×

بسته شدن تنگه هرمز، شوک ششم نفتی یا نظم جدید در اقتصاد انرژی جهان؟

  • کد نوشته: 114152
  • ۲۹ اسفند ۱۴۰۴
  • 1 بازدید
  • ۰
  • یک اقتصاددان گفت بسته شدن تنگه هرمز می‌تواند آغاز «شوک ششم نفتی» باشد؛ شوکی که با جهش قیمت نفت، تورم جهانی، رکود اقتصادی و بی‌ثباتی بازارها، نظم اقتصاد جهان را تغییر می‌دهد.

    بسته شدن تنگه هرمز، شوک ششم نفتی یا نظم جدید در اقتصاد انرژی جهان؟

    به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از مهر، مهدی منصوری بیدکانی، رئیس کمیسیون اقتصادی شبکه راهبردی یاران انقلاب با بیان اینکه بسته شدن تنگه هرمز، آغاز شوک نفتی جدید در تاریخ اقتصاد نفت است، گفت:در علم اقتصاد، «شوک» به رویداد غیرمنتظره و ناگهانی‌ای اطلاق می‌شود که تعادل در یک سیستم اقتصادی را به هم می‌زند و منجر به تغییرات قابل توجهی در متغیر‌های کلیدی مانند قیمت‌ها، تولید و اشتغال می‌شود. شوک‌های نفتی، به عنوان زیرشاخه‌ای از این پدیده، همواره از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده‌اند.

    وی افزود: این شوک‌ها، اغلب ریشه در عوامل سیاسی، ژئوپلیتیکی و طبیعی دارند و می‌توانند تاثیرات گسترده‌ای بر اقتصاد جهانی داشته باشند.

    این صاحب نظر اقتصاد نفت ادامه داد: شوک‌های نفتی پیشین، مانند بحران ۱۹۷۳ (که به دنبال جنگ اکتبر رخ داد) و بحران ۱۹۷۹ (ناشی از انقلاب اسلامی ایران)، نمونه‌های بارزی از این پدیده هستند. بحران ۱۹۷۳، قیمت نفت را به طور متوسط از حدود ۳ دلار به ۱۰ دلار در هر بشکه افزایش داد و منجر به رکود اقتصادی در بسیاری از کشور‌ها شد.

    رئیس کمیسیون اقتصادی شبکه راهبردی یاران انقلاب (شریان) افزود: که این بحران، به طور مستقیم منجر به افزایش تورم، کاهش تولید و افزایش بیکاری در کشور‌های توسعه‌یافته شد. بحران ۱۹۷۹ نیز با افزایش قیمت نفت به حدود ۳۰ دلار در هر بشکه، شوک اقتصادی دیگری را به جهان تحمیل کرد.

    این استاد دانشگاه گفت: بررسی‌های معتبر منتشر شده، نشان می‌دهد که این بحران، تاثیرات منفی قابل توجهی بر رشد اقتصادی جهانی داشته و منجر به افزایش نااطمینانی در بازار‌های مالی شده است.

    وی اذعان داشت: این شوک‌ها، علاوه بر تاثیرات اقتصادی، پیامد‌های سیاسی و اجتماعی نیز به همراه داشتند و منجر به تغییرات در سیاست‌های انرژی و روابط بین‌الملل شدند.

    منصوری بیدکانی ادامه داد: تنگه هرمز، به عنوان یکی از مهم‌ترین آبراه‌های کشتیرانی جهان، روزانه حدود یک‌پنجم از کل نفت مصرفی جهان را عبور می‌دهد. اهمیت استراتژیک این تنگه، همواره مورد توجه قدرت‌های بزرگ بوده و در طول تاریخ، صحنه منازعات و رقابت‌های ژئوپلیتیکی بوده است.

    وی افزود: بسته شدن این تنگه، نه تنها جریان نفت را متوقف می‌کند، بلکه مسیر تجارت جهانی را نیز به طور چشمگیری تحت تاثیر قرار می‌دهد.

    او تاکید کرد: بسته شدن تنگه هرمز، فراتر از یک اقدام نظامی صرف، یک نقطه عطف در تحولات اقتصادی و حقوقی جهان است. این اقدام، نه تنها زنجیره تامین انرژی را مختل می‌کند، بلکه پتانسیل ایجاد «شوک ششم نفتی» را به همراه دارد؛ شوکی که می‌تواند نظم اقتصادی جهانی را به طور بنیادین بازتعریف کند.

    استاد اقتصاد نفت دانشگاه گفت: این بار، تفاوت اساسی وجود دارد: این یک اقدام استراتژیک است که نشان‌دهنده تغییر در موازنه قدرت و تمایل به چالش با نظم جهانی موجود است.

    وی ادامه داد، شوک‌های نفتی معمولاً با افزایش قیمت انرژی، تورم، کاهش تولید و افزایش بیکاری همراه هستند. با توجه به وابستگی بالای اقتصاد جهانی به نفت، بسته شدن تنگه هرمز می‌تواند این تاثیرات را به شکل فزاینده‌ای تشدید کند.

    منصوری ادامه داد: اولین و مستقیم‌ترین تاثیر، افزایش شدید قیمت نفت بود که همه دیدند و برآورد‌های ما حاکی از آن است که در صورت استمرار بسته شدن تنگه هرمز، قیمت نفت می‌تواند به سرعت تا سقف ۲۰۰ دلار در هر بشکه افزایش یابد.

    وی اذعان داشت: این افزایش قیمت، به نوبه خود، هزینه‌های تولید را افزایش داده و نرخ تورم را در سراسر جهان تسریع می‌کند.

    او گفت: افزایش قیمت انرژی، هزینه‌های حمل و نقل و تولید را افزایش داده و به رکود اقتصادی در بسیاری از کشور‌ها منجر می‌شود. مدل‌های اقتصادسنجی پیش‌بینی شده نشان می‌دهند که شوک‌های نفتی بزرگ، می‌توانند به طور قابل توجهی رشد اقتصادی جهانی را کاهش دهند.

    عضو انجمن اقتصاددانان ایران اذعان داشت: افزایش نااطمینانی در مورد عرضه نفت، می‌تواند منجر به بی‌ثباتی در بازار‌های مالی شده و باعث کاهش سرمایه‌گذاری و افزایش ریسک شود و بسته ماندن تنگه هرمز، می‌تواند الگو‌های تجاری جهانی را تغییر داده و منجر به افزایش هزینه‌های حمل و نقل و اختلال در زنجیره‌های تامین شود.

    وی ادامه داد: نمونه بارز آن در معرض ورشکستگی قرار گرفتن صنعت هواپیمایی جهان است، به خاطر دارم که مقاله‌ای در سایت ScienceDirect نشان می‌داد که افزایش ۱۰ درصدی قیمت سوخت، می‌تواند منجر به کاهش سودآوری ایرلاین‌ها تا ۱۵ درصد شود.

    این افزایش قیمت، نه تنها ایرلاین‌ها را تحت فشار قرار داده، بلکه تقاضا برای سفر هوایی را نیز به شدت کاهش داده است.

    وی افزود: بحران نفتی پیش رو، بیماری‌های اقتصادی را در اقتصاد‌های در حال توسعه تشدید خواهد کرد و می‌تواند منجر به ناآرامی‌های اجتماعی و سیاسی در سطح جهانی شود! در شرایط کنونی، نقش نهاد‌های بین‌المللی مانند سازمان ملل متحد، سازمان کشور‌های صادرکننده نفت (OPEC) و آژانس بین‌المللی انرژی (IEA) بسیار حیاتی است و نباید بازوی رسمی آمریکا باشند!

    استاد اقتصاد دانشگاه گفت: سناریوی کنترل هوشمند هرمز می‌تواند برای آمریکا چالش‌های جدی ایجاد کند و در نهایت منجر به «کم آوردن» این کشور شود، اما کم آوردن به چه معنایی؟

    وی ادامه داد: جنگ طولانی‌مدت و بی‌نتیجه، هزینه‌های مالی هنگفتی را بر دوش آمریکا تحمیل می‌کند. این هزینه‌ها می‌تواند منجر به افزایش بدهی ملی، کاهش بودجه برای برنامه‌های داخلی و افزایش نارضایتی عمومی شود. همچنین حمایت طیف مدافع جنگ در اطراف ترامپ کاهش می‌یابد، این امر می‌تواند منجر به فشار بر دولت برای پایان دادن به جنگ و خروج از منطقه شود.

    وی اذعان داشت: کم آوردن آمریکا در این سناریو به معنای شکست نظامی نیست، بلکه به معنای رسیدن به نقطه‌ای است که هزینه‌های ادامه جنگ بیشتر از منافع آن می‌شود و آمریکا مجبور به تغییر استراتژی خود می‌شود. این تغییر استراتژی می‌تواند شامل کاهش حمایت از اسرائیل، تمرکز بر دیپلماسی و تلاش برای یافتن یک راه حل سیاسی باشد.

    بیشتر مطالعه کنید:

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    19 − 1 =

    شانزده + دوازده =