به گزارش اقتصادآنلاین، مذاکرات ایران و آمریکا بار دیگر در میانه آتشبسی شکننده در حال شکلگیری است؛ مذاکراتی که به گفته ابوالقاسم دلفی، دیپلمات پیشین و کارشناس روابط بینالملل با حضور تیمهای «مجهز و چندبعدی» از هر دو طرف آغاز شده و نشاندهنده اراده سیاسی برای گفتوگوست.
ابوالقاسم دلفی، دیپلمات پیشین ایران، در گفتوگو با اقتصادآنلاین میگوید که محور اصلی اختلاف همچنان موضوع هستهای است و آمریکا صراحتاً به دنبال محدودسازی کامل برنامه هستهای ایران تا سطح «غنیسازی صفر» است، در حالی که ایران چارچوب متفاوتی برای مذاکرات تعریف کرده است.
او در این گفتوگو با اقتصادآنلاین تأکید میکند که شروط اولیه ایران، از جمله آزادسازی داراییهای بلوکهشده در کشورهای مختلف و توجه به تحولات منطقهای، میتواند بهعنوان اولین دستاوردهای احتمالی مذاکرات مطرح شود. با این حال، به گفته او هنوز مشخص نیست این شروط تا چه حد در عمل محقق شدهاند.
دلفی همچنین با اشاره به احتمال یکروزه بودن مذاکرات، این سناریو را تنها در صورت وجود تفاهمات اولیه قابل تحقق میداند و تمدید مذاکرات را نشانهای از پیچیدگی، اما لزوماً شکست نمیداند. او در بخش دیگری از تحلیل خود، تغییر ترکیب تیم مذاکرهکننده آمریکا و نقش پررنگتر چهرههایی مانند ونس را نشانهای از تغییر رویکرد سیاسی در واشنگتن ارزیابی میکند. در نهایت، او تأکید دارد که موفقیت مذاکرات وابسته به میزان اختیارات، هماهنگی داخلی و توان تبدیل اختلافات به توافق عملی است.
توافق آتشبس و مذاکره بر سر پایان جنگ شکل گرفته اما همچنان برخی در داخل کشور مخالف مذاکره هستند و حتی شعارهایی علیه اصل مذاکره داده میشود؛ این فضا را چگونه ارزیابی میکنید؟
در کشور ما تکصدایی وجود ندارد و طبیعی است که در موضوعات مهمی مانند مذاکرات، دیدگاههای متفاوتی مطرح شود. یک بخش از جامعه مخالف مذاکره است و بخش دیگری آن را راهحل میداند.
اما تصمیم در این زمینه یک تصمیم حاکمیتی است که در سطح رهبری، شورای عالی امنیت ملی و سران قوا اتخاذ میشود. وقتی چنین تصمیمی گرفته شد، سایر دیدگاهها در حد بیان نظر قابل قبول است، اما نباید به ابزار فشار یا انحراف در روند مذاکرات تبدیل شود.
در تجربههای قبلی از جمله برجام نیز شاهد چنین اختلافنظرهایی بودهایم و این موضوع در آینده نیز احتمالاً ادامه خواهد داشت. با این حال، وقتی تصمیم نهایی نظام اتخاذ شده باشد، همه باید در چارچوب آن حرکت کنند.
البته فشارهای داخلی میتواند هم کارکرد مثبت داشته باشد و هم منفی؛ از یک طرف ممکن است به تیم مذاکرهکننده امتیاز بدهد و از طرف دیگر ممکن است دست آن را در تصمیمگیری ببندد.
به نظر شما، تفاوتها و تغییراتی که نسبت به ادوار قبل در مذاکرات ایجاد شده چیست؟
با توجه به شرایطی که تا امروز تغییر کرده، اصل مهم در این دوره از مذاکرات این است که هر دو طرف، یعنی هم تیم مذاکراتی ما و هم آمریکاییها، با تدارکاتی وسیع و با تیمی بهاصطلاح مجهز از افراد مختلف با ظرفیتها و تخصصهای گوناگون سیاسی، نظامی، اقتصادی و امنیتی وارد گفتوگو شدهاند. این نکته اول است؛ یعنی هر دو طرف تمایل و اراده دارند که گفتوگو کنند و این گفتوگو را انجام دهند.
از طرف دیگر، بعضی اعلام کردهاند که یک طرح دهمادهای مطرح شده و باید دید محتوای دقیق آن چیست و در نهایت کدامیک از این طرحها مبنای گفتوگو قرار میگیرد. حتی اظهارات اخیر آقای ونس نیز نشان میدهد که درباره چنین طرحهایی صحبت شده است. در نهایت، آنچه در فضای مجازی مطرح میشود یک بحث است و آنچه در فضای واقعی مذاکرات رخ خواهد داد موضوع دیگری است.
نکته مهم دیگر شروطی است که پیش از مذاکرات از سوی آقای قالیباف اعلام شده؛ از جمله آزادسازی اموال جمهوری اسلامی ایران و نیز موضوع لبنان. البته هنوز مشخص نیست این اموال دقیقاً شامل چه داراییهایی میشود؛ آیا فقط داراییهای کره جنوبی است یا کل داراییهای بلوکهشده ایران در کشورهای مختلف مانند چین، ژاپن، آمریکا، اروپا و حتی برخی کشورهای همسایه مثل عراق را هم شامل میشود.
در هر صورت، اگر این داراییها آزاد شوند، میتواند بهعنوان اولین دستاورد مذاکرات تلقی شود و حتی بخشی از محدودیتهای شبکه بانکی را کاهش دهد. موضوع لبنان نیز در کنار تحولات منطقهای دیگر میتواند بر روند مذاکرات اثرگذار باشد. همچنین بحث مدت زمان مذاکرات نیز مطرح است؛ گفته شده مذاکرات ممکن است یکروزه باشد، اما تحقق چنین موضوعی تنها در صورتی ممکن است که تفاهمات اولیه پیشتر حاصل شده باشد.
فکر میکنید تمدید مذاکرات را میتوان نشانهای مثبت در راستای پیشرفت گفتوگوها تلقی کرد؟
تمدید مذاکرات، از آن جهت که از ابتدا دو طرف بر سر نحوه دقیق گفتوگوها به توافق کامل نرسیدهاند، میتواند طبیعی باشد. در واقع فرض اولیه این است که گفتوگو آغاز شود و سپس درباره ادامه یا توقف آن تصمیمگیری شود؛ بنابراین وقتی مذاکرات شروع میشود و دو طرف با ادامه آن موافقت میکنند، این خود نشانهای مثبت از تمایل به گفتوگو است.
البته باید تجربه مذاکرات گذشته، از جمله چهار یا پنج دور گفتوگوی قبلی که به نتیجه نرسید را هم در نظر داشت؛ بنابراین زمانبر بودن مذاکرات امری محتمل است. با این حال، تغییر ترکیب تیم آمریکایی و حضور چهرههایی مانند آقای ونس نیز نشان میدهد که ساختار تصمیمگیری در واشنگتن نسبت به گذشته متفاوت شده است.
در مجموع، این تغییرات میتواند بر انتظارات اثر بگذارد و سطح امید به نتیجهگیری را افزایش دهد، هرچند تضمینی برای موفقیت وجود ندارد.
در سوی دیگر، ارزیابی شما از وضعیت آقای قالیباف و حضور او به عنوان رییس هیات ایران چیست؟
آقای قالیباف در شرایط فعلی باید در بستر جایگاه داخلی خود ارزیابی شود. ایشان به دلیل ریاست مجلس و همچنین نقشی که در شرایط جنگی اخیر داشته، بهعنوان یکی از مسئولان ارشد و اثرگذار در ساختار تصمیمگیری کشور شناخته میشود.
این جایگاه باعث شده ظرفیت سیاسی و اثرگذاری او نسبت به گذشته افزایش پیدا کند. در نتیجه، حضور او در تیم مذاکراتی نسبت به دورههایی که صرفاً وزارت خارجه مسئول بود، تفاوت مهمی ایجاد کرده است.
با این حال، نکته اصلی این است که صرف جایگاه مهم نیست، بلکه توانمندی مذاکرهکننده در مدیریت مجموعهای از عوامل سیاسی، اقتصادی، امنیتی و نظامی اهمیت دارد. مذاکرهکننده باید بتواند این عوامل را همزمان در میز مذاکره به کار بگیرد.
از سوی دیگر، تیم آمریکایی نیز ساختار متفاوتی دارد و حضور آقای ونس نشان میدهد که جمهوریخواهان تلاش دارند بخشی از وزن تصمیمگیری را از شخص ترامپ به ساختار حزبی منتقل کنند. این موضوع میتواند بر آینده توافقها و میزان اعتبار آنها اثرگذار باشد.
بهنظرتان در صورت مذاکرات مستقیم، چقدر شانس موفقیت گفتوگوها و رسیدن به توافقی جامع وجود دارد؟
بهطور کلی مذاکرات مستقیم معمولاً نتیجه بهتری نسبت به مذاکرات غیرمستقیم دارد، زیرا پیامها و خواستهها بدون واسطه منتقل میشود و امکان سوءتفاهم کمتر است.
در چهار دهه گذشته تجربه مذاکرات غیرمستقیم را داشتهایم و حتی در برخی مقاطع به بحران و درگیری نیز منجر شده است؛ بنابراین اگر شرایط برای مذاکره مستقیم فراهم شود، میتواند یک مزیت جدی محسوب شود.
در حال حاضر نیز به نظر میرسد هر دو طرف از سطح اختیارات نسبتاً بالاتری برخوردارند و این موضوع میتواند شانس توافق را افزایش دهد. اگر شرایط مناسب در طول مذاکرات شکل بگیرد، امکان رسیدن به یک نقطه مشترک وجود دارد، هرچند قطعی نیست.





دیدگاهتان را بنویسید