اقتصاد آنلاین، آرمان هنرکار؛ اخیرا بانک مککورای گزارشی منتشر کرده است که در آن سناریوهای پیشروی قیمت نفت در جهان را پیشبینی میکند. در ادامه تحلیل اقتصاد آنلاین از این گزارش و علت اشتباه بودن آن را از دیده میگذرانید:
بانک مککواری دو سناریو برای آینده بازار نفت ترسیم کرده است که با هم فرسنگها تفاوت دارند، سناریو اصلی این بانک برای قیمت نفت، «سقوط» است؛ این بانک احتمال رخ دادن این سناریو را ۶۰ درصد میداند که تحلیل آن بر مبنای فروکش درگیریهای نظامی فی ما بین ایران، آمریکا، اسرائیل و کشورهای حوزه خلیج فارس است. ضمن اینکه بانک مذکور معتقد است در پی ریزش شدید قیمت نفت از ناحیه فعلی، آسیبهای اقتصادی کوتاه مدت آن قابل کنترل خواهد بود.
اما سناریو دیگری که این بانک مطرح میکند همان سناریو مورد علاقه رسانهها و تحلیلگران نظامی در ایران است؛ ۲۰۰ دلاری شدن نفت است. البته که این بانک احتمال چنین اتفاقی را تنها ۴۰ درصد و آن هم درصورت ادامه درگیریها تا ژوئن است.
اختلالی بزرگتر از شوکهای تاریخی
تحلیلگران مککواری معتقدند ابعاد اختلال در عرضه نفت، همین حالا هم قابل توجه است. با محدود شدن تردد در تنگه هرمز، پیشبینی میشود سهم زیادی از تولید جهانی نفت از مدار خارج شود.
این در حالی است که مصرف جهانی نفت در سال ۲۰۲۵ به حدود ۱۰۵ میلیون بشکه در روز رسیده و هرگونه اختلال در این سطح، فشار سنگینی به بازار وارد میکند. ذخایر استراتژیک کشورهای عضو آژانس بینالمللی انرژی، بیش از ۱.۲ میلیارد بشکه میتواند تا حدی نقش ضربهگیر را ایفا کند، اما سرعت آزادسازی این ذخایر محدود است. هماکنون نیز برخی کشورهای آسیایی با کمبود واقعی گازوئیل و سوخت هواپیما مواجه شدهاند.
نفت ۲۰۰ دلاری یعنی شوک به تقاضا
به گفته تحلیلگران این مجموعه اگر تنگه هرمز برای مدت طولانی بسته بماند، قیمتها ناچار خواهند شد آنقدر افزایش پیدا کنند که «تقاضای جهانی را تخریب کنند»، مفهومی که در اقتصاد انرژی به معنای کاهش اجباری مصرف در اثر گرانی شدید است. در چنین سناریویی، بازارها بهسرعت وارد فاز نگرانی از رکود جهانی خواهند شد. برآوردها نشان میدهد رشد اقتصادی میتواند حدود یک واحد درصد نسبت به سال ۲۰۲۵ کاهش یابد و اقتصاد جهانی وارد محیطی شبیه به رکود تورمی شود؛ ترکیبی از رشد ضعیف و تورم بالا، مشابه دهه ۷۰ میلادی. در آمریکا، فدرال رزرو با شرایطی پیچیده مواجه خواهد شد؛ رشد اشتغال نزدیک به صفر یا حتی منفی، در کنار افزایش قیمتها.
اما چرا سناریوی ۲۰۰ دلار از نظر این بانک غالب نیست؟
با وجود این ریسکها، مککواری تأکید میکند که سناریوی پایه همچنان پایان نسبتاً سریع بحران است. دلیل اصلی هم روشن است؛ حدود ۱۵ درصد از عرضه جهانی نفت در معرض اختلال قرار دارد و این موضوع انگیزه اقتصادی بسیار قدرتمندی برای رسیدن به توافق ایجاد میکند. در واقع، هزینه ادامه جنگ آنقدر بالاست که بهگفته تحلیلگران، «در نهایت باید یک توافق شکل بگیرد.» هر چند نگاه مککواری به سیاستهای جهانی منطقی است اما برخی تحلیلگران احتمال تحقیق ان را خیلی ضعیف میدانند.
اما چرا غیر منطقی، بسیاری از تحلیلگران جهانی معتقدند که جمهوری اسلامی در این روزها کاملا پیشبینی پذیر شده و از ابتدای جنگ نیز این پیشبینی پذیری بر رفتارهای آن غالب بوده است؛ ترامپ به خوبی میدانست که اگر رهبر این نظام ایدئولوژیک و سایر سران آن را ترور کند، حملات متعاقب جمهوری اسلامی نیز آغاز میشود؛ در چنین شرایطی قیمت نفت از ۱۰۰ دلار عبور میکند و استخراج نفت برای آمریکا صرفه پیدا میکند.
گزینه ۱۰تریلیون دلاری ترامپ برای بن سلمان
رسانه آمریکایی اکسیوس چند روز گذشته خبری منتشر کرد که ترامپ دو گزینه را روی میز بن سلمان گذاشته است؛ گزینه نخست اینکه اگر میخواهی جنگ تمام شود هزینه ۵ تریلیون دلاری دارد، اما اگر میخواهی برای همیشه از تهدیدی به نام جمهوری اسلامی خلاص شوی باید ۱۰ تریلیون دلار تقدیم آمریکا کنی. هزینه ۵ تریلیون دلاری به این معنا که تهدید جمهوری اسلامی تا سالهای متمادی بر سرت خواهد ماند و برای مقابله با آن بیاد چندین میلیارد دلار از آمریکا سلاح خریداری کنی، اما فرصت ۱۰ تریلیون دلاری که احتمال تکرار آن نزدیک به صفر است، تهدید را از سر تو برداشته خواهد شد. پیشبینی میشود که این پیشنهاد با کشورهای امارات، بحرین و قطر نیز مطرح شده باشد که تمام این موارد نشان از این دارد که ترامپ نمیخواهد دست خالی از تنگه هرمز که او دوست دارد به آن بگوید تنگه ترامپ، خارج شود.
پس چرا مذاکره میکند؟
از سمت دیگر نمیتوان اعزام نیروی زمینی و هوابر آمریکایی که مجموع آنها به ۱۴ هزار نفر خواهد رسید را دست کم گرفت؛ در همین میان شاید چنین پرسشی پیش بیاید که پس چرا پیشنهاد مذاکره با ایران از سمت آمریکاییها و به گفته ترکیه، مصر و پاکستان، مطرح است؟بر اساس آنچه برخی رسانههای خارجی مطرح کردند، ترامپ به فردی که با آن در ایران مذاکره میکند فرصت میدهد که یا اصلاحات فوقالعاده و گسترده انجام میدهی یا گزینه اصلی که همان حمله زمینی، نابودی پایگاههای موشکی باقی مانده و خروج اورانیوم و حتی رژیم چنج است را انجام میدهد. در ادامه باید به دو توییت دونالد ترامپ در خصوص ایران دقت کرد، در وهله نخست به این ترجمه توییت زیر دقت کنید:
یادتان هست که به ایران ده روز وقت دادم تا به توافق برسد یا تنگه هرمز را باز کند؟ زمان در حال اتمام است – ۴۸ ساعت باقی مانده تا جهنم، تمام و کمال بر سرشان نازل شود خدا را شکر!
از این توییت و همچنین اخباری که در حال حاضر در خصوص مذاکرات ناموفق و عدم تمایل مقامات جمهوری اسلامی به مذاکره (در عمل و با توجه به پشت سر گذاشتن سناریو پاکستان و و شروط ۱۵ گانه ترامپ) میتوان به این نتیجه رسید که عملا مذاکرات با بن بست بزرگی مواجه شده است و بر اساس آنچه که ترامپ در پیام اخیر خود اعلام کرده است، بامداد چهارشنبه این مهلت به پایان میرسد. همچنین بر اساس برخی تحلیلها، نجات دومین سرباز آمریکایی از ایران طبق اعلام ترامپ و اخبار منتشر شده در خصوص حضور کماندوهای آمریکایی در منطقه حد فاصل ایذه و بهبهان و کسب یک تجربه موفق در حضور زمینی، احتمال تداوم جنگ را برای هفتههای پیشرو را افزایش داده است.
طبق اعلام مقامات نظامی ایران، تمامی حملات آمریکا و اسرائیل به خاک ایران، حملات موشکی ایران به اهدافی در کشورهای عربی و اسرائیل را به همراه خواهد داشت و بر اساس تمامی این شواهد میتواند گفت که در صورت حمله آمریکا به اهدافی که ترامپ به آنها اشاره شده، شاهد یک درگیری بسیار بزرگتر از آنچه میتوان تصور کرد در خاورمیانه باشیم.
با این حال، مفروض اصلی بانک مککواری مبنی بر نفت ۲۰۰ دلاری هر چند به عنوان یک سناریو قابل تحقق است، اما به اعتقاد بسیاری از تحلیلگران احتمال تحقق آن به آینده جنگ در منطقه و شدت آن بستگی دارد؛ ضمن اینکه سقوط قیمت نفت با توجه به احتمال بسیار زیاد طولانی شدن جنگ بسیار غیر منطقی و غیر علمی است.





دیدگاهتان را بنویسید