×

تیر خلاص به استراتژی نتانیاهو / چرا ترامپ چاره‌ای جز تغییر مسیر ندارد؟

  • کد نوشته: 136151
  • ۱۹ خرداد ۱۴۰۵
  • 2 بازدید
  • ۰
  • گزارش‌های تازه از پشت‌پرده تنش‌های اخیر میان واشنگتن و تل‌آویو، از شکافی عمیق حکایت دارد که استراتژی‌های کاخ سفید را با بحران مواجه کرده است.

    تیر خلاص به استراتژی نتانیاهو / چرا ترامپ چاره‌ای جز تغییر مسیر ندارد؟

    به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از همشهری‌آنلاین، یک نویسنده و تحلیلگر برجسته فلسطینی با بررسی تحولات اخیر میان ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی، معتقد است معادلات جدیدی که پس از جنگ و درگیری‌های ماه‌های اخیر شکل گرفته، دولت واشنگتن را در برابر انتخابی دشوار قرار داده است.

    «منیر شفیق» نویسنده و تحلیلگر برجسته فلسطینی در یادداشتی با عنوان «بازی تمام شده و ترامپ چاره‌ای جز پایین آوردن نتانیاهو از درخت ندارد» به بررسی پیامد‌های تحولات اخیر میان ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی پرداخت.

    در این یادداشت که در شبکه الجزیره منتشر شده، آمده است: در شامگاه هفتم ژوئن ۲۰۲۶، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در واکنش به حمله رژیم صهیونیستی به ساختمانی در ضاحیه جنوبی بیروت، مناطقی در سرزمین‌های اشغالی را هدف حملات موشکی قرار داد. این رخداد نتیجه مستقیم نقض معادله‌ای است که چند روز پیش از آن و پس از تهدید ایران به هدف قرار دادن مناطق شمالی فلسطین اشغالی در صورت حمله اسرائیل به مناطق مسکونی ضاحیه و بیروت شکل گرفته بود.

    شفیق تأکید می‌کند که پس از آن تهدید، معادله‌ای جدید در صحنه درگیری‌ها ایجاد شد که بر اساس آن رژیم صهیونیستی از حمله به ضاحیه جنوبی بیروت خودداری می‌کرد. دونالد ترامپ نیز با تمام توان خود و در تماسی تلفنی که گفته می‌شود با تنش همراه بوده، بنیامین نتانیاهو را وادار کرده بود به این معادله پایبند بماند و از برداشتن گام‌های تنش‌زا خودداری کند؛ به‌ویژه در شرایطی که پهپاد‌های حزب‌الله به چالشی جدی برای ارتش رژیم صهیونیستی تبدیل شده بودند.

    به اعتقاد این نویسنده، تصمیم نتانیاهو برای هدف قرار دادن ساختمانی در ضاحیه جنوبی بیروت در هفتم ژوئن، به منزله به چالش کشیدن این معادله بود و پس از این حمله، برخی منابع اعلام کردند آمریکا پیش از اجرای عملیات در جریان آن قرار گرفته بود؛ موضوعی که این تصور را ایجاد کرد که واشنگتن با این اقدام موافق بوده یا دست‌کم آن را پوشش داده است. با این حال، آمریکا بعداً هرگونه موافقت با این حمله را رد کرد و از نتانیاهو خواست در واکنش به پاسخ ایران خویشتنداری کند.

    شفیق معتقد است نتانیاهو که پیش‌تر به اجبار ترامپ به پذیرش این معادله تن داده بود، از همان ابتدا از این وضعیت ناراضی بود و تلاش داشت آن را بر هم بزند. از نگاه وی، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی علاوه بر تلاش برای شکستن محدودیت‌های تحمیل‌شده بر خود، قصد داشت روند شکل‌گیری توافق احتمالی میان آمریکا و ایران را نیز مختل کند؛ توافقی که گفته می‌شد با میانجی‌گری کشور‌هایی مانند پاکستان و قطر در حال نزدیک شدن به مرحله نهایی است.

    وی در ادامه می‌نویسد: این نخستین بار نبود که مذاکرات میان تهران و واشنگتن به آستانه توافق می‌رسید و سپس متوقف می‌شد. به گفته او، در دوره‌های گذشته نیز مذاکرات بار‌ها تا آستانه امضای تفاهم‌نامه پیش رفته، اما در نهایت با تغییر مواضع آمریکا، تعویق مذاکرات یا بازنگری در مفاد توافق، روند دستیابی به تفاهم متوقف شده است.

    این تحلیلگر فلسطینی وضعیت کنونی را به حالتی تشبیه می‌کند که از حضور همزمان آفتاب و باران بر یک بام حکایت دارد. به باور او، ترامپ از زمان اعلام آتش‌بس پس از جنگ ۴۰ روزه، طی حدود دو ماه گذشته هم‌زمان چهار سیاست متفاوت را دنبال کرده است؛ ادامه مذاکرات و تبادل پیام‌ها، حفظ آتش‌بس، تهدید به بازگشت جنگ و همچنین پذیرش درگیری‌های محدود و کنترل‌شده. از دیدگاه ترامپ، حتی برخی تبادل آتش‌های محدود در مناطقی مانند تنگه هرمز یا جنوب ایران نیز به معنای نقض کامل آتش‌بس محسوب نمی‌شود. به همین دلیل رئیس‌جمهور آمریکا تلاش داشت نوعی وضعیت میانه میان جنگ و صلح را مدیریت کند؛ وضعیتی که در آن نه توافق نهایی شکل می‌گیرد و نه درگیری‌ها به جنگی تمام‌عیار تبدیل می‌شوند.

    او در مقابل، نتانیاهو را فردی توصیف می‌کند که به دنبال استمرار جنگ فراگیر علیه ایران و همچنین ادامه جنگ در لبنان و غزه است. شفیق معتقد است همین مسئله باعث شده رابطه ترامپ و نتانیاهو میان حمایت و تقابل در نوسان باشد. به گفته وی، واشنگتن از یک سو همچنان در برخی پرونده‌ها از تل‌آویو حمایت می‌کند و از سوی دیگر در مواردی ناچار شده است نتانیاهو را به پذیرش آتش‌بس‌ها یا محدودیت‌های میدانی وادار کند.

    این نویسنده فلسطینی با اشاره به وضعیت غزه، تصریح می‌کند که آمریکا در حالی از برخی ترتیبات سیاسی و امنیتی مانند تشکیل «شورای صلح» حمایت کرده است که همزمان اجازه داده رژیم صهیونیستی بخش بزرگی از نوار غزه را در اشغال خود نگه دارد و به سیاست فشار و فرسایش تدریجی علیه این منطقه ادامه دهد. همین الگو در لبنان نیز تکرار شده است؛ به‌گونه‌ای که ترامپ تل‌آویو را به رعایت محدودیت‌هایی در قبال بیروت و ضاحیه جنوبی ملزم کرده است، اما در برابر عملیات‌های نظامی این رژیم در جنوب لبنان واکنش جدی نشان نداده است.

    شفیق در بخش دیگری از یادداشت خود تأکید می‌کند که شرایط امروز دیگر قابل مدیریت با روش‌های گذشته نیست و ترامپ ناچار است تغییراتی اساسی در سیاست‌های خود ایجاد کند. وی دلیل این موضوع را مجموعه‌ای از فشار‌های فزاینده داخلی و خارجی؛ از جمله نزدیک شدن رقابت‌های جام جهانی، سالگرد ۲۵۰ سالگی استقلال آمریکا، بحران امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز، افزایش فشار‌ها برای پایان دادن به محاصره بنادر ایران، کاهش محبوبیت رئیس‌جمهور آمریکا، نزدیک شدن انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره و تشدید مشکلات اقتصادی در آمریکا و جهان دانست.

    به باور این تحلیلگر، عامل مهم دیگری که معادلات را تغییر داده است، ناکامی پروژه تغییر نظام سیاسی در ایران است. او معتقد است پس از ماه‌ها فشار و درگیری، نه‌تنها ساختار سیاسی ایران دچار فروپاشی نشده، بلکه انسجام داخلی و توانایی تهران در مدیریت جنگ و بحران نیز بیش از پیش نمایان شده است. همین واقعیت‌ها باعث شده است ترامپ بیش از هر زمان دیگری به دنبال دستیابی به نوعی توافق با ایران باشد؛ توافقی که از نگاه او صرفاً به پرونده هسته‌ای یا روابط دوجانبه محدود نخواهد شد و می‌تواند موضوعاتی مانند لبنان و حتی غزه را نیز دربر گیرد.

    وی همچنین معتقد است اصرار ترامپ بر گسترش دامنه هرگونه توافق یا آتش‌بس احتمالی به لبنان و شاید غزه، یکی از عوامل اصلی افزایش اختلافات میان او و نتانیاهو بوده است؛ اختلافاتی که در تماس‌های تلفنی و رایزنی‌های اخیر دو طرف نیز آشکار شده است.

    این نویسنده فلسطینی در ادامه می‌نویسد که رئیس‌جمهور آمریکا در مقطع کنونی با انتخابی سرنوشت‌ساز روبه‌رو است؛ از یک سو می‌تواند نتانیاهو را وادار کند با سیاست‌های واشنگتن همراه شود و مسیر توافق و کاهش تنش را بپذیرد و از سوی دیگر ممکن است تحت تأثیر رویکرد‌های نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی به سمت گسترش درگیری‌ها و جنگی فراگیر سوق داده شود. با توجه به مجموعه شرایط موجود، از بحران تنگه هرمز گرفته تا فشار‌های اقتصادی و ملاحظات انتخاباتی در آمریکا، ترامپ دیگر نمی‌تواند مانند گذشته میان جنگ، مذاکره و آتش‌بس‌های موقت در نوسان باشد و ناچار است برای تعیین مسیر آینده، تصمیمی روشن و قاطع اتخاذ کند.

    بیشتر مطالعه کنید:

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    5 + 7 =

    چهار × 2 =