به گزارش خبرآنلاین، به نقل از پدال، در نگاه اول، قطعی اینترنت یک مسئله ارتباطی است؛ اختلالی موقت که شاید کاربران عادی آن را با چند ساعت یا چند روز نارضایتی تجربه کنند. اما در صنعتی مانند خودرو، اینترنت فقط ابزار ارتباط نیست؛ ستون فقرات تصمیمگیری، فروش، لجستیک، خدمات و حتی اعتبار بینالمللی است. به همین دلیل، قطع یا محدودسازی اینترنت در ایران، نه یک اتفاق جانبی، بلکه یک شوک ساختاری برای صنعت خودرو محسوب میشود.
برخلاف گزارشهای میدانی که معمولاً بر تجربه شرکتها و مدیران تمرکز دارند، این تحلیل تلاش میکند از زاویهای کلانتر به موضوع نگاه کند؛ جایی که قطعی اینترنت، ضعفهای مزمن صنعت خودرو ایران را عیانتر و پرهزینهتر کرده است.
ضربه اول: فروپاشی فروش دیجیتال در بازاری که «حضوری» دیگر جواب نمیدهد
صنعت خودرو ایران سالهاست که از فروش سنتی عبور کرده، بیآنکه زیرساخت دیجیتال پایدار و امنی داشته باشد. ثبتنامهای آنلاین، قرعهکشیها، تکمیل وجه اینترنتی، اطلاعرسانی شرایط فروش و حتی پیگیری وضعیت تحویل، همگی به اینترنت وابستهاند.
با قطعی اینترنت، این زنجیره بهطور ناگهانی فرو میریزد. نه فقط فروش جدید متوقف میشود، بلکه فروشهای قبلی نیز نیمهکاره میمانند؛ مشتری نمیداند چه زمانی باید پرداخت کند، شرکت نمیتواند اطلاعرسانی کند و نتیجه، افزایش بیاعتمادی و نارضایتی است.
مسئله مهمتر اینجاست که جایگزین مؤثری هم وجود ندارد. فروش حضوری در مقیاس صنعت خودرو، نه سریع است، نه شفاف و نه قابل اتکا. اینترنت که میرود، فروش هم عملاً فلج میشود.
ضربه دوم: اختلال در زنجیره واردات، ترخیص و لجستیک
برخلاف تصور عمومی، واردات خودرو فقط به ثبت سفارش ختم نمیشود. اسناد، مکاتبات، پرداختها، رهگیری محمولهها و هماهنگی با شرکتهای حملونقل، همگی بر بستر ارتباطات آنلاین انجام میشوند.
قطعی اینترنت، این زنجیره را به مجموعهای از تماسهای ناقص، ایمیلهای ارسالنشده و اسناد معطل تبدیل میکند. تأخیر در ترخیص، افزایش هزینه انبارداری، جریمههای تأخیر و حتی ریسک از دست رفتن سهمیههای وارداتی، از پیامدهای مستقیم این وضعیت است.
در صنعتی که حاشیه سود آن بهدلیل قیمتگذاری دستوری و نوسان ارزی بهشدت محدود شده، همین تأخیرها میتوانند یک پروژه وارداتی را از سودده به زیانده تبدیل کنند.
ضربه سوم: قطع ارتباط با جهان و سقوط اعتبار شرکای ایرانی
شاید مهمترین ضربه قطعی اینترنت، نه در داخل، بلکه در بیرون از مرزها اتفاق میافتد. صنعت خودرو ایران، چه در قالب واردات و چه مونتاژ، بهشدت به شرکای خارجی وابسته است.
وقتی ارتباطات ایمیلی، جلسات آنلاین، ارسال اسناد و حتی پیامرسانهای کاری مختل میشوند، پیام روشنی به طرف خارجی ارسال میشود: شریک ایرانی قابل اتکا نیست. حتی اگر این اختلال خارج از اختیار شرکتها باشد، هزینه اعتباری آن مستقیماً بر دوش آنها میافتد.
نتیجه روشن است؛ مذاکرات سختتر، شروط سنگینتر، کاهش تمایل به همکاری بلندمدت و در نهایت، عقبنشینی شرکتهای خارجی از بازار ایران.
ضربه چهارم: فلج شدن خدمات پس از فروش و انفجار نارضایتی مشتریان
در سالهای اخیر، بخش مهمی از خدمات پس از فروش خودرو بهصورت غیرحضوری انجام میشود؛ از نوبتدهی سرویسهای ادواری گرفته تا ثبت شکایت، پیگیری قطعات و ارتباط مستقیم با کارشناسان.
با قطع اینترنت و پیامرسانها، این مسیرها بسته میشوند و تنها گزینه باقیمانده، تماس تلفنی است؛ روشی که نه مقیاسپذیر است و نه پاسخگوی حجم بالای مراجعات.
نتیجه، صفهای طولانی تماس، پاسخگویی ناقص، فرسودگی نیروی انسانی و در نهایت، افزایش نارضایتی مشتریانی است که پیشتر هم اعتماد شکنندهای به خدمات خودرویی داشتند.
ضربه پنجم: نابودی بازاریابی، برندینگ و تصویر عمومی صنعت خودرو
صنعت خودرو ایران، بیش از هر زمان دیگری به بازسازی تصویر عمومی خود نیاز دارد. شبکههای اجتماعی، رسانههای آنلاین و کمپینهای دیجیتال، ابزارهای اصلی این بازسازی هستند.
قطعی اینترنت، این ابزارها را یکباره از دسترس خارج میکند. رونماییها لغو میشوند، کمپینها میمیرند و برندها به سکوت اجباری فرو میروند. در این سکوت، تنها چیزی که باقی میماند شایعه، بیاعتمادی و روایتهای غیررسمی است.
برای صنعتی که سالهاست از بحران تصویر ذهنی رنج میبرد، این ضربه شاید از همه عمیقتر باشد.
جمعبندی؛ اینترنت، زیرساخت پنهان صنعت خودرو
قطعی اینترنت، فقط یک محدودیت ارتباطی نیست؛ آینهای است که نشان میدهد صنعت خودرو ایران تا چه اندازه به زیرساختی وابسته است که ثبات آن در اختیار خودش نیست.
تا زمانی که سیاستگذار، اینترنت را نه بهعنوان یک زیرساخت حیاتی اقتصادی، بلکه بهعنوان یک ابزار قابل قطعووصل ببیند، هر بحران اجتماعی میتواند به بحرانی صنعتی تبدیل شود. صنعتی که هزینه این ناپایداری را نهفقط شرکتها، بلکه در نهایت مصرفکننده و اقتصاد کشور پرداخت میکنند.
۵۸۵۸
دیدگاهتان را بنویسید