×

کاهش جدی ذخایر موشکی؛ پاشنه‌آشیل جدید آمریکا در تداوم جنگ با ایران

  • کد نوشته: 150989
  • ۱۴ مرداد ۱۴۰۵
  • 2 بازدید
  • ۰
  • جنگ میان ایران و آمریکا تنها رقابت میان توان حمله و دفاع نیست؛ بلکه به آزمونی برای ظرفیت صنعتی، توان تأمین مهمات و قدرت حفظ عملیات در یک نبرد طولانی تبدیل شده است.

    خبرگزاری مهر- گروه سیاست: همزمان با ادامه جنگ آمریکا علیه ایران، انتشار گزارش‌هایی درباره کاهش محسوس ذخایر موشک‌های رهگیر و تسلیحات دوربرد ایالات متحده، بحث تازه‌ای را درباره توان واشینگتن برای تداوم یک جنگ فرسایشی و پرهزینه در غرب آسیا برانگیخته است؛ جنگی که برخلاف عملیات‌های محدود و کوتاه‌مدت گذشته، به مصرف گسترده مهمات پیشرفته و گران‌قیمت نیاز دارد و می‌تواند شکاف میان سرعت مصرف تسلیحات و ظرفیت تولید صنایع نظامی آمریکا را آشکارتر کند.

    شبکه سی‌ان‌ان به نقل از منابع آگاه گزارش داده است که ارتش آمریکا از زمان آغاز جنگ با ایران، بخش قابل‌توجهی از ذخایر موشک‌های سامانه‌های دفاعی خود را مصرف کرده است. بر اساس این گزارش، حدود ۸۰ درصد از ذخایر موشک‌های رهگیر سامانه «تاد» و نزدیک به نیمی از موشک‌های رهگیر «پاتریوت» در جریان مقابله با حملات موشکی ایران به کار گرفته شده است.

    این شبکه همچنین مدعی شده است که نیروهای آمریکایی تقریباً تمامی تسلیحات دوربرد و دقیق زمین‌به‌زمین خود را در عملیات علیه ایران مصرف کرده‌اند و نزدیک به نیمی از ذخایر موشک‌های کروز «تاماهاوک» نیز به کار گرفته شده است. به گفته منابع مورد استناد سی‌ان‌ان، کاهش ذخایر مهمات به یکی از نگرانی‌های اصلی فرماندهان ارشد پنتاگون تبدیل شده و برخی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس نیز نسبت به کاهش توان دفاع هوایی آمریکا در منطقه ابراز نگرانی کرده‌اند.

    با این حال، «پیت هگست»، وزیر جنگ آمریکا، در واکنش به این گزارش، ارقام مطرح‌شده را زیر سؤال برد و مدعی شد گزارش سی‌ان‌ان واقعیت ندارد. این واکنش، هرچند به معنای تأیید نشدن ارقام دقیق منتشرشده است، اما اصل نگرانی درباره فشار واردشده بر ذخایر موشکی آمریکا را به طور کامل برطرف نمی‌کند؛ زیرا گزارش‌های پیشین رسانه‌های آمریکایی و ارزیابی‌های مراکز مطالعاتی نیز از کاهش قابل‌توجه موجودی برخی مهمات کلیدی حکایت داشته‌اند.

    کاهش جدی ذخایر موشکی؛ پاشنه‌آشیل جدید آمریکا در تداوم جنگ با ایران؟

    برآوردهای پیشین «مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی» نشان می‌داد که آمریکا پیش از تشدید درگیری‌ها، حدود ۲ هزار و ۲۰۰ موشک رهگیر پاتریوت و حدود ۴۵۲ موشک رهگیر تاد در اختیار داشته است. البته این ارقام برآوردهای مبتنی بر داده‌های عمومی هستند و لزوماً بیانگر موجودی عملیاتی و طبقه‌بندی‌شده ارتش آمریکا نیستند. با این حال، حتی بر مبنای این تخمین‌ها نیز مصرف بخش قابل‌توجهی از این ذخایر می‌تواند توان آمریکا برای مدیریت همزمان چند بحران نظامی را تحت فشار قرار دهد.

    مسئله فقط تعداد موشک‌ها نیست

    اهمیت این موضوع تنها به تعداد موشک‌های باقی‌مانده محدود نمی‌شود. در یک جنگ موشکی، آنچه تعیین‌کننده است، نسبت میان نرخ مصرف و سرعت جایگزینی است. موشک‌هایی مانند تاد، پاتریوت و تاماهاوک، مهمات ساده و قابل تولید انبوه در مدت کوتاه نیستند. تولید آنها به زنجیره‌ای پیچیده از موتورهای سوخت جامد، سامانه‌های هدایت دقیق، حسگرها، قطعات الکترونیکی پیشرفته و فرآیندهای طولانی آزمایش و تأیید نیاز دارد.

    برخی ارزیابی‌ها نشان می‌دهد که حتی با افزایش بودجه و انعقاد قراردادهای جدید، بازسازی ذخایر مصرف‌شده ممکن است ماه‌ها یا سال‌ها زمان ببرد. به‌ویژه در مورد موشک‌های رهگیر، افزایش فوری تولید صرفاً با اختصاص منابع مالی ممکن نیست؛ زیرا ظرفیت کارخانه‌ها، تأمین‌کنندگان تخصصی، نیروی انسانی ماهر و خطوط تولید نیز محدودیت‌های خاص خود را دارند.

    در همین چارچوب، دولت آمریکا اخیراً برای افزایش ظرفیت تولید قطعات موشک‌های پاتریوت و تاد قراردادهای چند میلیارد دلاری منعقد کرده است. بر اساس گزارش‌ها، هدف این برنامه افزایش چندبرابری ظرفیت تولید این سامانه‌هاست؛ اقدامی که خود می‌تواند نشانه‌ای از نگرانی واشینگتن نسبت به فشار واردشده بر ذخایر موجود و ضرورت بازسازی سریع‌تر آنها باشد.

    جنگ با ایران؛ آزمون «توان بارگذاری مجدد»

    تجربه جنگ با ایران بار دیگر این واقعیت را برجسته کرده است که برتری نظامی تنها به داشتن سامانه‌های پیشرفته وابسته نیست؛ بلکه توان حفظ عملیات پس از مصرف ذخایر اولیه نیز اهمیت تعیین‌کننده دارد.

    آمریکا در سال‌های اخیر همزمان با چند بحران بزرگ، بخشی از ذخایر موشکی خود را مصرف یا در اختیار متحدانش قرار داده است. حمایت تسلیحاتی از اوکراین، تقویت سامانه‌های دفاعی رژیم صهیونیستی، عملیات نظامی در دریای سرخ و اکنون جنگ مستقیم با ایران، همگی فشار مضاعفی بر زنجیره تأمین و ذخایر مهمات آمریکا وارد کرده‌اند.

    در چنین شرایطی، ادامه جنگ با ایران می‌تواند واشینگتن را با یک معادله پیچیده مواجه کند: هرچه حملات موشکی ایران گسترده‌تر یا طولانی‌تر شود، نیاز آمریکا به استفاده از موشک‌های رهگیر گران‌قیمت افزایش می‌یابد؛ در حالی که بازتولید این تسلیحات با سرعت مصرف آنها همخوانی ندارد.

    بر اساس ارزیابی جدید مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی، موجودی موشک‌های پاتریوت آمریکا به کمتر از هزار فروند و ذخایر تاد به حدود ۲۵۰ فروند کاهش یافته است؛ رقمی که نشان می‌دهد حتی اگر درباره درصدهای دقیق اختلاف نظر وجود داشته باشد، روند کاهش ذخایر به یک مسئله جدی در محاسبات نظامی آمریکا تبدیل شده است.

    ابهام درباره ذخایر ایران؛ متغیری که محاسبات آمریکا را دشوار می‌کند

    در سوی دیگر این معادله، آمریکا و متحدانش تصویر کاملاً شفافی از ظرفیت واقعی موشکی ایران در اختیار ندارند. اطلاعات مربوط به تعداد موشک‌های عملیاتی، حجم ذخایر، میزان تولید مستمر، محل استقرار، ذخایر پنهان و توان بازسازی زرادخانه ایران، عمدتاً محرمانه است و برآوردهای خارجی نیز بر پایه داده‌های اطلاعاتی، تصاویر ماهواره‌ای و تحلیل‌های غیرقطعی انجام می‌شود.

    بنابراین، مسئله اصلی برای واشینگتن صرفاً شمار موشک‌هایی نیست که ایران تاکنون شلیک کرده، بلکه این پرسش است که ایران چه میزان توان باقی‌مانده دارد و با چه سرعتی می‌تواند ذخایر خود را بازسازی یا جایگزین کند.

    کاهش جدی ذخایر موشکی؛ پاشنه‌آشیل جدید آمریکا در تداوم جنگ با ایران؟

    اگر آمریکا نتواند ارزیابی دقیقی از ظرفیت باقی‌مانده ایران داشته باشد، برنامه‌ریزی برای یک جنگ طولانی با عدم قطعیت بیشتری همراه خواهد شد. از یک سو، احتمال دارد برآورد کمتر از واقع، آمریکا را با تداوم حملات فراتر از محاسبات اولیه مواجه کند و از سوی دیگر، برآورد بیش از واقع می‌تواند به افزایش هزینه‌های دفاعی و احتیاط بیش از حد در تصمیم‌گیری منجر شود.

    همچنین، پراکندگی زیرساخت‌های موشکی و اتکا به تأسیسات زیرزمینی یا شبکه‌های متنوع تولید و نگهداری، می‌تواند ارزیابی دقیق میزان آسیب واردشده به توان موشکی ایران را دشوار کند. در چنین شرایطی، حتی حملات گسترده به برخی مراکز شناخته‌شده الزاماً به معنای از بین رفتن کل ظرفیت موشکی ایران نیست.

    هزینه نامتقارن دفاع در برابر حمله

    یکی دیگر از چالش‌های آمریکا، ماهیت اقتصادی جنگ موشکی است. در بسیاری از موارد، برای مقابله با یک تهدید موشکی یا پهپادی، ممکن است از موشک‌های رهگیر بسیار گران‌قیمت استفاده شود. این وضعیت می‌تواند به ایجاد یک فشار نامتقارن منجر شود؛ به این معنا که طرف مهاجم با هزینه‌ای کمتر، طرف مقابل را به مصرف تسلیحات پیشرفته و محدود وادار کند.

    البته سامانه‌های دفاعی آمریکا و متحدانش در رهگیری بخشی از حملات موفق بوده‌اند، اما موفقیت در رهگیری لزوماً به معنای پایداری نامحدود دفاع نیست. هر رهگیری، بخشی از ذخایر را کاهش می‌دهد و هرچه حجم حملات افزایش یابد، مسئله تأمین و بارگذاری مجدد سامانه‌ها اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

    کاهش جدی ذخایر موشکی؛ پاشنه‌آشیل جدید آمریکا در تداوم جنگ با ایران؟

    در واقع، ایران برای اثرگذاری لزوماً نیاز ندارد تمامی موشک‌های خود را به اهداف اصابت دهد؛ زیرا وادار کردن آمریکا و متحدانش به مصرف مستمر موشک‌های رهگیر نیز می‌تواند بخشی از منطق فرسایشی جنگ باشد.

    نگرانی از جبهه‌های دیگر

    کاهش ذخایر موشکی آمریکا فقط به جنگ با ایران مربوط نیست. واشینگتن باید همزمان آمادگی خود را برای بحران‌های احتمالی در شرق آسیا، اروپا و دیگر مناطق حفظ کند. موشک‌های پاتریوت، تاد، تاماهاوک و تسلیحات دوربرد دقیق، در سناریوهای احتمالی مقابله با قدرت‌هایی مانند چین و روسیه نیز اهمیت دارند.

    به همین دلیل، کاهش ذخایر می‌تواند بر محاسبات راهبردی آمریکا در سایر مناطق اثر بگذارد. برخی تحلیلگران آمریکایی هشدار داده‌اند که تداوم مصرف مهمات در جنگ با ایران ممکن است آمادگی واشینگتن برای مواجهه با یک بحران بزرگ دیگر را در کوتاه‌مدت کاهش دهد.

    گزارش‌های منتشرشده درباره مصرف گسترده موشک‌های تاد، پاتریوت، تاماهاوک و تسلیحات دوربرد آمریکا، حتی با وجود تکذیب یا تردید مقام‌های واشینگتن نسبت به برخی ارقام، نشان می‌دهد مسئله ذخایر مهمات به یکی از متغیرهای مهم در ارزیابی تداوم جنگ با ایران تبدیل شده است.

    چالش آمریکا صرفاً کمبود احتمالی موشک نیست؛ بلکه شکاف میان سرعت مصرف در میدان جنگ و زمان لازم برای بازسازی ذخایر است. در مقابل، ابهام درباره حجم واقعی ذخایر، ظرفیت تولید و توان بازسازی زرادخانه موشکی ایران، محاسبه هزینه و مدت یک جنگ فرسایشی را برای واشینگتن دشوارتر می‌کند.

    در چنین شرایطی، جنگ میان ایران و آمریکا تنها رقابت میان توان حمله و دفاع نیست؛ بلکه به آزمونی برای ظرفیت صنعتی، توان تأمین مهمات و قدرت حفظ عملیات در یک نبرد طولانی تبدیل شده است؛ آزمونی که ممکن است محدودیت‌های زرادخانه‌ای آمریکا را بیش از گذشته در تصمیم‌گیری‌های سیاسی و نظامی این کشور مؤثر کند.

    بیشتر مطالعه کنید:

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    شانزده − 6 =

    17 − 5 =