یادداشت مهمان سعید غفاری کارشناس مسائل سیاسی: در شرایط کنونی، ظرفیت دیپلماسی ایران نیازمند عبور از گفتمان صرفاً بازدارنده به سوی ارائه یک رژیم حقوقی جدید مبتنی بر همکاری است. توفیقات میدانی و نظامی جمهوری اسلامی ایران، اگر با ابتکار عمل دیپلماتیک همراه شود، میتواند به سرمایه ژئوپلیتیکی برای ایجاد ثبات پایدار تبدیل گردد. این یادداشت بر تغییر پارادایم از گزاره «منطقه ناامن برای همه» به گزاره «امنیت مشترک از مجرای همکاری» تأکید دارد و نقش چین را به عنوان شریک راهبردی در طراحی این چارچوب حقوقی-سیاسی برجسته میسازد.
۱. وضعیت موجود: از بازدارندگی تا فرصت راهبردی
در شرایط فعلی، اتکای صرف به بازدارندگی نظامی و میدانی، علی رغم توفیقات آن، نمی تواند به تنهایی تضمینکننده «عزت و امنیت» پایدار باشد. تجربه نشان داده است که ناامنی در منطقه، هزینههای متقابلی را برای همه بازیگران از جمله ایران ایجاد کرده است. مبنای پیشین سیاستی مبنی بر اینکه «اگر منطقه برای ما ناامن باشد، برای بقیه نیز امن نیست»، یک بازدارندگی متقابل را تثبیت کرد، اما این بازدارندگی به خودی خود قادر به خلق «نظم» نیست.
۲. گزاره بدیل: تغییر پارادایم در دیپلماسی
زمان آن رسیده که با بهرهگیری از دستاوردهای میدانی به عنوان اهرم فشار، دیپلماسی را از حالت انفعالی و تدافعی به حالت «کنشگر و فعال» تبدیل کنیم. گزاره جدید سیاست خارجی باید بر این اصل استوار باشد:
«اگر منطقه برای ما امن باشد، برای بقیه نیز میتواند امن باشد.»
این گزاره نمایانگر گذار از یک معادله «حاصلجمع صفر» به یک «بازی برد-برد» است. در این رویکرد، امنیت ایران نه در انزوای جغرافیایی، بلکه در ثبات و همگرایی منطقهای تعریف میشود.
۳. بستر تحقق: طراحی رژیم حقوقی جدید
برای عینیتبخشی به این گزاره، نیازمند یک «رژیم حقوقی جدید» هستیم. این رژیم حقوقی باید بر پایه اصول ذیل طراحی شود:
۱. تضمین امنیت دستهجمعی: جایگزینی رقابت تسلیحاتی با سازوکارهای مشورتی برای مدیریت بحرانهای آبی، مرزی و امنیتی.
۲. عدم مداخله فرامنطقهای: شکل دادن به نظم منطقهای که نقش بازیگران فرامنطقهای را کاهش داده و حل اختلافات را به کشورهای منطقه واگذار کند.
۴. نقش چین: شریک طراحی راهبردی
چین به عنوان بازیگری که دارای رویکرد «عدم تقابل» و علاقهمند به ثبات بلندمدت در ابتکار کمربند-جاده است، ظرفیت مناسبی برای همکاری در این مسیر دارد. همکاری با چین میتواند در دو سطح پیگیری شود:
سطح حقوقی: طراحی اسناد چندجانبه (چندجانبهگرایی منطقهای) با محوریت ایران و چین و مشارکت کشورهای کلیدی منطقه (عربستان، قطر، ترکیه) برای تعریف امنیت مشترک.
· سطح سیاسی: استفاده از ظرفیت سازمان همکاری شانگهای و بریکس برای نهادینهسازی گزاره «امنیت مشترک» و تبدیل آن به یک هنجار بینالمللی.
۵. نتیجهگیری و توصیه سیاستی
تحقق این چشمانداز نیازمند بازتعریف نقش دیپلماسی از «مدیریت بحران» به «معماری امنیت» است. توصیه میشود:
۱. تدوین سند جامع: با همکاری اندیشکدههای چینی، پیشنویس «پیمان همکاری و امنیت منطقه غرب آسیا» تدوین شود.
۲. دیپلماسی همگرا: پیگیری این گزاره در دیدارهای دوجانبه و چندجانبه به عنوان محور اصلی گفتگوهای راهبردی با شرق (چین و روسیه) و همسایگان موثر قرار گیرد.
این گذار دیپلماتیک، ضمن حفظ دستاوردهای نظامی، آنها را به سرمایهای سیاسی برای ایجاد «عزت» پایدار از طریق مشارکت در نظمسازی منطقهای برای ایران تبدیل خواهد کرد.




دیدگاهتان را بنویسید