بازار؛ گروه بورس: بازار مسکن ماههاست در یکی از سنگینترین دورههای رکودی خود گرفتار شده که نه فقط معاملات را خشک کرده، بلکه جریان نقدینگی را از این صنعت بیرون رانده و پروژههای ساختمانی را با کندی و توقف مواجه کرده است. افزایش هزینه ساخت، کاهش قدرت خرید مردم، سختتر شدن تأمین مالی و نبود سیاستهای حمایتی مؤثر، باعث شده بسیاری از شرکتهای ساختمانی با فشار مضاعف روبهرو شوند. در چنین فضایی، تنها شرکتهایی توانستهاند عملکرد قابلقبولی ثبت کنند که یا پروژههای آماده بهرهبرداری داشتهاند، یا از داراییهای قبلی سود گرفتهاند، یا توانستهاند هزینهها را کنترل کنند. در مقابل، شرکتهایی که وابسته به فروش واحدهای جدید یا پروژههای نیمهتمام بودهاند، بیشترین آسیب را دیدهاند و این تفاوت، شکاف عمیقی در عملکرد ۹ماهه شرکتهای انبوهسازی ایجاد کرده است.
در حالی که رکود سنگین مسکن جریان نقدینگی را از پروژههای ساختمانی خارج کرده، برخی شرکتهای انبوهسازی توانستهاند با بهرهبرداری از داراییها و کنترل هزینهها سودهای قابلتوجهی ثبت کنند. اما گروهی دیگر با افتهای ۵۰ تا ۶۰ درصدی سود و حتی زیاندهی، نشان میدهند که بحران ساختاری در این صنعت همچنان جدی است و فاصله میان نمادهای موفق و ضعیف هر روز بیشتر میشود
بازار مسکن ماههاست در یکی از عمیقترین دورههای رکودی خود قرار دارد که نهتنها معاملات را خشک کرده، بلکه جریان نقدینگی را از پروژههای ساختمانی بیرون رانده و بسیاری از شرکتهای انبوهسازی را با چالش تأمین مالی، افزایش هزینه ساخت و کاهش سرعت پروژهها روبهرو کرده است. در چنین شرایطی، عملکرد شرکتها بیش از هر زمان دیگری به کیفیت مدیریت، نوع پروژهها، میزان داراییهای قابل بهرهبرداری و توان کنترل هزینهها وابسته شده است. همین تفاوتها باعث شده برخی نمادها رشد قابلتوجهی ثبت کنند و برخی دیگر در مسیر زیان باقی بمانند.
در میان شرکتهای سودده، ثشاهد با ثبت ۳۱۵ میلیارد تومان سود و رشد ۹۱ درصدی، یکی از بازیگران باثبات صنعت بوده است. کیسون نیز با ۳۳۲ میلیارد تومان سود و رشد ۸۹ درصدی عملکردی مشابه داشته و نشان داده پروژههای عمرانی و قراردادهای خارجی این شرکت همچنان موتور محرک سودآوری آن هستند. ثفارس با ۱۰۱ میلیارد تومان سود و رشد ۲۴ درصدی و ثرود با ۸۳ میلیارد تومان سود و رشد ۱۳۳ درصدی، از جمله نمادهایی هستند که توانستهاند در فضای رکودی، سودآوری خود را حفظ و حتی تقویت کنند.
در این میان، برخی نمادها جهشهای چشمگیر داشتهاند. ثقزوی با ۶ میلیارد تومان سود و رشد هزار درصدی، ثنوسا با ۳۶ میلیارد تومان سود و رشد ۵۸۷ درصدی و ثجوان با ۲۳۰ میلیارد تومان سود و رشد ۶۰۶ درصدی نشان میدهند که بخشی از صنعت از فاز رکود عبور کرده و وارد دوره بهرهبرداری از پروژهها یا فروش داراییهای مهم شده است. ثغرب نیز با رشد هزار درصدی سود، یکی از شگفتیهای این دوره بوده و نشان داده که برخی شرکتها توانستهاند از فرصتهای محدود بازار بیشترین بهره را ببرند.
کدام نمادها بیشتر افت کردند؟
همه نمادها وضعیتی سودآور ندارند. برخی شرکتها با افت شدید سود مواجه شدهاند. ثزاگرس با تنها ۸ میلیارد تومان سود و افت ۵۷ درصدی، ثامان با ۱۵ میلیارد تومان سود و افت ۶۴ درصدی، ثشرق با ۱۱۷ میلیارد تومان سود و افت ۶۲ درصدی و آ س پ با ۳۲ میلیارد تومان سود و افت ۵۷ درصدی نشان میدهند که بخشی از صنعت هنوز نتوانسته خود را با شرایط جدید بازار وفق دهد. کاهش فروش، افزایش هزینه ساخت، مشکلات نقدینگی و پروژههای نیمهتمام از دلایل اصلی این افتهاست.
در بخش زیاندهها، وضعیت نگرانکنندهتر است. ثنظام با ۵ میلیارد تومان زیان و رشد ۳۵ درصدی زیان و ثنام با یک میلیارد تومان زیان و رشد منفی ۱۰۱ درصدی نشان میدهند که برخی شرکتها نهتنها از رکود عبور نکردهاند، بلکه در مسیر نزولی عمیقتری قرار گرفتهاند. این نمادها معمولاً با مشکلات ساختاری، بدهیهای سنگین، توقف پروژهها و ضعف مدیریت مالی روبهرو هستند و هنوز نشانهای از بازگشت در آنها دیده نمیشود.
گزارشهای مالی نشان میدهد صنعت انبوهسازی با وجود ثبت بیش از ۱۸۶۰ میلیارد تومان سود، همچنان درگیر رکود سنگین و نابرابری عملکرد است. برخی نمادها رشدهای چندبرابری داشتهاند، اما گروهی دیگر با کاهش شدید سود یا زیاندهی، تصویر نگرانکنندهای از مشکلات ساختاری و بحران نقدینگی ارائه میدهند
در مجموع، کل گروه انبوهسازی با ثبت ۱,۸۶۸ میلیارد تومان سود و افت ۶ درصدی نسبت به دوره مشابه، تصویری دوگانه ارائه میدهد: بخشی از صنعت در مسیر رشد و بازگشت قرار دارد، اما بخش دیگری همچنان درگیر چالشهای مزمن است و فاصله میان این دو گروه هر روز بیشتر میشود. در بررسی نمادهای منفی، شرکتهایی مانند ثزاگرس، ثامان، ثشرق، آ س پ، ثپردیس، ثالوند، ثجنوب، ثنظام و ثنام نشان میدهند که رکود بازار مسکن برای برخی شرکتها نه یک چالش موقت، بلکه یک بحران ساختاری است. افت شدید سود یا ورود به زیان در این نمادها معمولاً ناشی از پروژههای نیمهتمام و طولانیشده، نبود نقدینگی و وابستگی به فروش دارایی، مدیریت ناکارآمد و عدم کنترل هزینهها، ناتوانی در تطبیق با شرایط جدید بازار و ضعف در جذب سرمایه یا مشارکتهای جدید است.
اگر این شرکتها اصلاح ساختار مالی، تغییر مدیریت، خروج از پروژههای کمبازده و شفافیت بیشتر را در دستور کار قرار ندهند، فاصلهشان با نمادهای موفق صنعت هر روز بیشتر خواهد شد. در بازاری که حتی در رکود هم برخی شرکتها توانستهاند رشد چندصددرصدی ثبت کنند، ادامه زیان در این نمادها زنگ خطری جدی برای سهامداران است.
با توجه به تداوم رکود سنگین در بازار مسکن، انتظار نمیرود شرایط مالی شرکتهای انبوهسازی در کوتاهمدت دستخوش تغییرات چشمگیر شود. اگرچه بخشی از شرکتها توانستهاند با اتکا به پروژههای آماده، فروش داراییها یا مدیریت هزینهها سودآوری خود را حفظ کنند، اما بخش بزرگی از صنعت همچنان درگیر کمبود نقدینگی، افزایش هزینه ساخت و توقف پروژههاست. در صورت ادامه این وضعیت، شکاف میان نمادهای سودده و زیانده عمیقتر خواهد شد و احتمالاً شاهد تثبیت روند دوگانهای خواهیم بود که در گزارش ۹ماهه نیز دیده شد.
در ماههای آینده، شرکتهایی که داراییهای قابل بهرهبرداری دارند یا توانستهاند منابع مالی جدید جذب کنند، همچنان در مسیر رشد باقی میمانند. اما شرکتهایی که وابسته به فروش واحدهای جدید یا پروژههای نیمهتمام هستند، با فشار بیشتری مواجه خواهند شد و احتمال افزایش زیان در آنها وجود دارد. در مجموع، تا زمانی که سیاستهای حمایتی مؤثر، تسهیل تأمین مالی و تحریک تقاضا در بازار مسکن اتفاق نیفتد، صنعت انبوهسازی در وضعیت شکننده باقی میماند و تنها شرکتهای چابک و دارای مدیریت کارآمد قادر خواهند بود از این دوره عبور کنند.




دیدگاهتان را بنویسید