×

خطر فاشیسم-تروریسم و مسئولیت آزادی‌خواهان

  • کد نوشته: 99520
  • ۰۶ بهمن ۱۴۰۴
  • 3 بازدید
  • ۰
  • با فروکش کردن خشونت‌های خیابانی و توقف جنایات گسترده‌ی تروریستی اکنون هشیاری عموم مردم و نخبگان سیاسی و فرهنگی و فعالان رسانه‌ای نسبت به «فاز دوم جنگ تروریستی» بیش از پیش ضرورت دارد.

    یادداشت مهمان- شهاب اسفندیاری فعال رسانه ای: با فروکش کردن خشونت‌های خیابانی و توقف جنایات گسترده‌ی تروریستی در پی رهنمودهای خردمندانه رهبر معظم انقلاب، جان‌فشانی و فداکاری نیروهای حافظ نظم و امنیت، و حضور باشکوه مردم در حماسه ۲۲ دی که به «شکسته شدن کمر فتنه» انجامید، اکنون به نظر می‌رسد هشیاری عموم مردم و نخبگان سیاسی و فرهنگی و فعالان رسانه‌ای نسبت به آنچه که می‌تواند «فاز دوم جنگ تروریستی» نامیده شود بیش از پیش ضرورت داشته باشد.

    مسئولیت سنگینی در این شرایط متوجه همه مدافعان آزادی و مردمسالاری است چرا که نیروهای فاشیسم با تمام قدرت برای ایجاد دیکتاتوری جدید و وحشت بزرگ سازماندهی شده‌اند. در واقع ممکن است آنچه تا این مرحله شاهد بودیم صرفا فاز اول یک عملیات فاشیستی – تروریستی و به اصطلاح «بخش سخت» این عملیات پیچیده و ترکیبی باشد که قرار بوده مقدمات و شرایط لازم برای اجرای فاز دوم یا «بخش نرم» این عملیات که «مشروعیت‌زدایی از جمهوری اسلامی» است را فراهم آورد.

    در فاز دوم با تولید و انتشار تفسیرهای سوگیرانه و خوانش‌های خاص نسبت به بخش اول عملیات، زمینه برای تحقق راهبردهای نهایی طراحان این جنگ پیچیده را فراهم خواهند کرد. محورهای اصلی تبلیغاتی دشمنان در فاز دوم این جنگ فاشیستی-تروریستی را می‌توان در عناوین زیر برشمرد:

    ۱- سانسور خشونت‌ها و جنایات انجام شده در عملیات تروریستی بی‌سابقه اخیر

    ۲- تقلیل و تخفیف جنایات تروریستی و داعش‌گونه مزدوران دشمن و عدم تمایز آن از «اعتراضات» و «ناآرامی‌ها»

    ۳- پاک کردن یا کمرنگ کردن نقش آشکار بیگانگان در خشونت‌ها و جنایت‌های اخیر

    ۴- سفیدشویی جنگ تروریستی دشمن با مقصر جلوه دادن حاکمیت (همانگونه که پس از جنگ ۱۲ روزه با استفاده از کلیدواژه «تغییر پارادایم» انجام شد.)

    ۵- هم‌ذات‌پنداری با تروریست‌ها در راستای مشروعیت‌زدایی از حاکمیت

    ۶- حمله به نیروهای مدافع امنیت و تخریب روحیه و اعتماد به نفس و تضعیف توان عملیاتی آنها

    ۷- توجیه تئوریک و لابی‌گری برای تأمین پلتفرم‌های تبلیغاتی و زیرساخت‌های ارتباطی برای فاشیست‌ها و تروریست‌ها.

    ۸- اعمال فشار برای تغییرات بنیادین در سیاست خارجی و تسلیم شدن حاکمیت در برابر زیاده‌خواهی محور فاشیسم بین‌المللی (ترامپ – نتانیاهو).

    ۹- زمینه‌سازی برای گرفتار شدن مسئولین کشور در مارپیچ سکوت و مسائل حاشیه‌ای و عدم موضع‌گیری قاطع در برابر جنایات و خشونت‌های بی‌سابقه در جنگ تروریستی اخیر و عدم واکنش به جسارت‌ها و تهدیدهای مستقیم دشمنان علیه کشور و رهبری.

    ۱۰- فراخوان‌های جدید برای تجمعات و راهپیمایی‌ها در حمایت از فاشیست‌ها و در راستای همدلی با تروریست‌ها با الگوگیری از رفتار تبلیغاتی گروهک مجاهدین خلق برای تقدیس تروریست‌های دهه ۶۰.

    در مقابل این طراحی لازم است ابعاد گسترده و بی‌سابقه این جنگ تروریستی به مثابه «لحظه ۱۱ سپتامبر ایران» برای مردم تبیین شود. واقعیت‌های میدان و مظلومیت شهدا و جانبازان این حوادث و خانواده های آنها شفاف اطلاع‌رسانی شود و مطالبه افکار عمومی جهت مجازات تروریست‌های جنایتکار و حامیان آنها به شکل وسیع منعکس شود.

    لازم است در تحلیل رخدادهای اخیر به انگاره‌های لیبرالیستی که تسهیل‌گر این خشونت‌های فاشیستی و جنایت‌های تروریستی بودند – از جمله شوک درمانی، رهاسازی شبکه‌های اجتماعی و تعطیل تنظیم‌گری، پمپاژ توهم فروپاشی، ترویج نژادپرستی و مهاجرستیزی، غرب‌ستایی و آمریکا پرستی – در پرتو تحولات جدید مورد توجه قرار گیرد. توجیه‌کنندگان اقدامات خشن تروریستی و بزک‌کنندگان این فاشیسم بی‌نقاب باید به عنوان «حامیان تروریسم» محکوم شوند.

    بیشتر مطالعه کنید:

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    چهارده − دو =

    9 + دوازده =