بازار؛ گروه راه و مسکن: بسته شدن تنگه هرمز، جریان جهانی نفت را بهشدت مختل کرده. مسیرهای جایگزین هم فقط بخشی از کمبود را جبران میکنند و هنوز روزانه حدود ۱۳ میلیون بشکه نفت کمتر از قبل به بازار میرسد. کمبودی که فعلا راهحل مشخصی برای آن وجود ندارد.
تنگه بابالمندب در غرب شبهجزیره عربستان، یکی از مسیرهای محدود جایگزین برای دور زدن تنگه هرمز بوده اما حملات اخیر حوثیها در دریای سرخ و خلیج عدن نگرانی بابت ناامنی مجدد این مسیر را تشدید کرده است.
در سال ۲۰۲۴، روزانه حدود ۴ میلیون بشکه نفت از بابالمندب عبور میکرد. (حدود پنج درصد کل تجارت دریایی نفت جهان) این مسیر نزدیک مناطق تحت کنترل حوثیها در یمن قرار گرفته. تحلیلگران جیپیمورگان هشدار دادهاند که هر اختلال جدیدی در بابالمندب قیمت نفت را ۲۰ دلار گرانتر میکند.
حال همزمان با افزایش استفاده کشورهای منطقه از مسیرهای جایگزین برای صادرات نفت، از جمله خط لوله «سومد» این پرسش مطرح شده که آیا این زیرساختها میتوانند وابستگی به تنگه هرمز را کاهش دهند و نقش این آبراه راهبردی را کمرنگ کنند؟
محمد نجار تحلیلگر مسائل اقتصادی در پاسخ به این پرسش که آرامکو صادرات نفت از مسیر خط لوله سومد و بندر سیدی کریر مصر را آغاز کرده است؛ آیا این اقدام نشانه آمادگی عربستان برای سناریوی بسته شدن یا ناامن شدن تنگه هرمز است؟ گفت: درباره مسیرهای جایگزین تنگه هرمز در محافل کارشناسی و مطالعات مختلف، سناریوهای متعددی مطرح میشود، اما واقعیت این است که هیچیک از این مسیرها توان جایگزینی خلیج فارس را ندارند.
او ادامه داد: در حوزه انتقال انرژی، بهجز گاز طبیعی، خطوط لوله نه از نظر سرعت و نه در اغلب موارد از نظر هزینه، توان رقابت با حملونقل دریایی را ندارند. این موضوع درباره نفت خام، فرآوردههای نفتی، LNG، بنزین و سایر حاملهای انرژی نیز صدق میکند. در واقع، دور زدن تنگه هرمز به معنای دور زدن جغرافیا و واقعیتهای طبیعی است. طی دهههای گذشته، پایانههای نفتی، بنادر، زیرساختهای صادراتی و حتی الگوی استقرار جمعیت و صنایع در اطراف خلیج فارس شکل گرفتهاند. بنابراین، نه در کوتاهمدت و نه حتی در میانمدت، امکان جایگزینی کامل این منطقه وجود ندارد.
اقداماتی که امروز کشورهای حاشیه خلیج فارس در دستور کار قرار دادهاند، به معنای جایگزینسازی تنگه هرمز نیست؛ بلکه ایجاد روزنههایی برای شرایط اضطراری است
تحلیلگر مسائل اقتصادی در پاسخ به این پرسش که آیا تغییر مسیر صادرات نفت عربستان را باید یک تصمیم اقتصادی موقت دانست یا این اقدام نشان میدهد بازیگران بازار انرژی، خداحافظی با تنگه هرمز را آغاز کرده اند؟ تاکید کرد: اقداماتی که امروز کشورهای حاشیه خلیج فارس در دستور کار قرار دادهاند، به معنای جایگزینسازی تنگه هرمز نیست؛ بلکه ایجاد روزنههایی برای شرایط اضطراری است. هدف آنها این نیست که وابستگی به هرمز را به صفر برسانند، بلکه میخواهند در صورت وقوع بحران، بخشی از صادرات خود را از مسیرهای دیگر ادامه دهند تا با توقف کامل صادرات مواجه نشوند.
برای نمونه، خط لوله سومد که این روزها مورد توجه رسانهها قرار گرفته، اگر صرفاً برای انتقال نفت عربستان مورد استفاده قرار گیرد، حتی در بهترین شرایط نیز حدود ۳۰ درصد صادرات روزانه نفت خام این کشور را پوشش میدهد. این موضوع بهخوبی نشان میدهد که این مسیرها ظرفیت جایگزینی کامل تنگه هرمز را ندارند.
او در پاسخ به این پرسش که اگر جنگ دوباره آغاز شود، آیا مسیرهای جایگزین مانند سومد، فجیره و خطوط لوله شرق به غرب میتوانند شوک ناشی از اختلال در تنگه هرمز را جبران کنند یا بازار نفت همچنان به هرمز وابسته است؟ گفت: در جریان جنگ ۴۰ روزه، تا حدود هفته چهارم هیچ چشمانداز روشنی برای پایان درگیریها وجود نداشت؛ به همین دلیل، قیمت نفت روندی صعودی را تجربه کرد. اما امروز، به دلیل پیامهای متناقض و چندپهلویی که میان طرفهای مختلف ردوبدل میشود، بازار احتمال وقوع یک بحران فراگیر را کمتر ارزیابی میکند و در نتیجه، رشد قیمت نفت نیز محدودتر شده است. حتی امروز نیز ذخایر نفتی آمریکا نسبت به دوره جنگ بهبود محسوسی پیدا نکرده است. اگر قرار بود بازار صرفاً بر اساس وضعیت فعلی عرضه و تقاضا عمل کند، قیمتها باید بالاتر از سطح کنونی قرار میگرفت. اما بازار نفت، بازاری آیندهنگر است و قیمتها بیش از هر چیز، بر پایه انتظارات سرمایهگذاران از آینده شکل میگیرد.
آسیب رساندن به زیرساختهایی مانند بندر فجیره، خط لوله سومد یا سایر مسیرهای جایگزین، از منظر عملیاتی برای ایران بهمراتب سادهتر از بستن خود تنگه هرمز است. این زیرساختها در صورت وقوع یک بحران گسترده، اهدافی آسیبپذیر محسوب میشوند و در شرایط بحرانی، امکان از مدار خارج شدن آنها در مدتزمان بسیار کوتاه وجود دارد
نجار گفت: آسیب رساندن به زیرساختهایی مانند بندر فجیره، خط لوله سومد یا سایر مسیرهای جایگزین، از منظر عملیاتی برای ایران بهمراتب سادهتر از بستن خود تنگه هرمز است. این زیرساختها در صورت وقوع یک بحران گسترده، اهدافی آسیبپذیر محسوب میشوند و در شرایط بحرانی، امکان از مدار خارج شدن آنها در مدتزمان بسیار کوتاه وجود دارد. بنابراین، توسعه خطوط لوله و مسیرهای جایگزین هرچند میتواند بخشی از ریسکهای صادرات انرژی را مدیریت کند، اما نه جایگاه راهبردی تنگه هرمز را از بین میبرد و نه میتواند نقش بیبدیل خلیج فارس در امنیت انرژی جهان را حذف کند.
تنگه هرمز هم قبل از این درگیریها، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت جابهجا میکرد. حالا حدود ۷ میلیون بشکه از این مقدار به واسطه مسیرهایی مثل بابالمندب، پایانه فجیره در امارات و استفاده از ذخایر راهبردی جبران میشود. با این همه، هنوز حدود ۱۳ میلیون بشکه کمبود روزانه وجود دارد
تنگه هرمز هم قبل از این درگیریها، روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت جابهجا میکرد. حالا حدود ۷ میلیون بشکه از این مقدار به واسطه مسیرهایی مثل بابالمندب، پایانه فجیره در امارات و استفاده از ذخایر راهبردی جبران میشود. با این همه، هنوز حدود ۱۳ میلیون بشکه کمبود روزانه وجود دارد.
دو مسیر مهم جایگزین دیگر هرمز، خط لوله شرق–غرب عربستان تا بندر ینبع در دریای سرخ و خط لوله امارات (ADCOP) به سمت فجیره هستند؛ خط لوله شرق–غرب عربستان ظرفیت حدود ۷ میلیون بشکه در روز را دارد و بخش زیادی از صادرات آن از طریق بندر ینبع و بابالمندب انجام میشود. صادرات نفت از ینبع اخیرا به ۴.۶ میلیون بشکه در روز رسیده که دوبرابر اوایل مارس است. در حالی که پیش از جنگ، معمولا حدود ۷۵۰ هزار بشکه در روز بود. پایانه فجیره نیز افزایش چشمگیری داشته و از حدود ۲.۲۵ میلیون بشکه در روز به حدود ۳.۲ میلیون بشکه رسیده است.
به همین دلیل، کارشناسان هشدار میدهند که اگر ینبع و فجیره هم دچار اختلال شوند، صادرات نفت از کل شبهجزیره عربستان «تقریبا غیرممکن» میشود. فراتر از این مسیرها هم انتخاب دیگری وجود ندارد.





دیدگاهتان را بنویسید