اقتصادآنلاین، امیرمحمد حسینی: بیش از یک ماه پس از آغاز آتشبس میان ایران و آمریکا، فضای منطقه هنوز جنگی است و فقط گاهی نشانههایی از صلح دیده میشود. آمریکا میگوید که منتظر پاسخ ایران به طرح پیشنهادی برای پایان جنگ است، اما اسماعیل بقائی سخنگوی وزارت خارجه گفته ایران بیاعتنا به ضربالاجلهای طرف مقابل مشغول بررسی این پیشنهاد است.
در خلیج فارس، نفتکشها همچنان هدف قرار میگیرند، تنگه هرمز عملاً به میدان نمایش قدرت تبدیل شده و مذاکرات غیرمستقیم نیز زیر سایه بیاعتمادی و ابهام ادامه دارد.
توافق محدود یا رویارویی گسترده؟
گزارشهای تازه رسانههای آمریکایی، بهویژه ارزیابیهای منتسب به سیا و نهادهای اطلاعاتی آمریکا، تصویری دوگانه از وضعیت ایران ارائه میکنند. از یک سو تأکید میشود که توان نظامی و اقتصادی جمهوری اسلامی ایران بهشدت آسیب دیده و ساختار سیاسی آن دچار شکاف شده است، اما از سوی دیگر همان گزارشها اذعان دارند که نه توان موشکی ایران از بین رفته و نه محاصره دریایی آمریکا دستکم در کوتاهمدت قادر به فروپاشی اقتصادی تهران خواهد بود.
در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است که آیا دو طرف به سمت توافقی محدود حرکت میکنند یا منطقه در آستانه بازگشت به یک رویارویی گستردهتر قرار گرفته است؟
ابهام در روند مذاکرات
بخش مهمی از ارزیابیهای آمریکا اکنون بر وضعیت رهبری و ساختار تصمیمگیری در ایران متمرکز شده است. گزارشهای اطلاعاتی آمریکا مدعیاند که آیتالله سید مجتبی خامنهای پس به شهادت رسیدن آیتالله خامنهای و شماری از فرماندهان ارشد نظامی، در تعیین راهبرد جنگ و مذاکرات نقش دارد.
اما کموکیف این نقش برای آمریکا روشن نیست و این ابهام مستقیماً بر روند مذاکرات اثر گذاشته است. دولت ترامپ بهدنبال توافقی است که بتواند پایان رسمی جنگ را اعلام کند، اما ترامپ مدعی است که نتوانسته با رهبری ایران تماسی داشته باشد.
همین مسئله سبب شده آمریکا همزمان دو مسیر را دنبال کند. فشار حداکثری در میدان و باز نگه داشتن کانال مذاکره از طریق میانجیهایی، چون پاکستان و قطر.
محاصره دریایی؛ ابزار فشار یا جنگ فرسایشی؟
مهمترین اهرم فعلی آمریکا علیه ایران، نه حمله نظامی مستقیم بلکه محاصره دریایی و فشار اقتصادی است. واشنگتن تلاش میکند با محدود کردن صادرات نفت، مختل کردن تجارت دریایی و افزایش هزینههای حملونقل، تهران را به پذیرش توافقی گستردهتر وادار کند.
با این حال، ارزیابی منتسب به سیا که نخستینبار واشنگتنپست منتشر کرد، نشان میدهد آمریکا خود نیز درباره کارآمدی فوری این راهبرد تردید دارد. براساس این گزارش، ایران میتواند دستکم چهار ماه دیگر بدون فروپاشی کامل اقتصادی در برابر محاصره مقاومت کند.
این برآورد اهمیت زیادی دارد، زیرا نشان میدهد کاخ سفید برخلاف لحن تند سیاسی خود، هنوز به نقطهای نرسیده که مطمئن باشد فشار اقتصادی بهتنهایی میتواند جمهوری اسلامی ایران را وادار به عقبنشینی کند.
در مقابل، ایران نیز نشان داده همچنان توان اعمال کنترل در تنگه هرمز را دارد. حملات متقابل به نفتکشها و افزایش تنش در آبراههای منطقه، پیامی روشن به واشنگتن و متحدان عرب آن است. پیامی که میگوید اگر صادرات نفت ایران محدود شود، امنیت انرژی منطقه نیز تضمین نخواهد بود.
همین وضعیت سبب شده خلیج فارس وارد نوعی جنگ کنترلشده فرسایش یشود. جنگی که در آن دو طرف از عبور کامل از خطوط قرمز پرهیز میکنند، اما همزمان تلاش دارند هزینههای طرف مقابل را افزایش دهند.
چرا آمریکا هنوز به توافق نیاز دارد؟
برخلاف تصویر رسمی کاخ سفید، آمریکا نیز دلایل مهمی برای جلوگیری از ادامه جنگ دارد. جنگ طولانی در خلیج فارس میتواند بازار انرژی را بیثبات کند، فشار تورمی در آمریکا را افزایش دهد و در آستانه رقابتهای سیاسی داخلی از جمله انتخابات میاندورهای، برای ترامپ و تیمش پرهزینه باشد.
به همین دلیل، واشنگتن اکنون بیش از آنکه بهدنبال تغییر نظام در ایران باشد، بهدنبال توافقی است که سه هدف را تأمین کند؛ توقف درگیری نظامی، محدودسازی برنامه هستهای ایران و بازگشایی تنگه هرمز.
اظهارات مقامهای آمریکایی نیز نشان میدهد کاخ سفید بهتدریج از ایده فروپاشی سریع جمهوری اسلامی ایران فاصله گرفته است. حتی در گزارشهای اطلاعاتی آمریکا تأکید شده که حذف رهبران ارشد ایران لزوماً به فروپاشی ساختار سیاسی منجر نشده و قدرت همچنان در اختیار برخی جریانها باقی مانده است.
این جمعبندی، احتمال حرکت آمریکا به سمت یک توافق موقت یا مرحلهای را افزایش داده است. توافقی که شاید نه به معنای عادیسازی روابط، بلکه صرفاً ابزاری برای جلوگیری از گسترش بحران باشد.
تهران چه میخواهد؟
در سوی دیگر، دولت در ایران نیز با چالشهایی مواجه است. اقتصاد ایران از تحریم، اختلال تجاری و کاهش درآمدهای نفتی آسیب دیده و تداوم ناامنی در خلیج فارس میتواند فشار داخلی را افزایش دهد.
با این حال، به نظر میرسد راهبرد تهران فعلاً بر حفظ توان نظامی، همزمان ادامه مذاکرات تا روشنتر شدن وضعیت سیاسی و میدانی است.
ایران احتمالاً امیدوار است که آمریکا نیز بهدلیل هزینههای جنگ و نگرانی از بیثباتی منطقه، در نهایت به توافقی محدود رضایت دهد.
احتمالهای پیشرو
واقعیت این است که نه ایران تمایل ورود به جنگی گسترده و طولانی را دارد و نه آمریکا و متحدانش آماده پذیرش تبعات یک درگیری تمامعیار در خلیج فارس هستند. به همین دلیل، محتملترین سناریو در کوتاهمدت ادامه وضعیت میانی کنونی، یعنی وضعیت نه صلح کامل و نه جنگ تمامعیار است.
اما در چنین وضعیتی، هر درگیری محدود در تنگه هرمز، هر حمله به نفتکشها یا هر سوءمحاسبه نظامی میتواند آتشبس شکننده کنونی را فرو بریزد و منطقه را دوباره به نقطه انفجار بازگرداند.
اکنون، تهران و واشنگتن هر دو در حال آزمودن میزان تابآوری یکدیگر هستند. آمریکاییها با محاصره و فشار اقتصادی و ایران با حفظ توان کنترل بر تنگه هرمز و مقاومت تدریجی.
اما نتیجه این نبرد فرسایشی احتمالاً نه در میدان جنگ، بلکه پشت میز مذاکرات تعیین خواهد شد.





دیدگاهتان را بنویسید