×

ایران و آمریکا؛ جنگ زمینی یا آتش‌بس سوم؟

  • کد نوشته: 147976
  • ۳۰ تیر ۱۴۰۵
  • 3 بازدید
  • ۰
  • ایران و آمریکا دوباره در آستانه یک رویارویی بزرگ یا بازگشت به دیپلماسی قرار گرفته‌اند. بررسی‌ شواهد نشان می‌دهد که سه سناریوی اصلی پیش روی منطقه و تهران و واشنگتن قرار دارد.

    ایران و آمریکا؛ جنگ زمینی یا آتش‌بس سوم؟

    اقتصادآنلاین، امیرمحمد حسینی: ایران و آمریکا، یک بار دیگر، در آستانه جنگ گسترده یا آتش‌بس ناگهانی قرار گرفته‌اند. جنگی که در صورت تداوم، ممکن است به جنگ زمینی منجر شود و شدت آن بیشتر از جنگ ۴۰ روزه خواهد بود. در مقابل نیز، آتش‌بسی قرار دارد که از حالا شبیه به نوزادی نارس به نظر می‌رسد.

    در چنین شرایطی، سه سناریو بیش از سایر گزینه‌ها درباره آینده بحران مطرح است. تشدید عملیات نظامی، بازگشت به یک آتش‌بس موقت و یا ورود به مرحله‌ای از جنگ فرسایشی و حتی زمینی که می‌تواند ماه‌ها ادامه پیدا کند. اما نشانه‌ها درباره این سه سناریو چه می‌گویند و کدام یک محتمل‌تر است؟

    آتش‌بسی که تبدیل به صلح نشد

    همزمان با کاهش شدت حملات، گزارش‌هایی منتشر شده که از تلاش میانجی‌هایی مانند قطر، مصر، پاکستان و چند بازیگر منطقه‌ای برای ارائه پیشنهاد یک آتش‌بس ۱۰ روزه خبر می‌دهد. طرحی که هدف آن ایجاد فرصتی تازه برای احیای تفاهم میان دو کشور عنوان شده است.

    توافقی که پس از ۴۰ روز درگیری میان تهران و واشنگتن شکل گرفت، قرار بود فرصتی برای کاهش تنش، بازگشایی مسیر‌های دریایی و آغاز مذاکرات درباره اختلافات اساسی به ویژه برنامه هسته‌ای باشد. اما اختلاف بر سر اجرای مفاد تفاهم، به‌ویژه درباره وضعیت تنگه هرمز، باعث شد این آتش‌بس دوام چندانی نداشته باشد.

    در حالی که واشنگتن انتظار داشت عبور کشتی‌ها بدون هیچ محدودیتی از سر گرفته شود، تهران همچنان تنگه هرمز را بخشی از ابزار بازدارندگی خود می‌دانست. همین تفاوت برداشت، زمینه بازگشت بحران را فراهم کرد. حالا دوباره بحث آتش‌بس با موضوع مذاکره بر سر بازگشایی تنگه هرمز بار دیگر به میان آمده و در ایران و آمریکا در حال بررسی است.

    بن‌بست راهبردی واشنگتن؟

    براساس اظهارنظر‌های منابع آگاه، در واشنگتن نیز فضای تصمیم‌گیری نسبت به هفته‌های نخست جنگ تغییر کرده است. اگرچه کاخ سفید همچنان بر افزایش فشار نظامی و سیاسی تأکید دارد، اما تحقق اهداف اولیه جنگ با دشواری‌های جدی روبه‌رو شده است. جنگی که تصور می‌شد طی مدت کوتاهی به پایان برسد، اکنون به بحرانی تبدیل شده که هزینه‌های نظامی، اقتصادی و سیاسی آن هر روز افزایش می‌یابد. اعتراضات داخلی، نگرانی بازار‌های انرژی و افزایش فشار بر متحدان منطقه‌ای آمریکا، همگی بخشی از هزینه‌هایی هستند که ادامه جنگ برای واشنگتن ایجاد کرده است.

    به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند دولت آمریکا اکنون میان دو گزینه دشوار گرفتار شده است. پذیرش آتش‌بس سوم و عقب‌نشینی بدون دستیابی به اهداف اعلامی یا تشدید عملیات نظامی با پذیرش هزینه‌های بیشتر. گزینه‌ای که احتمال دارد دوباره پای اسرائیل را هم به جنگ باز کند.

    حمله زمینی روی میز است؟

    در روز‌های اخیر بار دیگر بحث احتمال حمله زمینی به ایران مطرح شده است. به ویژه پس از آنکه دونالد ترامپ رییس‌جمهور آمریکا نیز این احتمال را رد نکرد و در شبکه اجتماعی خود نیز ویدیویی مرتبط با سربازان آمریکایی منتشر کرد. اما سناریو حمله زمینی اگرچه در فضای سیاسی و رسانه‌ای مطرح می‌شود، اما در میان بسیاری از کارشناسان نظامی آمریکایی با تردید جدی همراه است.

    احتمال عملیات زمینی در جریان جنگ ۴۰ روزه نیز مطرح شده بود. اما در همان مقطع نیز اختلاف‌نظر‌هایی در این زمینه در واشنگتن وجود داشت و حتی  پیت هگست وزیر جنگ آمریکا چند ژنرال را به دلیل مخالفت برکنار کرد.

    تحلیلگران نظامی هشدار داده‌اند که جغرافیای ایران، وسعت سرزمینی، توان موشکی، شبکه پهپادی، مین‌های دریایی، شناور‌های بدون سرنشین و قابلیت هدف قرار دادن پایگاه‌های آمریکا در منطقه، هرگونه عملیات زمینی را به مأموریتی بسیار پرهزینه تبدیل می‌کند. براساس برخی گزارش‌ها، فرماندهان بازنشسته و پژوهشگران مراکز مطالعاتی آمریکا نیز بار‌ها تأکید کرده‌اند که تجربه عراق و افغانستان نشان می‌دهد ورود نیروی زمینی به ایران فاقد راهبرد خروج روشن خواهد بود و می‌تواند به یک جنگ فرسایشی طولانی تبدیل شود.

    از سوی دیگر، مقامات ایرانی نیز بار‌ها اعلام کرده‌اند که هرگونه ورود نیروی زمینی با پاسخ گسترده مواجه خواهد شد و ساختار دفاعی کشور برای چنین سناریویی آمادگی دارد. حتی در روز‌های اخیر نیرو‌هایی به جنوب کشور گسیل شده تا آماده هرگونه عملیات زمینی باشند.

    با این حال، حتی در صورت تشدید بحران، بسیاری از ناظران احتمال عملیات زمینی گسترده را پایین ارزیابی می‌کنند. دلیل اصلی آن، هزینه انسانی، لجستیکی و سیاسی بسیار بالایی است که چنین تصمیمی برای آمریکا به همراه خواهد داشت.

    نکته دیگر اینجاست که اگر آمریکا بتواند جزایر ایرانی در تنگه هرمز را هم تصرف کند، باقی ماندن در این جزایر نیرو‌های این کشور را زیر ضرب حملات موشکی و پهپادی بدون پدافند موثر قرار خواهد داد.

    جنگ بزرگ یا مدیریت بحران؟

    با وجود افزایش تنش‌ها، مجموعه‌ای از نشانه‌ها حاکی از آن است که هیچ‌یک از دو طرف علاقه‌ای به ورود به جنگی که کاملا از کنترل خارج شود را ندارند. آمریکا همچنان می‌کوشد فشار دریایی و هوایی خود را حفظ کند، اما درباره جنگ زمینی با ایران تردید‌هایی جدید در کاخ سفید و وزارت جنگ وجود دارد. چراکه  ایران نیز ضمن حفظ توان بازدارندگی، تلاش می‌کند هزینه اقدامات نظامی را برای طرف مقابل افزایش دهد. اضافه‌شدن تنگه باب‌المندب و بسته‌شدن آن به دست حوثی‌ها نیز می‌تواند یکی از اهرم‌های فشار ایران در جنگ یا مذاکرات آتی باشد. هرچند به نظر نمی‌رسد که ایران نیز تمایلی به ورود به جنگ همه‌جانبه دوباره با آمریکا داشته باشد.

    در چنین فضایی، نقش میانجی‌های منطقه‌ای اهمیت بیشتری پیدا کرده است. تجربه آتش‌بس نخست نشان داد کشور‌هایی مانند پاکستان، قطر، مصر، عمان و ترکیه می‌توانند کانال‌های ارتباطی میان تهران و واشنگتن را فعال نگه دارند و این ظرفیت حالا با محوریت قطر دوباره در حال استفاده است.

    سه سناریوی پیش رو

    برآیند تحولات نشان می‌دهد آینده بحران را می‌توان در قالب سه سناریوی اصلی تحلیل کرد.

    سناریوی نخست، تشدید تدریجی جنگ است. حملات هوایی و دریایی گسترده‌تر، افزایش درگیری در خلیج فارس و فشار بیشتر بر زیرساخت‌های انرژی و مسیر‌های کشتیرانی، بدون آنکه به اشغال زمینی منجر شود.

    سناریوی دوم، شکل‌گیری یک آتش‌بس جدید است. پیشنهاد‌های اخیر برای توقف ۱۰ روزه درگیری‌ها نشان می‌دهد هنوز روزنه دیپلماسی کاملاً بسته نشده است. حتی مقامات آمریکایی از جمله معاون ترامپ و وزیر خارجه نیز اشاره کردند که روند مذاکره همزمان با جنگ ادامه دارد.

    اسکندر مومنی وزیر کشور ایران نیز به پاکستان رفته تا نشانه‌ای بر تداوم مذاکرات غیرمستقیم و احتمال رسیدن به آتش‌بس سوم باشد. اگر دو طرف به این جمع‌بندی برسند که ادامه جنگ هزینه‌ای بیش از منافع آن دارد، احتمال بازگشت به مذاکرات و توافقی موقت وجود خواهد داشت. در این وضعیت احتمالا تفاهم اسلام‌آباد احیا می‌شود تا مبنایی برای ازسرگیری مذاکرات باشد.

    سناریوی سوم، ادامه وضعیت فعلی است؛ نه جنگ تمام‌عیار و نه صلح پایدار. در این حالت، حملات محدود، فشار‌های سیاسی و رقابت بر سر اهرم‌های منطقه‌ای ادامه می‌یابد و هر حادثه می‌تواند دوباره منطقه را به آستانه یک بحران بزرگ‌تر برساند. باید دید که در چنین وضعیتی توان کدام یک از طرفین زودتر فرسوده خواهد شد.

    در مجموع، با توجه به ارزیابی بسیاری از تحلیلگران نظامی درباره هزینه‌های سنگین تهاجم زمینی، محتمل‌ترین گزینه در کوتاه‌مدت، ادامه نبرد‌های هوایی، دریایی و جنگ نیابتی همراه با تلاش‌های مقطعی برای برقراری آتش‌بس است. با این حال، شکنندگی شرایط به اندازه‌ای است که یک خطای محاسباتی یا حادثه‌ای پیش‌بینی‌نشده می‌تواند معادلات را به سرعت تغییر دهد. در نتیجه، آینده روابط ایران و آمریکا همچنان میان دو قطب تشدید جنگ و مدیریت بحران در نوسان خواهد بود و دسترسی به توافقی پایدار، با موانع بسیاری روبه‌رو است.

    بیشتر مطالعه کنید:

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    چهار × 4 =

    3 − سه =