مجبور می شدند در اطراف مدرسه و زمین های خالی رفع حاجت کنند. این مکان آموزشی در سال ۱۳۷۸ برای تعداد ۲۰ نفر دانش آموز احداث و افتتاح می شود. حالا این روستا بعد از حدود ۳۰ سال از آن افتتاح، ۱۲۰ دانش آموز در مقطع ابتدایی دارد که هنوز در همان ظرفیت ساخته شده برای ۲۰ نفر تحصیل میکنند.»
بلوچی میگوید: «در این منطقه دیدگاه و نظرهای فرهنگی و مذهبی خاصی در مورد روابط دخترها و پسرها وجود دارد. این فاکتور فرهنگی در کنار فضای محدود مدرسه و اختلاط ناگزیر دختر و پسر باعث شده است از ادامه تحصیل بعضی از دانش آموزان جلوگیری شود. با این اوضاع مجبور هستیم بخشی از بچهها در کلاس آموزش ببینند و بخشی هم در حیاط مدرسه، ولی گاهی در فصل زمستان دمای هوای این منطقه به منفی زیر صفر هم می رسد که باعث می شود برخی از کلاس های مدرسه تا یک هفته هم تعطیل بماند.»

شکسته شدن طلسم سی ساله
حیاط مدرسه روستای جاوشیر میزبان چند بار کلنگ زنی و اراده احداث مکان جدید با گنجایش و پذیرش بالا بوده است ولی اجرای آن هر دفعه به تاخیر افتاده است. پرویز بلوچی بیان میکند: «من با اتومبیل شخصی خودم حداقل ماهی دوبار ۵ ساعت مسافت تا زاهدان، با این هزینه های سنگین بنزین در بلوچستان را طی می کردم که بتوانم نظر مدیرها و مسوولان در اداره آموزش و پرورش استان سیستان و بلوچستان و اداره نوسازی را برای احداث یک مدرسه در وسعت ۶ کلاس را ترغیب کنم.»
حالا طلسم احداث شکسته میشود! برای ساخت مدرسه جدید یک حامی مالی پیدا شده است. مصالح ساخت و ساز در محل خالی می شود تا تلاش های مدیر و معلم نمونه به ثمر بنشیند.
۲۳۳۲۳۳





دیدگاهتان را بنویسید