عبدالرحیم انصاری در گفتگو با خبرنگار مهر، با اشاره به عدم توافق ایران و آمریکا در مذاکرات اسلام آباد، اظهار داشت: با پایان مذاکرات ایران و آمریکا در اسلام آباد، بر پیچیدگی های معادلات غرب آسیا افزوده شد و ایالات متحده اکنون باید بتواند با واقعیت میدان بهتر از گذشته کنار بیاید. این فهم از تاثیرگذاری جمهوری اسلامی میتواند کاخ سفید را به نتایج واقعی تری برساند، اگر که ترامپ تصمیم بگیرد خود را از حلقه صهیونیستهای اطراف خود رها کند.
وی ادامه داد: معمولا مذاکرات فرصتی را فراهم میکند تا هر یک از طرفین گفتگو با توجه به کارت هایی که برای بازی، و اهرم هایی که برای تحمیل خواستههای خود در اختیار دارند، به دنبال نتایج مورد نظر خود باشند، خصوصا وقتی که یک مذاکره در پی یک جنگ سنگین اتفاق می افتد.
کارشناس مسائل بین الملل گفت: چیزی که اینجا اهمیت دارد، و ظاهرا آمریکایی ها با توجه به زیست در توهم هژمونی برتر، همچنان نمیخواهند آن را بپذیرند آن است که ایالات متحده اساسا بازنده جنگ رمضان است و با توجه به عدم تحقق وعدههایی که ارائه کرده بود، اکنون اهرمی برای فشار بر ایران ندارد. آنها چهار هدف اصلی از شروع جنگ با ایران داشتند: تغییر حاکمیت در ایران، نابودی توان هسته ای و از بین بردن یا ربودن ذخایر اورانیوم های غنی شده ایران، نابودی قدرت موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی، و در نهایت از میان برداشتن شبکه متحدان ایران در منطقه، تا بتوانند با تحقق این اهداف بر غرب آسیا مسلط شده و پروژههای بزرگ خود از جمله تجزیه ایران، ایجاد خاورمیانه جدید از طریق تحقق اسرائیل بزرگ و خیمه زدن بر منابع نفتی منطقه را عملیاتی کنند، و از قِبَل آن هژمونی در حال سقوط خود را احیا سازند.
وی تصریح کرد: این اهداف با مقاومت مثالزدنی فرزندان ایران نه تنها محقق نشد، که حتی با اشتباه استراتژیکِ حمله به کشورمان، اختیار تنگه هرمز نیز بطور کلی به جمهوری اسلامی رسید. همه اینها گواهی بر این واقعیت است که آمریکا نه تنها در معادلات منطقه دست برتر ندارد، که حتی اعتبار خود را نیز از دست داده، و حالا تمام آنچه قبل از جنگ درباره سقوط هژمونی آمریکا بعنوان یک فرضیه مطرح بود به واقعیت نزدیک شده است.
انصاری بیان کرد: چنین آمریکایی در مذاکرات پاکستان، بار دیگر به سیاق سابق به تعیین خواسته های حداکثری روی آورده، و طبیعی است که از جمهوری اسلامی که خود را فاتح جنگ تا به امروز است، پاسخی مثبت دریافت نخواهد کرد. آنها پیش از این برای ربایش اورانیوم های غنی شده و باز کردن تنگه هرمز تلاش هایی داشتهاند و هر بار با خفّتی بزرگتر مجبور به فرار شده اند؛ اما در کمال پررویی همان مواردی را که در عملیات های خود موفق به حصول آنها نشده اند را در میز مذاکره جستجو میکنند!
کارشناس مسائل بین الملل عنوان کرد: آمریکایی ها با دو مصیبت انکارناپذیر مواجه اند که اگر بتوانند خود را از آن رها کنند، میتوانند با جمهوری اسلامی به توافقی عادلانه برسند: یکی از این مصیبت ها این است که وزارت جنگ و وزارت خارجه آمریکا از یک طرف، و شخص دونالد ترامپ از طرف دیگر، هرکدام به دلیلی گروگان لابی صهیونیسم هستند. مصیبت دیگر استکبار ذاتی رژیم آمریکا است که حتی در زمان شکست نیز تصور میکنند میتوانند از موضع برتر برخورد نمایند!
انصاری گفت: سران کاخ سفید با این رویکرد نمیتواند کاری را از پیش ببرند، کما اینکه در مذاکرات پاکستان نیز یک “نه” قاطع از نمایندگان ایران شنیدند، و حالا باید تصمیم بگیرند که باز میخواهند به مذاکرات برگردند، یا قرار است دوباره جنگ از سر گرفته شود.
وی خاطرنشان کرد: ادامه جنگ علیرغم تلخی هایی که دارد به نفع ایران و به زیان منافع آمریکا است، که نه تنها جایگاه آنها در منطقه را متزلزل و اقتصادشان را به هم میریزد، که میتواند فرصت را برای دیگر رقبا از جمله چین و روسیه جهت سبقت گرفتن از ایالات متحده در ابعاد مختلف اقتصادی، سیاسی و نظامی فراهم سازد، و روند تغییر نظم جهانی را سرعت بخشد.
دیدگاهتان را بنویسید