به گزارش خبرنگاراقتصادی خبرگزاری تسنیم, در دنیای پرتحول امروز، کارآفرینی بیش از هر زمان دیگری به موتور محرک توسعه اقتصادی، اجتماعی و فناورانه بدل شده است. جهشهای پیدرپی در فناوریهای دیجیتال و هوش مصنوعی، مرزهای نوآوری را جابهجا کرده و تعریف سنتی «کارآفرین» را دگرگون ساختهاند. دیگر نمیتوان کارآفرینی را صرفاً تلاش فردی برای کشف ایدهای خلاق دانست؛ زیرا در اکوسیستم کنونی، ارزش از تعامل میان انسانها، فناوریها، پلتفرمها و دادهها زاده میشود.
در جهان پرشتاب امروز، کارآفرینی دیگر تنها به معنای ایجاد یک کسبوکار تازه نیست؛ بلکه رویکردی فکری و رفتاری است که در آن، افراد و سازمانها میکوشند جهان پیرامون خود را بازآفرینی کنند. جهانی که در آن فناوریهای هوشمند، دادههای عظیم، هوش مصنوعی و پلتفرمهای دیجیتال ساختار اقتصاد، آموزش، فرهنگ و زندگی روزمره را دگرگون کردهاند.
تحولات سالهای اخیر نشان داده است که دیگر بزرگترین سرمایه یک کارآفرین، نه سرمایه مالی بلکه توان یادگیری، بازآفرینی و همکاری در اکوسیستمهای باز و هوشمند است. مرز میان صنایع کلاسیک و فناوریهای نو از میان رفته و مفاهیمی چون «کار»، «مالکیت» و حتی «نوآوری» معنایی کاملاً تازه یافتهاند. در چنین شرایطی، کارآفرینان بیش از آنکه صرفاً سازنده محصول باشند، طراح روابط و پیوندهای هوشمندانه بین انسان و ماشین شدهاند.
زهرا اردکانیفرد ؛ پژوهشگر و مدرس حوزه نوآوری با ارائه تحلیلی تحت عنوان «کارآفرینی نسل نو در عصر پساانسانگرایی؛ وقتی انسان تنها کارآفرین نیست»، به تبیین این دگرگونی بنیادین پرداخت و از ضرورت بازنگری در نگاه به مفهوم کارآفرینی سخن گفت.
وی تأکید کرد: دیگر دوران ایدهمحوری و قهرمانسازی فردی گذشته است؛ زیرا در پارادایم جدید، انسان تنها کنشگر دارای عاملیت نیست و باید در شبکهای از انسانها، غیرانسانها، الگوریتمها، پلتفرمها و دادههای بزرگ بیندیشد و عمل کند.
به گفته اردکانیفرد، رشد شتابان هوش مصنوعی و فناوریهای دیجیتال موجب شده است تا انسان پس از قرنها مرکزیت در جهان، جایگاه انحصاری خود را به اشتراک بگذارد. وی بیان کرد:«کارآفرینی پساانسانگرا» بیش از آنکه به مهارت فردی وابسته باشد، به قدرت چیدمان شبکه و توانایی تعامل میان عناصر متنوع انسانی و فناورانه بستگی دارد.
اردکانیفرد با نقد نگاه سنتی «شکار فرصت» تأکید کرد:در این دوران، کارآفرین بهجای جستوجوی فرصت، باید به دنبال ساختن شبکهای باشد که بتواند عناصر تازه را در خود جای دهد. موفقیت یعنی توان افزودن عضو جدید به شبکه و ایجاد توافق میان انسانها و غیرانسانها.
وی نقش جدید کارآفرین را به رهبر ارکستر نوآوری تشبیه کرد؛ فردی که باید میان سازهای مختلف از نیروی انسانی تا دادهها و الگوریتمها هماهنگی و همنوایی ایجاد کند. از نگاه او، تکنولوژی صرفاً یک ابزار خنثی نیست، بلکه نیرویی مستقل است که بر رفتار انسان تأثیر میگذارد و خود نیاز به «مذاکره و گفتوگو» دارد.
این پژوهشگر به چرخش فرهنگی از رقابت به همکاری اشاره کرد و گفت:در پارادایم پساانسانگرایی، همکاری با انسانها و غیرانسانها جای رقابت را میگیرد. این تغییر را میتوان نوعی چرخش زنانه در جهان کسبوکار دانست؛ از منطق رقابت به سوی منطق مشارکت.در جهان امروز، موفقیت نه در داشتن افراد قوی بلکه در «پیوندهای قوی» است. آینده کارآفرینی در قدرت شبکهسازی، گفتوگو با فناوری و یادگیری از دادهها رقم میخورد.کارآفرین پساانسانگرا میداند که خلاقیت از تنهایی زاده نمیشود؛ بلکه در تعامل میان انسان و شبکه متولد میشود.
بنابراین گزارش, کارآفرینی در دنیای فعلی دیگر وابسته به قهرمانان فردی نیست. استارتآپها و شرکتهای موفق امروزی معمولاً حاصل همکاری میان گروهی از انسانها و الگوریتمها هستند. تحلیل دادهها، یادگیری ماشینی، اتوماسیون و پلتفرمهای دیجیتال نه تنها ابزار، بلکه همکاران اصلی انساناند. کارآفرینی نوین یعنی خلق ارزش از تعامل انسان با فناوری؛ جایی که خلاقیت انسانی با قدرت محاسباتی ماشین ادغام میشود تا پاسخهایی هوشمندانهتر برای مسائل جهان بیافریند.
از سوی دیگر، نسل جدید کارآفرینان ارزش را تنها در سود نمیجویند، بلکه آن را در اثر اجتماعی، پایداری محیطزیستی و نوآوری مبتنی بر معنا دنبال میکنند. این تغییر نگرش، مسیر کارآفرینی را از رقابت صرف به سمت همکاری، شبکهسازی و همآفرینی سوق داده است. به بیان دیگر، دنیای امروز بیش از آنکه میدان نبرد شرکتها باشد، بستری برای همزیستی هوشها و ارزشهای گوناگون است.
انتهای پیام/




دیدگاهتان را بنویسید