×

ناپایداری پیمان‌های امنیتی آمریکا و ضرورت قدرت بومی مقاومت

  • کد نوشته: 157410
  • ۲۵ شهریور ۱۴۰۵
  • 1 بازدید
  • ۰
  • تماس های بدون جواب بن سلمان و درخواست های کمک نظامی او از ترامپ که تا کنون بی نتیجه مانده به خوبی آشکار می کند که اتکا به نیروی انسانی و اراده ملی، تنها راه ایجاد بازدارندگی واقعی است.

    ناپایداری پیمان‌های امنیتی آمریکا و ضرورت قدرت بومی مقاومت

    خبرگزاری مهر-گروه سیاست-هادی رضائی: در روزهای اخیر، گزارش‌های متعدد رسانه‌های آمریکایی از جمله اکسیوس به نقل از مقامات آمریکایی، از دو تماس تلفنی فوری محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، با دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا خبر داده‌اند. بن سلمان در پی پیشروی نیروهای انصارالله یمن به سمت شهر ساحلی مخا و نزدیکی به تنگه راهبردی باب‌المندب، دو بار درخواست حمله مستقیم هوایی آمریکا علیه مواضع حوثی‌ها را مطرح کرده است. ترامپ هر دو درخواست را رد کرده و اعلام شده که واشنگتن فعلاً برنامه‌ای برای مداخله نظامی مستقیم ندارد و به‌جای آن، تنها اطلاعات و داده‌های هدف‌گیری را در اختیار سعودی‌ها قرار می‌دهد. البته گفتنی است که حدود ۲۰۰ نیروی آمریکایی نیز در عربستان حضور دارند که نقش مشاوره‌ای و غیررزمی ایفا می‌کنند.

    این رویداد، در بحبوحه تشدید درگیری‌های یمن و کنترل بیش از پیش انصارالله بر مسیرهای حیاتی تجارت و صادرات نفت، و تصرف مناطقی که در دست مزدوران طرفدار عربستان بوده اند، بار دیگر نشان می‌دهد که پیمان‌ها و همکاری‌های امنیتی با آمریکا تضمین‌کننده ثبات و امنیت نیستند. آمریکا اولویت‌های خود را بر جبران شکستهای متعدد در نبرد با ایران قرار داده و به دنبال راهکاری برای خروج از منجلاب درگیری با ایران و تنگه هرمز قرار داده است و از گشودن جبهه نظامی جدید اجتناب می‌کند. حتی متحدان نزدیک و خریداران کلان تسلیحات آمریکایی مانند عربستان، در لحظات حساس با رد درخواست‌های مکرر مواجه می‌شوند. این الگو تکرار تجربه‌های قبلی است: قدرت خارجی که ریشه در اراده و توان ملت میزبان ندارد، در روزهای بحرانی به داد نمی‌رسد و منافع ملی خود را بر تعهدات پیمان‌محور ترجیح می‌دهد.

    تجربه ایران در رویارویی اخیر با آمریکا و رژیم صهیونیستی، این واقعیت را به‌روشنی اثبات کرده است. در جنگ دوازده‌روزه خرداد ۱۴۰۴ و سپس جنگ چهل‌روزه در اسفند ماه سال گذشته و فروردین سال جاری و درگیری های بعد از آن که حملات گسترده هوایی و موشکی علیه زیرساخت‌های نظامی، هسته‌ای و دفاعی ایران انجام شد. اگر توان دفاعی ایران وابسته به پیمان‌ها، تجهیزات وارداتی یا حمایت مستقیم کشورهای دیگر بود، در آن شرایط حساس هیچ‌کدام به کمک نمی‌آمدند و کشور نمی‌توانست در برابر تهاجم ایستادگی کند. قدرت بازدارنده و دفاعی بومی ایران شامل سامانه‌های پدافند هوایی، موشک‌های بالستیک و کروز، پهپادها و ساختار فرماندهی مقاوم بود که امکان پاسخ‌گویی، حفظ تمامیت ارضی و جلوگیری از فروپاشی دفاعی را فراهم آورد.

    امنیت پایدار تنها زمانی تضمین می‌شود که از درون باشد

    این تجربه‌ها درس بنیادینی را یادآوری می‌کنند: مقاومت و امنیت پایدار یک کشور تنها زمانی تضمین می‌شود که از درون ملت و بر پایه توانمندی‌های بومی شکل گرفته باشد. تفاهم‌نامه‌ها، قراردادهای تسلیحاتی و پیمان‌های همکاری بین‌المللی در مواقع لزوم نمی‌توانند جایگزین اراده ملی و قدرت دفاعی مستقل شوند.

    آمریکا به‌عنوان قدرتی که پیمان‌های خود را بر اساس محاسبات لحظه‌ای منافع ملی‌اش تنظیم می‌کند، کشور قابل‌اتکایی برای تأمین امنیت دیگران نیست. کشورهایی که امنیت خود را به چنین پیمان‌هایی گره بزنند، در روزهای بحرانی با خلأ حمایتی مواجه می‌شوند، همان‌گونه که درخواست‌های مکرر سعودی‌ها بی‌پاسخ ماند.

    در مقابل، الگوی ایران نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاری بلندمدت بر توان دفاعی بومی، توسعه فناوری‌های نظامی مستقل و اتکا به نیروی انسانی و اراده ملی، تنها راه ایجاد بازدارندگی واقعی است.

    این قدرت درونی بود که در جنگ‌های اخیر به داد کشور رسید و اجازه نداد تهاجم خارجی به فروپاشی امنیتی منجر شود. در فضای پرآشوب منطقه، درس اصلی روشن است: امنیت وارداتی نیست؛ امنیت ساخته می‌شود.

    بیشتر مطالعه کنید:

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    پنج + 12 =

    دوازده − 2 =