×

دلایل مخالفت آنکارا با اعتراضات ایران/ چرا ثبات ایران برای ترکیه حیاتی است؟

  • کد نوشته: 103876
  • ۲۱ بهمن ۱۴۰۴
  • 2 بازدید
  • ۰
  • ثبات ایران برای ترکیه صرفاً یک موضوع سیاست خارجی نیست، بلکه مؤلفه‌ای کلیدی در امنیت ملی و اقتصاد این کشور به شمار می‌رود. اعتراضات اخیر در تهران، شکاف‌های عمیق سیاسی، رسانه‌ای و اجتماعی در ترکیه را آشکار کرده و نگرانی‌ها درباره مهاجرت، امنیت انرژی و تحرکات گروه‌های کردی را تشدید کرده است.

    دلایل مخالفت آنکارا با اعتراضات ایران/ چرا ثبات ایران برای ترکیه حیاتی است؟

    به گزارش اقتصاد آنلاین، مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل در گزارشی به نگرانی‌های امنیت ملی ترکیه از تغییر رژیم در ایران و چرایی مخالفت این کشور با اعتراضات اخیر ایران پرداخته است. این موسسه در گزارش خود آورده است: برای ترکیه، ثبات ایران صرفاً یک مسئله سیاست خارجی نیست، بلکه یکی از مؤلفه‌های اصلی امنیت ملی با پیامد‌های مستقیم برای اقتصاد ترکیه محسوب می‌شود. آنکارا که با جمهوری اسلامی مرزی طولانی دارد، هرگونه تحول جدی در تهران را تهدیدی بالقوه و چندوجهی تلقی می‌کند. این تهدید‌ها از موج‌های مهاجرت و اختلال در بازار‌های انرژی و تجارت گرفته تا نگرانی محوری درباره خلأ حاکمیتی که می‌تواند بازیگران جدایی‌طلب کرد (پ‌ک‌ک و شاخه‌های وابسته به آن) را در امتداد مرز مشترک تقویت کند، گسترده است.

    با وجود رقابت ژئوپلیتیکی و شکاف سنی–شیعه، حفظ وضع موجود در تهران یکی از منافع کلیدی دولت رجب طیب اردوغان به شمار می‌رود؛ دولتی که بیم دارد فروپاشی حاکمیت در همسایه شرقی‌اش «اثر دومینویی» ایجاد کند و کل منطقه را بی‌ثبات سازد؛ سناریویی که یادآور آشوب‌های ژئوپلیتیکی و انسانی پس از جنگ‌های عراق و سوریه است.

    هشدار آنکارا پس از اعتراضات تهران

    اعتراضاتی که در ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ در تهران آغاز شد، سطحی غیرمعمول از آماده‌باش را در آنکارا برانگیخت. مشارکت اولیه طبقه بازاری (تجار) در چرخه اعتراضات، نشانه‌ای از شکاف قابل توجه در ارکان نظام ایران تلقی شد و تصمیم‌گیران و افکار عمومی ترکیه را با یک دوگانگی روبه‌رو کرد: حمایت از مطالبات عمومی ایرانیان برای بهبود اقتصادی و حتی تغییرات بنیادین سیاسی، یا اولویت دادن به ثبات نهادی رژیم موجود. این مقاله برداشت‌های افکار عمومی ترکیه از این تحولات را تحلیل می‌کند و برخی شکاف‌ها میان موضع رسمی دولت و احساسات غالب در رسانه‌ها و جامعه مدنی را بررسی می‌کند.

    موضع نهاد سیاسی ترکیه: همگرایی حول ثبات رژیم در ایران و مخالفت با مداخله خارجی

    تحلیل اظهارات مقام‌های ارشد ترکیه و شرکای ائتلافی آنان نشان می‌دهد که نگاه راهبردی آنکارا، ثبات ایران را موضوعی حیاتی برای ترکیه می‌داند. در کانون این موضع، این برداشت وجود دارد که اعتراضات مردمی در ایران ابزاری در دست قدرت‌های خارجی برای تضعیف نظم است، نه فرآیندی اصیل و داخلی. در عمل، چهره‌های ارشد در آنکارا روایت رسمی جمهوری اسلامی را پذیرفته‌اند؛ روایتی که اعتراضات را توطئه دشمنان ایران و در رأس آنها ایالات متحده و اسرائیل، برای سرنگونی نظام معرفی می‌کند. این ادعا‌ها بر چند محور اصلی استوار است:

    روایت «توطئه خارجی» و اولویت ثبات

    رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، در سخنانی پس از نشست کابینه در ۱۹ ژانویه ۲۰۲۶، میان بی‌ثباتی جهانی و تحولات ایران پیوند برقرار کرد. او اعتراضات را «آزمونی که صلح و ثبات اجتماعی آن را هدف قرار داده» توصیف کرد و تأکید نمود که ترکیه با هر ابتکاری که منطقه را به سوی «عدم قطعیت» سوق دهد، مخالفت خواهد کرد. ابراز اطمینان رئیس‌جمهور نسبت به توانایی ایران برای عبور از این «دوره مملو از دام» بازتاب‌دهنده ترجیح آشکار به حفظ نهاد‌های موجود در برابر تغییر خشونت‌آمیز رژیم است؛ تغییری که می‌تواند به سرریز تروریسم و موج‌های مهاجرتی به داخل ترکیه منجر شود.

    «مدل گزی» و تهدید امپریالیسم

    دولت باغچلی، رئیس حزب حرکت ملی (ام‌اچ‌پی)، در سخنرانی پارلمانی ۱۳ ژانویه ۲۰۲۶، میان تظاهرات ضد دولتی ترکیه موسوم به اعتراضات پارک گزی در سال ۲۰۱۳ و موج کنونی اعتراضات در ایران شباهت مستقیم برقرار کرد و هر دو را «تحریکات سرویس‌های اطلاعاتی (خارجی) و امپریالیست‌ها» دانست. برای راست ملی‌گرای ترکیه، از شریک ائتلافی‌ام‌اچ‌پی تا احزاب مخالف ملی‌گرا مانند ظفر و حزب خوب، تضعیف حاکمیت ایران تهدیدی مستقیم علیه تمامیت ارضی خود ترکیه تلقی می‌شود. باغچلی خویشتنداری اقلیت ترک‌تبار (آذری) ایران را برجسته کرد و آن را نشانه‌ای از امتناع آنان از ایفای نقش «پیمانکاران امپریالیسم» تفسیر نمود.

    نگرانی از تشدید تنش‌های منطقه‌ای

    هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، این خط مشی را با تأکید بر نگرانی‌ها از تشدید گسترده نظامی تقویت کرد. بر اساس گزارش‌های بی‌بی‌سی ترکی، فیدان هشدار داد که تنش‌های داخلی ایران، در کنار سقوط ارزش پول ملی (ریال) به پایین‌ترین سطح تاریخی، «زمینه‌ای حاصلخیز» برای بهره‌برداری بازیگران خارجی فراهم می‌کند. او صراحتاً اشاره کرد که اسرائیل «در پی فرصت» برای حمله به ایران است و چنین مداخله‌ای کل خاورمیانه را به هرج‌ومرجی غیرقابل بازگشت خواهد کشاند. در این چارچوب، آنکارا اعتراضات ایران را نه به‌عنوان مسئله‌ای حقوق بشری، بلکه رویدادی ژئوپلیتیکی و تهدیدکننده توازن قدرت منطقه‌ای معرفی می‌کند.

    رسانه‌های ترکیه؛ بازتاب دو قطبی سیاسی

    پوشش رسانه‌ای ترکیه از اعتراضات ایران بازتاب‌دهنده قطبی‌شدگی عمیق در این کشور و کنترل تقریباً کامل حزب عدالت و توسعه بر جریان اطلاعات است. پژوهشی درباره پوشش اعتراضات آغازشده در ایران در پایان سال ۲۰۱۷ (کارابییک، ۲۰۲۲) به شکاف ایدئولوژیک آشکاری اشاره می‌کند: در حالی که رسانه‌های نزدیک به اپوزیسیون اعتراضات را نتیجه عوامل داخلی و اقتصادی می‌دانستند، رسانه‌های جریان اصلی عمدتاً روایت «نیرو‌های خارجی» را پذیرفتند و بازتاب‌دهنده گفتمان دولت بودند. این روند در دوره کنونی به‌طور چشمگیری تشدید شده است، زیرا بیشتر رسانه‌های بزرگ ترکیه در مالکیت گروه‌های تجاری نزدیک به دولت قرار دارند.

    رسانه‌های جریان اصلی به‌عنوان ابزار دولت

    کنترل نهادی رسانه‌ها نه‌تنها ایدئولوژیک بلکه ساختاری نیز هست. داده‌های پروژه «نظارت بر مالکیت رسانه‌ها» نشان می‌دهد مالکیت رسانه‌های ترکیه در دست شمار محدودی از گروه‌های تجاری متمرکز است که منافع گسترده آنها به مناقصه‌های دولتی وابسته است. در نتیجه، رسانه‌هایی مانند تی‌آرتی و آ خبر به‌مثابه امتداد وزارت خارجه ترکیه عمل می‌کنند و ناآرامی‌های تهران را نه مبارزه‌ای مدنی برای عدالت، بلکه «توطئه‌ای امپریالیستی» برای تضعیف ترکیه از طریق بی‌ثبات‌سازی همسایگانش معرفی می‌کنند. این پوشش نه‌تنها برای حفاظت از رژیم ایران، بلکه اساساً برای جلوگیری از «الهام‌گیری» اعتراضات مشابه در داخل ترکیه طراحی شده است.

    رسانه‌های مخالف به‌عنوان فضایی برای تفسیر جایگزین

    در مقابل، رسانه‌هایی مانند سوزجو و هالک تی‌وی تصویری کاملاً متفاوت ارائه می‌دهند. از نگاه آن‌ها، رویدادهای ۲۰۲۵–۲۰۲۶ در ایران بازتاب دشواری‌هایی است که برای شهروند ترک نیز آشناست: تورم افسارگسیخته، فرسایش طبقه متوسط شهری تحصیل‌کرده، سرکوب آزادی‌های مدنی و فروپاشی قدرت خرید حتی در میان طبقه بازاری. در این شبکه‌ها، تأکید بر همبستگی با معترضان و ناکامی الگوهای حکمرانی متمرکز است. با این حال، به‌دلیل ساختار اقتصادی بازار رسانه‌ای ترکیه، این صداها به حاشیه رانده می‌شوند یا تحت فشار شدید نظارتی و حقوقی قرار می‌گیرند، به‌گونه‌ای که روایت «تهدید خارجی» دولت بر گفتمان عمومی گسترده‌تر غالب می‌ماند.

     

    شکاف اجتماعی و منافع راهبردی؛ ایران به‌مثابه آینه قطبی‌شدگی ترکیه

     

    واکنش‌های عمومی در ترکیه نسبت به اعتراضات ایران یکدست نیست؛ بلکه بازتاب‌دهنده گسل‌های عمیق ایدئولوژیک در جامعه ترکیه است. تحلیل نمونه‌ای منحصربه‌فرد شامل ۸۰ تا ۱۲۰ پست به زبان ترکی (شامل پست‌های اصلی، پاسخ‌های پربازدید، نقل‌قول‌ها و رشته‌توئیت‌ها) در شبکه اجتماعی ایکس، که از طریق جست‌وجوهای پیشرفته هدفمند میان دسامبر ۲۰۲۵ تا ژانویه ۲۰۲۶ گردآوری شده، تأیید تجربی این قطبی‌شدگی را ارائه می‌دهد. این گفت‌وگو به دو اردوگاه متمایز تقسیم می‌شود که بازتاب سیاست داخلی است:

    اردوگاه همبستگی و تغییر (حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد از گفتمان)

    به ادعای این موسسه امنیت ملی اسرائیل، افرادی که با جریان سکولار–لیبرال مرتبط با بزرگ‌ترین حزب مخالف، حزب جمهوری‌خواه خلق (سی‌اچ‌پی)، شناخته می‌شوند، اعتراضات ایرانیان را که پیش‌تر با شعار «زن، زندگی، آزادی» بیان شده بود، منبع الهام می‌دانند. از نگاه آنان، قیام علیه اجبار دینی، آینه‌ای است که خطرات «پس‌رفت دموکراتیک» در خود ترکیه را منعکس می‌کند.

    اردوگاه حاکمیت و ضد مداخله (حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد از گفتمان)

    جریان محافظه‌کار، که با حزب عدالت و توسعه شناخته می‌شود و از نظر ایدئولوژیک به اخوان‌المسلمین نزدیک است، با دوگانگی راهبردی پیچیده‌ای مواجه است. در سطحی عمیق‌تر، بی‌اعتمادی متقابل میان آنکارا و تهران ریشه‌دار است و هر یک دیگری را رقیبی برای هژمونی منطقه‌ای و رهبری جهان اسلام می‌داند.

    در این چارچوب، برخی در این اردوگاه اعتراضات ایران را فرصتی بالقوه برای تضعیف «هلال شیعی» و گسستن پیوستگی راهبردی ایران تا لبنان می‌بینند؛ مشابه رویکرد ترکیه در دوران جنگ داخلی سوریه. با این حال، این آرزوی هژمونی سنی با واقع‌گرایی سیاسی و هراس از «انقلاب‌های رنگی» مورد حمایت غرب محدود می‌شود. در نهایت، صداهای همسو با موضع هاکان فیدان غالب می‌شوند: نگرانی از آن‌که بی‌ثباتی به سود بازیگران تروریستی کردی (پ‌ک‌ک/پژاک) تمام شود یا به‌طور جدی به بازار انرژی ترکیه آسیب بزند، بر وسوسه تضعیف رقیب شیعی غلبه می‌کند.

     

    فراتر از شکاف‌های ایدئولوژیک، اجماع عمومی گسترده‌ای که در حدود ۴۵ درصد از گفتمان آنلاین منعکس شده، حول سه حوزه نگرانی شکل گرفته است. این اجماع خطوط سیاسی را درمی‌نوردد و حزب حرکت ملی را با احزاب ملی‌گرای مخالف مانند حزب خوب و حزب ظفر متحد می‌کند؛ همگی تحولات ایران را تهدیدی مستقیم برای امنیت ملی تعریف می‌کنند:

    اثر دومینوی کردی و تهدید تمامیت ارضی

    این نگرانی غالب در میان محافل ملی‌گراست (حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد از گفتمان در ایکس). هراس محوری آن است که فروپاشی رژیم ایران خلأ حاکمیتی در شمال این کشور ایجاد کند و به گروه‌هایی مانند پژاک (وابسته به پ‌ک‌ک) امکان خودمختاری بدهد. از منظر ملی‌گرایان ترک، چنین خلأیی تهدیدی وجودی برای تمامیت ارضی ترکیه محسوب می‌شود، زیرا می‌تواند به پایگاه لجستیکی عقبه برای تروریسم تبدیل شده و تمایلات جدایی‌طلبانه داخلی را تقویت کند.

     

    کابوس پناهجویان

    هر شوک در ایران بلافاصله به هراس از موج مهاجرتی کنترل‌نشده به ترکیه تبدیل می‌شود. ترکیه هم‌اکنون میزبان بزرگ‌ترین جمعیت پناهجویان جهان است. (حدود ۲.۳ میلیون سوری و نزدیک به ۱۷۰ هزار پناهجوی دیگر تا اوایل ۲۰۲۶).

    نگرانی‌های ناشی از اعتراضات اخیر ایران حول دو تهدید مهاجرتی اصلی می‌چرخد. نخست، پناهجویان ایرانی به‌عنوان تهدید ادراک‌شده اصلی دیده می‌شوند. فروپاشی اقتصاد ایران یا سرکوب خشونت‌آمیز اعتراضات می‌تواند صدها هزار شهروند ایرانی، عمدتاً از طبقه متوسط رو به زوال را به سوی مرز ترکیه سوق دهد. رسانه‌های ترکیه حتی از تدارک ایجاد منطقه حائل میان دو کشور برای مهار این پدیده خبر داده‌اند. برخلاف پناهجویان مناطق جنگی فعال، این مهاجران جمعیتی شهری خواهند بود که به مراکز کلان‌شهری ترکیه گرایش دارند. سناریویی که تهدیدی مستقیم برای انسجام اجتماعی و ثبات اقتصادی شکننده کشور تلقی می‌شود.

    مهاجرت ثانویه، انرژی و اقتصاد

    افزون بر این، نگرانی‌هایی درباره سرریز مهاجرت کارگران غیرایرانی وجود دارد. از نگاه ترک‌ها، ایران باثبات تنها مانع حرکت کارگران مهاجر و پناهجویان بیشتر به‌ویژه افغان‌های باقی‌مانده در ایران که شمار آنان در حال حاضر حدود ۳.۸ میلیون نفر برآورد می‌شود، است. تنها در سال ۲۰۲۴، حدود ۲۲۵ هزار مهاجر غیرقانونی در ترکیه بازداشت شدند؛ رقمی که حساسیت ترکیه نسبت به هرگونه تضعیف کنترل بر مرز ایران را برجسته می‌کند.

    امنیت انرژی و اقتصاد

    برای افکار عمومی‌ای که با تورمی حدود ۳۱ درصد در اوایل ۲۰۲۶ دست‌وپنجه نرم می‌کند، ایران عاملی حیاتی در هزینه‌های زندگی ترکیه است:

    وابستگی انرژی

    ایران حدود یک‌دهم مصرف گاز طبیعی ترکیه را تأمین می‌کند. هرگونه اختلال در ماه‌های زمستان به افزایش فوری قیمت برق و گرمایش منجر خواهد شد.

    روابط تجاری و ترانزیتی

    با حجم تجارت دوجانبه ۵.۷ میلیارد دلار و پروژه‌های راهبردی، از جمله طرح ساخت راه‌آهن مرند–چشمه‌ثریا به ارزش ۱.۶ میلیارد دلار، ایران پلی زمینی حیاتی برای دسترسی ترکیه به بازارهای آسیای مرکزی است.

    ترجیح وضع موجود

    از منظر سیستمی، افکار عمومی ترکیه تمایل دارد «حکومت فعلی» در تهران را به عدم قطعیت ناشی از تغییر خشونت‌آمیز رژیم ترجیح دهد؛ با توجه به نگرانی‌های عمیق درباره پیامدهای مستقیم اقتصادی و امنیتی برای ترکیه. در عین حال، تحلیل گفتمان نشان می‌دهد که برخلاف یافته‌های کارابییک درباره اعتراضات ۲۰۱۷، تا سال ۲۰۲۶ شبکه‌های اجتماعی به میدان اصلی و تقریباً انحصاری اپوزیسیون ترکیه تبدیل شده‌اند.

    ایران به‌مثابه درس مشروعیت و امنیت ملی از منظر ترکیه

    تحلیل برداشت‌های عمومی ترکیه از رویدادهای ۲۰۲۶ در ایران نشان می‌دهد که همسایه شرقی این کشور به آینه‌ای بدل شده که آنکارا از طریق آن تهدیدها و هویت راهبردی خود را تعریف می‌کند. در حالی که بخش‌های بزرگی از افکار عمومی ترکیه، به رهبری نهاد سیاسی تحت هدایت اردوغان و باغچلی، اعتراضات را «توطئه خارجی» چارچوب‌بندی کرده و بر مهار تهدیدهای فوری مانند موج‌های مهاجرت، خلأ حاکمیتی کردی و اختلال در تأمین انرژی تمرکز دارند، صداهای اپوزیسیون محافظه‌کار–لیبرال لایه عمیق‌تری از تحلیل را آشکار می‌سازند.

    اظهارات جمال‌الدین کانی تورون، نماینده مخالف پارلمان، در ۱۳ ژانویه ۲۰۲۶ نقطه اوج بحث داخلی ترکیه درباره رابطه حکمرانی و ثبات را نمایندگی می‌کند. تورون معادله متعارف را وارونه می‌کند و تصریح می‌کند که «دموکراسی یک تجمل نیست، بلکه مسئله‌ای مرتبط با امنیت ملی است.» به‌باور او، آسیب‌پذیری ایران در برابر مداخله خارجی و فروپاشی نه از قدرت دشمنانش، بلکه از فرسایش مشروعیت سیاسی داخلی ناشی از نادیده گرفتن طولانی‌مدت مطالبات شهروندان سرچشمه می‌گیرد. این دیدگاه که جبهه داخلی مستحکم، حاکمیت قانون و آزادی بیان را «قوی‌ترین سپر» دولت می‌داند، با بخش‌های گسترده‌ای از افکار عمومی ترکیه هم‌صداست که پیوندی مستقیم میان ثبات سیاسی و تاب‌آوری اجتماعی می‌بینند.

    از این رو، آنچه در خیابان‌های تهران در جریان است، برای ترکیه بسیار فراتر از بحران در یک کشور همسایه است. این مسئله اولویت‌های راهبردی ترکیه را تیزتر می‌کند. در حالی که بخش قابل توجهی از اپوزیسیون مورد ایران را گواهی بر این می‌داند که ثبات پایدار مستلزم تقویت نهادهای دموکراتیک و مشروعیت داخلی است، هراس از بی‌ثباتی در ایران مرزهای سیاسی را درمی‌نوردد. اکثریت قاطع افکار عمومی ترکیه، فارغ از وابستگی سیاسی، نگرانی مشترکی درباره «اثر دومینویی» بالقوه شامل مهاجرت گسترده، اختلال اقتصادی و تقویت بازیگران تروریستی در امتداد مرز شرقی ترکیه دارند. برای تصمیم‌گیران در اورشلیم و در غرب، درک این واقعیت که ثبات ایران در ترکیه به‌مثابه دارایی امنیتی تلقی می‌شود، برای ارزیابی واکنش‌های آنکارا به تحولات آتی در محور شیعی و سراسر خاورمیانه ضروری است.

    بیشتر مطالعه کنید:

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    5 × 5 =

    ده + یک =