اقتصادآنلاین – مسیحا حیدریان؛ در عرصه سیاست بینالملل، واژگان و ادبیات رهبران بیش از آنکه بازتابی از باورهای شخصی آنها باشد، نشاندهنده موازنه قدرت و محدودیتهای ژئوپلیتیکی است.
بررسی اظهارات دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در طول ۷۳ روز آتشبس با تهران، یکی از قابلتوجهترین تغییرات گفتمانی در سالهای اخیر کاخ سفید را آشکار میکند. ترامپ که در اسفندماه ۱۴۰۴ با اطمینان از نابودی کامل ارتش ایران و لزوم تغییر حکومت سخن میگفت، در بهار ۱۴۰۵ به تدریج از آن مواضع فاصله گرفت. روندی که در نهایت به تفاهمنامه اسلامآباد ختم شد.
یکی از مهمترین نشانههای این تغییر گفتمان، کمرنگ شدن موضوع «تغییر رژیم» در ادبیات ترامپ بود. رئیسجمهور آمریکا که پیش از آغاز آتشبس در ۱۹ فروردین، سقوط حاکمیت ایران را پیششرط هرگونه مذاکره عنوان میکرد، در طول این دوره زمانی فقط چند بار به این موضوع اشاره کرد.
ترامپ در گفتوگو با شبکه ایبیسی مدعی شد واشنگتن تندروها را کنار زده و اکنون با رژیمی متفاوت روبهروست. ادعایی که بیش از آنکه بازتابدهنده واقعیتهای میدانی باشد، تلاشی برای توجیه ورود به مذاکرات با همان ساختاری بود که پیشتر آن را غیرقابل مذاکره میدانست. پذیرش حاکمیت فعلی ایران به عنوان طرف مذاکره در اسلامآباد، در عمل به معنای کنار گذاشتن پروژه تغییر رژیم و ترجیح دادن منافع انتخاباتی بر اهداف اعلامی گذشته بود.
تنگه هرمز؛ از تهدید نظامی تا واقعگرایی اقتصادی
در طول این ۷۳ روز، تنگه هرمز به مهمترین اهرم فشار و خط قرمز دو طرف تبدیل شد. ترامپ در روزهای ابتدایی فروردین با لحنی تهاجمی از مینروبی توسط ارتش آمریکا و حتی احتمال محاصره دریایی ایران سخن میگفت. هدف او از این مواضع، وادار کردن تهران به پذیرش کامل طرح ۱۵ مادهای واشنگتن بود.
اما هرچه به خردادماه و فصل اوج مصرف انرژی نزدیکتر شدیم، لحن ترامپ نیز تغییر کرد. او در مصاحبه پایانی خود با اکسیوس صراحتاً اعلام کرد که تشدید حملات علیه ایران میتواند به بسته شدن تنگه هرمز و ایجاد رکود در اقتصاد جهانی منجر شود. همین اظهارات نشان داد که تهدیدهای قبلی درباره محاصره دریایی بیش از آنکه برنامهای عملیاتی باشد، ابزاری برای چانهزنی و امتیازگیری محسوب میشد.
در حالی که ترامپ در مواضع علنی بر غنیسازی صفر تأکید داشت، گزارشها از پذیرش فرمولهایی مبتنی بر تعلیق چندساله در مذاکرات حکایت میکرد. این موضوع بار دیگر نشان داد در گفتمان ترامپ، کارکرد تبلیغاتی واژهها اهمیت بیشتری از معنای واقعی آنها دارد.
بررسیهای اقتصادآنلاین از زمان آغاز آتشبس (۱۹ فروردین ۱۴۰۵) تا جمعه ۲۹ خرداد ۱۴۰۵ که دو شب قبل از آن، یادداشت تفاهم اسلامآباد را با مسعود پزشکیان امضا کرده بود، حاکی از آن است که ترامپ در این بازه ۱۴۲ بار از کلمه «توافق»، ۹۸ بار از «تنگه هرمز»، ۸۵ بار از «سلاح هستهای»، ۶۴ بار از «اورانیوم»، ۴۷ بار از «غنیسازی»، ۳۹ بار از «نفت»، ۳۱ بار از «موشک»، ۲۸ بار از «مذاکره»، ۲۴ بار از «آتشبس»، ۱۹ بار از «محاصره»، ۱۵ بار از «بمباران»، ۱۴ بار از «کشتی»، ۱۱ بار از «تعرفه»، ۱۰ بار از «تحریم»، هشت بار از «ارتش»، هفت بار از «صلح»، چهار بار از «تغییر رژیم» و سه بار از کلیدواژه «نابودی» استفاده کرده است.
در تصویر پایین که ابر کلمات کلیدواژههای به کار رفته ترامپ توسط ایران است، رئیس جمهوری آمریکا به وضوح از کلمه توافق در بیشتر مصاحبه ها و پست های خود استفاده کرد. در این ابرکلمات، کلیدواژههای «توافق»، «تنگه هرمز»، «سلاح هستهای» و «اورانیوم» بیشترین سهم را در ادبیات او طی این دوره داشتهاند.

برای درک دقیقتر این تغییر گفتمانی، جدول زیر فراوانی ۱۸ واژه پرتکرار مورد استفاده دونالد ترامپ در مصاحبهها، سخنرانیها و پستهای تروث سوشال درباره ایران را بدون هیچگونه تغییر یا معادلسازی نشان میدهد.

به گزارش اقتصادآنلاین، تهدیدهای ترامپ از ابتدای آغاز جنگ درباره اعزام نیروهای زمینی به ایران، در پایان خرداد جای خود را به توصیف مذاکرهکنندگان ایرانی به عنوان افرادی باهوش و تیزهوش داد.
این تغییر لحن نشان میدهد محاسبات راهبردی آمریکا در برابر تبعات احتمالی شوک انرژی و بنبست نظامی در خلیج فارس ناچار به بازتنظیم شده است.

دیدگاهتان را بنویسید