×

تله «دو شغله بودن»؛ وقتی دستمزد پایه، کارگر را به سوی فرسودگی می‌کشاند

  • کد نوشته: 155100
  • ۱۰ شهریور ۱۴۰۵
  • 1 بازدید
  • ۰
  • کاهش قدرت خرید و فاصله عمیق بین دستمزد رسمی با تورم واقعی، جامعه کارگری را به سوی چند شغله بودن سوق داده است.

    تله «دو شغله بودن»؛ وقتی دستمزد پایه، کارگر را به سوی فرسودگی می‌کشاند
    اقتصادی

    به گزارش خبرنگاراقتصادی خبرگزاری تسنیم, کاهش شدید قدرت خرید و فاصله عمیق میان دستمزدهای رسمی با تورم واقعی، جامعه کارگری را به سوی چند شغله بودن سوق داده است. «اجبار به دو شغله بودن». در حالی که افزایش دستمزدها تنها راه نجات برای بسیاری از خانوارهاست، تداوم سیاست‌های فعلی باعث شده تا کارگران برای تأمین نیازهای اولیه، زمان استراحت و سلامت خود را بفروشند تا شاید بتوانند هزینه‌های جاری زندگی را پوشش دهند.

    *وقتی «حداقل دستمزد»، کفاف زندگی نمی‌دهد

    در سال‌های اخیر، سبد معیشت خانوار کارگری چنان جهشی کرده است که دستمزد پایه، دیگر نه به عنوان ابزاری برای رفاه، بلکه تنها به عنوان رقمی نمادین در حساب‌ها ثبت می‌شود. واقعیت میدانی نشان می‌دهد که برای بسیاری از کارگران، یک شغل تمام‌وقت دیگر قادر نیست هزینه‌های مسکن، درمان و حتی قوت غالب خانواده را تأمین کند. در این میان، «دو شغله شدن» دیگر یک انتخاب برای پیشرفت یا پس‌انداز نیست، بلکه تنها راه نجات و بقای خانواده‌هایی است که در پرتگاه معیشتی قرار گرفته‌اند.

    *هزینه‌های پنهان دو شغله بودن: از فرسودگی تا سقوط کیفیت تولید

    اگرچه در نگاه اول، داشتن شغل دوم راهکاری برای جبران کمبود درآمد است، اما این وضعیت پیامدهای خطرناکی برای کل اقتصاد و جامعه دارد:
    ۱. سقوط بهره‌وری: کارگری که پس از ۸ساعت کار سخت، مجبور است برای تأمین اجاره‌بها به شغل دومی برود، دچار فرسودگی جسمی و روانی شدید می‌شود. این امر منجر به کاهش تمرکز در شغل اصلی و افزایش نرخ خطاهای تولیدی و حوادث صنعتی می‌گردد.
    ۲. سلب حق استراحت: خواب و استراحت، نیازهای بیولوژیکی نیروی کار است. وقتی استراحت جای خود را به «تلاش برای بقا» می‌دهد، سلامت عمومی جامعه کارگری آسیب می‌بیند.
    ۳. تضعیف تخصص: بسیاری از کارگران متخصص، برای جبران هزینه‌ها به مشاغل غیرتخصصی و پراکنده روی می‌آورند که در بلندمدت باعث تحلیل رفتن مهارت‌های فنی آن‌ها می‌شود.

     *بازگشت به «مزد واقعی» به جای «راهکارهای موقت»

    کارشناسان اقتصادی و نمایندگان کارگری تأکید می‌کنند که کالابرگ‌ها یا کمک‌های مقطعی، تنها مسکن‌هایی کوتاه مدت هستند. راه حل بنیادین، بازنگری در ساختار دستمزدها و متناسب کردن آن با تورم واقعی است.

    تا زمانی که دستمزد پایه نتواند «حداقل نیازهای زیست‌مند» یک خانواده را پوشش دهد، فشار بر نیروی کار برای پذیرش مشاغل متعدد افزایش می‌یابد. این روند نه تنها رفاه را بازنمی‌گرداند، بلکه جامعه‌ای از «کارگران فرسوده» ایجاد می‌کند که دیگر توان رویارویی با چالش‌های تولیدی را ندارند.

    *حق زندگی شرافتمندانه

    به گزارش تسنیم, حق کارگر این نیست که برای تأمین سفره‌اش، تمام ساعات شبانه‌روز را به کار بکشد و از حق استراحت و حضور در کنار خانواده محروم شود. افزایش دستمزدها، تنها یک مطالبه صنفی نیست، بلکه یک ضرورت برای حفظ امنیت اجتماعی و پایداری چرخه تولید است. بقای تولید در گرو نیروی کاری است که بتواند با آرامش و سلامت، تخصص خود را در محیط کار به کار بگیرد، نه کارگری که با خستگی مفرط و اضطراب معیشتی، تنها به فکر یافتن شغل دومی برای زنده ماندن است.

    انتهای پیام/

     
     

    بیشتر مطالعه کنید:

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    17 + چهارده =

    یک × سه =