به گزارش اقتصاد آنلاین؛ حمله چند روز گذشته ائتلاف آمریکا و اسرائیل علیه صنایع فولادی ایران (فولاد مبارکه و فولاد خوزستان) نشان داد که ایران در صنایع مهم و استراتژیک، از جمله فولاد، به مرحله خودکفایی رسیده و علاوه بر تأمین نیاز داخلی، دارای ظرفیت قابل توجه صادراتی است.
صنعت فولاد نخستین صنعتی بود که از سوی آمریکا تحت تحریم قرار گرفت و این فشارها مانع تحقق کامل چشمانداز تولید ۵۴ میلیون تنی در افق ۱۴۰۴ شد. با این حال، بخش قابل توجه نیاز کشور در داخل تأمین شده و ایران طی سالهای اخیر حدود ۱۰ تا ۱۵ میلیون تن فولاد به کشورهای مختلف صادر کرده است.
فولاد در هر اقتصادی صرفاً یک کالای صنعتی نیست
مهدی بستانچی عضو هیأت مدیره اتاق بازرگانی گرجستان در گفتگو با اقتصاد آنلاین در پاسخ به این پرسش که حمله آمریکا و اسرائیل به صنعت فولاد کشور (فولاد مبارکه و فولاد خوزستان) چه پیامی برای اقتصاد جهانی مخابره کرده است؟ گفت: ابتدا باید تاکید کنم که فولاد در هر اقتصادی صرفاً یک کالای صنعتی نیست؛ ستون فقرات ساختوساز، حملونقل، انرژی، ماشینسازی و دهها زنجیره پاییندستی دیگر است. خود انجمن جهانی فولاد، فولاد را از مهمترین فلزات جهان میداند که از پروژههای عظیم زیرساختی تا زندگی روزمره در همهجا حضور دارد.
او ادامه داد: در مورد ایران، اهمیت این بخش دوچندان است، چون کشور در سال ۲۰۲۵ با تولید ۳۱.۸ میلیون تن فولاد خام، دهمین تولیدکننده بزرگ جهان بوده و در دسامبر ۲۰۲۵ نیز ۳ میلیون تن تولید داشته است. یعنی درباره صنعتی حرف میزنیم که هم در مقیاس جهانی وزن دارد و هم در داخل، جزء پایههای اصلی تولید ملی است. به همین دلیل، حمله به تاسیسات فولادی را نباید صرفاً یک «خسارت موضعی» دید.
بستانچی خاطر نشان کرد: گزارشهای منتشرشده نشان میدهد در ۲۷ مارس ۲۰۲۶ مجتمعهای بزرگ فولاد مبارکه و فولاد خوزستان هدف حملات قرار گرفتند و به زیرساختهای ذخیرهسازی و برق آنها آسیب وارد شد؛ آسیبی که از همان ابتدا تحلیلگران بازار فلزات آن را معادل کاهش تولید بیلت و اسلب و افت ظرفیت صادراتی ایران ارزیابی کردند. این نکته مهم است: در صنعت فولاد، ضربه به برق و لجستیک، فقط توقف یک سالن تولید نیست؛ اختلال در کل زنجیره ذوب، ریختهگری، نورد، حمل مواد و تحویل سفارش است.
فشار مستقیم بر یکسوم توان تولیدی یکی از مهمترین صنایع مادر کشور
او ادامه داد: ابعاد ماجرا وقتی روشنتر میشود که به وزن این دو واحد در ساختار صنعت ایران نگاه کنیم. اساندپی گلوبال نوشته فولاد مبارکه در سال ۲۰۲۵ بیش از ۱۲ میلیون تن ظرفیت تولید سالانه داشته و بهتنهایی حدود ۳۳ درصد کل تولید فولاد ایران را نمایندگی میکرده است. بنابراین، هر اخلال جدی در فولاد مبارکه، فقط مشکل یک بنگاه نیست؛ یعنی فشار مستقیم بر یکسوم توان تولیدی یکی از مهمترین صنایع مادر کشور. از همین زاویه، آسیب به فولاد خوزستان نیز فقط یک خبر محلی نیست، بلکه ضربه به یکی از گرههای اصلی تولید شمش و اسلب کشور است.
عضو هیأت مدیره اتاق بازرگانی گرجستان تاکید کرد: اخبار روزهای بعد نیز نشان میدهد مسئله از «آسیب قابل ترمیم کوتاهمدت» فراتر رفته است. به گزارشهای مبتنی بر اظهارات شرکتها، فولاد خوزستان اعلام کرده بازگرداندن واحدهای آسیبدیده به مدار ممکن است بین ۶ ماه تا یک سال زمان ببرد. همزمان، فولاد مبارکه نیز از توقف کامل خطوط تولید خود پس از موجهای بعدی حمله خبر داده است. اگر این برآوردها حتی بهصورت نسبی درست باشد، پیامد فقط کاهش چند هفتهای تولید نیست؛ بلکه باید از افت پایدار عرضه، عقبافتادن سفارشها، فشار بر صنایع مصرفکننده فولاد، کاهش درآمد ارزی و فرسایش اعتماد مشتریان داخلی و خارجی سخن گفت.
فاصله زیاد میان «اختلال سنگین» و «نابودی ۷۰ درصدی»
او در پاسخ به این پرسش که آیا ادعای اسرائیل مبنی بر نابودی صنعت فولاد ایران گفت: ادعای بنیامین نتانیاهو مبنی بر نابودی ۷۰ درصد ظرفیت تولید فولاد ایران، فعلاً در حد یک ادعای سیاسی-تبلیغاتی باقی مانده و منبع مستقل و معتبری ندیدهام که آن را بهطور کامل تأیید کرده باشد. آنچه فعلاً با اتکای بیشتری میتوان گفت این است که دو قطب اصلی فولاد ایران از مدار عادی خارج شدهاند و برآوردهای موجود از دوره ترمیمی چندماهه حکایت دارد. فاصله زیادی است میان «اختلال سنگین» و «نابودی ۷۰ درصدی»، و دقیقاً در چنین شرایطی باید از اغراق تبلیغاتی فاصله گرفت و به دادههای قابل اتکا چسبید.
بستانچی در پاسخ به این پرسش که چرا این ضربه تا این حد مهم است؟ در ادامه افزود: چون فولاد صنعت مادر است. یعنی وقتی آن ضربه میخورد، اثرش فقط در ترازنامه همان کارخانه نمیماند. پروژههای عمرانی، تولیدکنندگان لوله و پروفیل، خودروسازی، لوازم خانگی، سازندگان تجهیزات، پیمانکاران نفت و گاز، شبکه توزیع و حتی بازار مسکن از آن اثر میپذیرند.
وی گفت: در ایرانِ امروز که بخش بزرگی از تولید صنعتی به مواد اولیه داخلی وابسته است، اختلال در فولاد بهسرعت به زنجیرهای از کمبود، افزایش هزینه و تأخیر در تحویل تبدیل میشود. از سوی دیگر، آمارهای منتشرشده از نهادهای مرتبط با صنعت فولاد نشان میدهد صادرات فولاد و آهن ایران تا پیش از این جنگ روندی رو به رشد داشته؛ از جمله گزارشهایی که از رشد ۲۷ درصدی صادرات در ۹ ماهه و میلیاردها دلار ارزش صادراتی در ۱۰ ماهه خبر میدهند. پس حمله به این صنعت فقط حمله به تولید داخلی نیست؛ حمله به یکی از مسیرهای مهم ارزآوری کشور هم هست.
ایران در جمع ۱۰ تولیدکننده برتر جهان
او تاکید کرد: نکته مهم دیگر، تواناییهای خود ایران است. قرار گرفتن در جمع ۱۰ تولیدکننده برتر جهان و حفظ تولید بالای ۳۰ میلیون تن در سال، نشان میدهد ایران در این حوزه صرفاً مصرفکننده یا مونتاژکار نیست؛ بلکه دارای مقیاس، زیرساخت، دانش فنی، نیروی انسانی و زنجیره نسبتاً کامل فولاد است. همین ظرفیتهاست که باعث میشود حمله به فولاد، از نگاه طرف مهاجم، معنادار باشد: چون میداند با زدن این بخش، به چندین لایه از اقتصاد واقعی ایران ضربه میزند.





دیدگاهتان را بنویسید