به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، از هفته سوم اسفند ۱۴۰۴ که ابزارهای کمریسک بازار سرمایه در دوران جنگ بازگشایی شدند، جریان سرمایههای خرد به سرعت صندوقهای درآمد ثابت را در مرکز توجه قرار داد. در آن روزها، بسیاری از معاملهگران حفظ سرمایه را بر هر استراتژی دیگری ترجیح میدادند و رفتارشان کاملا تحت تاثیر فضای مبهم سیاسی و نگرانی نسبت به آینده اقتصاد بود. بخش مهمی از فعالان اقتصادی ترجیح دادند منابع خود را به صندوقهای درآمد ثابت منتقل کنند تا از نوسانات شدید بازارها فاصله بگیرند. همین موضوع باعث شد این ابزارهای کمدردسر در نخستین روزهای بازگشایی با رکوردهای قابلتوجه ورود پول حقیقی همراه شوند و به مهمترین پناهگاه سرمایه در بازار تبدیل گردند.
کارشناسان معتقدند رشد سریع ورود پول به صندوقهای درآمد ثابت در آن مقطع، حاکی از آن بود که اولویت اصلی سرمایهگذاران صرفا دور ماندن از نوسانات و کاهش ریسک است. در فضای پرتنش اسفندماه، این صندوقها نقش پناهگاه سرمایه را ایفا کردند و بخش قابلتوجهی از پولهای سرگردان برای پارک موقت وارد این ابزارها شد. همزمان، توقف معاملات بازار سهام نیز موجب شد بخشی از سرمایههایی که در شرایط عادی میان بازارهای مختلف جابهجا میشدند، فعلا در صندوقهای کمریسک مستقر شوند. در آن مقطع، بسیاری از سرمایهگذاران تصور میکردند فضای پرابهام حاکم بر بازارها کوتاهمدت خواهد بود و به همین دلیل ترجیح دادند تا روشن شدن شرایط سیاسی و اقتصادی، منابع خود را در ابزارهایی با نقدشوندگی بالا نگهداری کنند.
اما طولانی شدن فضای مبهم سیاسی به تدریج رفتار سرمایهگذاران را تغییر داد. با تداوم ریسکها، عملا ماندگاری پول در صندوقهای درآمد ثابت نیز کاهش یافت؛ و حالا بخشی از سرمایهگذاران دیگر حاضر نیستند حتی با دریافت سود ثابت در وضعیت بلاتکلیف باقی بمانند. بسیاری از تحلیلگران معتقدند این وضعیت را میتوان نشانه ورود بازارها به فاز تازهای از نااطمینانی دانست. کاهش شتاب ورود پول به صندوقهای درآمد ثابت، گویای این واقعیت است که سرمایهگذار این روزها با پرسش اساسی مواجه شدهاند که تا چه زمانی باید در بلاتکلیفی باقی بماند؟ نبود چشمانداز مشخص درباره زمان بازگشایی بورس و آینده متغیرهای سیاسی، باعث شده بخشی از پولها دیگر تمایلی به ماندن حتی در بازارهای کمریسک نداشته باشند.
به باور کارشناسان بخشی از پولهای حقیقی به جای ماندن در صندوقهای درآمد ثابت، به صورت کوتاهمدت میان بازارها جابهجا میشوند.؛ و سرمایهگذاران تلاش میکنند در بازههای زمانی کوتاهمدت تصمیم بگیرند و انعطافپذیری بیشتری در مدیریت سرمایه خود داشته باشند. این موضوع موجب شده نگاه کوتاهمدت در بازارها پررنگتر شود و جریان پول با سرعت بیشتری میان صندوقهای طلا، بازار ارز، گواهیهای کالایی و سایر ابزارهای مالی حرکت کند. از سوی دیگر، گروهی از سرمایهگذاران نیز ترجیح دادهاند فعلا از ورود به هر بازاری فاصله بگیرند. این دسته نه حاضرند ریسک سنگین بازارهای پرنوسان را بپذیرند و نه به ماندگاری در ابزارهای کمریسک اطمینان دارند. در نتیجه، بخشی از سرمایههای خرد در وضعیت بلاتکلیف قرار گرفته است.
افزون بر این، نزدیک سه ماه است که از توقف معاملات بازار سهام میگذرد و همچنان زمان مشخصی برای بازگشایی کامل آن اعلام نشده است. نبود امکان معامله در بورس باعث شده حقیقیها به سمت سایر ابزارهای قابل معامله حرکت کنند و همین موضوع استراتژی کوتاهمدت را در بازارها تقویت کرده است. توقف طولانی معاملات نه تنها موجب کاهش عمق بازار سرمایه شده، بلکه جریان منابع خرد را نیز بیثبات کرده است. این در حالی است که سرمایهگذار زمانی میتواند با افق بلندمدت تصمیمگیری کند که نسبت به سازوکار بازار و امکان نقدشوندگی اطمینان داشته باشد؛ اما در فضای فعلی، اولویت اصلی بسیاری از فعالان اقتصادی حفظ انعطافپذیری و امکان خروج سریع از بازارها است.
کارشناسان معتقدند وقتی بازارها وارد فاز فرسایشی میشوند، رفتار سرمایهگذاران تغییر میکند؛ یعنی علاوه بر اینکه رخدادهای سیاسی و اقتصادی جهت بازار را تعیین میکنند، طولانی شدن وضعیت بلاتکلیفی نیز بر تصمیمها اثر میگذارد. این شرایط باعث میشود سرمایهگذاران به جای تحلیلهای بنیادی، به مدیریت لحظهای دارایی روی بیاورند و افق تصمیمگیری خود را کوتاهتر کنند.
همچنین یکی از ویژگیهای مهم این دوره، کاهش تدریجی کارآیی ابزارهای مالی است. از این رو، صندوقهای درآمد ثابت، طلا یا سایر ابزارهای کمریسک در ابتدا میتوانند نقش جذب سرمایه را ایفا کنند، اما با طولانی شدن دوره ابهام، حتی این ابزارها نیز دچار کاهش ماندگاری پول میشوند. در نتیجه بازار به جای تثبیت، وارد چرخهای از جابهجایی مداوم و بیهدف نقدینگی میشود.
بنابراین یکی از پیامدهای مهم شرایط فعلی، تبدیل تدریجی بازارها به بستر نوسانگیری است. زمانی که افق سرمایهگذاری کوتاه میشود، نقش تحلیلهای بنیادی کمرنگتر میشود و رفتارهای مبتنی بر تغییرات لحظهای قیمت جای آن را میگیرد. تصمیمگیریها کمتر بر اساس ارزش ذاتی داراییها و بیشتر بر مبنای جریان کوتاهمدت عرضه و تقاضا شکل میگیرد. این تغییر رفتار باعث میشود بازارها به جای اینکه محل تخصیص بهینه سرمایه باشند، به فضایی برای جابهجایی سریع سرمایههای خرد تبدیل شوند. انگیزه اصلی بسیاری از فعالان بازار نه نگهداری دارایی، بلکه استفاده از نوسانات مقطعی برای کسب بازده کوتاهمدت است. اخبار، شایعات و حتی تغییرات محدود در متغیرهای بیرونی میتوانند موجهای کوتاهمدت قیمتی ایجاد کنند و بازارها به سمت رفتارهای موجی و هیجانی حرکت کنند.
در سطح کلانتر هم، فرسایشی شدن فضای نااطمینانی میتواند بر رفتار بنگاهها نیز اثر بگذارد؛ و شرکتها نیز تمایل کمتری به سرمایهگذاریهای بلندمدت دارند و بیشتر به حفظ وضعیت موجود و مدیریت هزینهها روی میآورند. این موضوع به مرور زمان بر رشد اقتصادی اثر منفی میگذارد، چرا که پروژههای توسعهای و زیرساختی نیازمند چشمانداز قابل پیشبینی هستند.
از منظر روانی نیز این وضعیت باعث شکلگیری نوعی بیتصمیمی در بازار میشود؛ و در نهایت، تداوم چنین وضعیتی میتواند کارکرد اصلی بازارهای مالی را تحت تاثیر قرار دهد.
در نهایت زمانی که نوسانگیری بر سرمایهگذاری غالب میشود، بازار بیش از آنکه نقش تامین مالی و رشد اقتصادی را ایفا کند، به بستری برای کسب سودهای کوتاهمدت تبدیل میشود؛ تغییری که در بلندمدت میتواند کیفیت تخصیص سرمایه را به شدت تضعیف کند.
انتهای پیام/





دیدگاهتان را بنویسید