به گزارش اقتصادآنلاین، جنگ بدون نشانهای از پایان اوج میگیرد. در دومین ماه جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی ایران، دامنه آتش به زیرساختهای اقتصادی کشیده شده است. ادبیات دونالد ترامپ رییسجمهور آمریکا تغییر کرده و مدعی بازگرداندن ایران به «عصر حجر» شده است. موضعی که برخی آن را در راستای فشار برای بازشدن تنگه هرمز و توافق آتشبس میدانند و برخی دیگر اعتقاد به تغییر راهبرد آمریکا در جنگ دارند.
ترامپ در آخرین پست خود در شبکه تروث مدعی شده که در صورت بازنشدن تنگه هرمز، سهشنبه در ایران روز نیروگاه و پل خواهد بود و همه در یک روز هدف قرار میگیرند و «هیچ چیز مثل آن نخواهد بود». او بار دیگر ادعا کرده که اگر تنگه هرمز باز نشود «در جهنم زندگی خواهید کرد.»
پیش از این تهدیدات نیز، روند ضربه به زیرساختهای اقتصادی از سوی اسرائیل آغاز شده و کارخانههای فولاد خوزستان و مبارکه و پتروشیمی ماهشهر هدف قرار گرفتهاند. والاستریت ژورنال گزارش داده که اسرائیل آماده تهاجم گسترده به زیرساختهای انرژی در ایران است؛ اقدامی که در انتظار چراغ سبز رییسجمهور آمریکا است.
جمهوری اسلامی ایران نیز حمله به زیرساختهای کشورهای منطقه، طبق آنچه هشدار داده بود را آغاز کرده و تهدید کرده که در صورت تهاجم به زیرساختهای انرژی، کل منطقه آتش خواهد گرفت. اتفاقی که در صورت وقوع، قیمت انرژی و به تبع آن اقتصاد جهانی نیز را نیز تحت تاثیر قرار خواهد داد.
واکنش انتقادی یکپارچه به حمله به زیرساختها
آمادگی آمریکا و اسرائیل برای بمباران زیرساختهای انرژی در ایران، از جمله برق واکنشهای انتقادی تقریبا یکپارچهای به همراه داشته است. حالا، حتی طرفداران جنگ و رسانههای فارسیزبان حامی آمریکا و اسرائیل نیز علیه این تهدید موضعگیری کردهاند.
روز دوشنبه موعد ضربالاجل ۱۰ روزه ترامپ به پایان میرسد. او ابتدا مهلتی پنج روزه و سپس ۱۰ روزه برای بازشدن تنگه هرمز و رسیدن به توافق تعیین کرد و مدعی شد که در صورت تنندادن جمهوری اسلامی به خواستههای آمریکا، زیرساختها را هدف قرار خواهد داد. رفتهرفته ادبیات ترامپ نیز تندتر شد و او حالا ژست همراهی با مردم ایران را هم کنار گذاشته است. آخرین پست ترامپ در شبکه اجتماعی تروث نیز از زمینهسازی برای آغاز تهاجم حکایت دارد. او مدعی شده که ۱۰ روز به ایران برای رسیدن به توافق مهلت داده و با پایان این مهلت جهنمی در ایران ایجاد خواهد کرد.
تلاش برای فشار بر مذاکرات؟
اما به نظر میرسد که این تغییر راهبرد که انتقادهای بسیاری به همراه داشته، احتمالا با دو هدف دنبال شده است. نخست آنکه در دو هفته اخیر، تبادل پیامهایی با میانجیگری پاکستان بین تهران و واشنگتن در جریان بوده است. موضوعی که عباس عراقچی وزیر خارجه نیز آن را تایید کرد. پاکستان خواستههای آمریکا را برای پایان جنگ به طرف ایرانی منتقل کرده است. دونالد ترامپ مدعی شده که طرف ایرانی در این مذاکرات محمدباقر قالیباف، رییس مجلس بوده است. هرچند که قالیباف این ادعا را رد کرده و گفته که هیچ مذاکرهای در جریان نبوده است. البته قالیباف نیز تبادل پیام را رد نکرده است.
بستهشدن دوباره پنجره دیپلماسی
با این حال مواضع تهران و واشنگتن برای پایان جنگ فاصله بسیاری با یکدیگر دارد. آمریکا خواستار توقف غنیسازی، خروج اورانیوم غنیشده ۶۰ درصدی، محدودیت برنامه موشکی و عدم حمایت از گروههای مسلح شیعی بوده است. یعنی همان خواستههایی که در جریان سه دور مذاکره پیش از شروع جنگ نیز طرح شده بود. البته آمریکا پیشنهاد لغو تحریمها را نیز در ازای این خواستهها مطرح کرده. اما در مقابل، جمهوری اسلامی ایران خواستار توقف کامل جنگ و تضمین عدم حمله دوباره، تداوم غنیسازی اورانیوم و توقف حملات به همه گروههای نزدیک به محور مقاومت در کشورهای منطقه از جمله عراق و لبنان شده است. دیگر خواسته تهران پرداخت غرامت کامل جنگ بوده است. براین اساس بنا بوده تا پاکستان میزبان این مذاکرات باشد.
اما منابع غربی مدعی شدند که ایران اعلام کرده خواستههای آمریکا را نمیپذیرد و در مذاکرات نیز شرکت نمیکند. سیدعباس عراقچی وزیر خارجه نیز به این خبر واکنش نشان داد. واکنشی که البته تلاشی بود برای زنده نگهداشتن وجهه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران در عرصه بینالمللی.
او در شبکه ایکس نوشت که تهران پیشنهاد مذاکره در اسلامآباد را رد نکرده، اما شرط آن پایان کامل جنگ است. اظهارنظری که نشان داد، پنجره دیپلماسی یک بار دیگر بین جمهوری اسلامی ایران و آمریکا بسته شده و تهدید رییسجمهور آمریکا برای ضربهزدن به زیرساختهای اقتصادی، جمهوری اسلامی ایران را به عقبنشینی وادار نکرده است. اتفاقی که نشان میدهد دو بازیگر از نظرگاهی متفاوت به پایان جنگ نگاه میکنند.
گامی دیپلماتیک برای جلوگیری از حملات زیرساختی؟
به نظر میرسد که به عنوان آخرین گامها برای جلوگیری حملات به تاسیسات انرژی، ایران و عمان گامی دیپلماتیک نیز برداشتهاند. وزارت امور خارجه عمان روز یکشنبه در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی اِکس نوشت: «عمان و ایران گفتوگوهایی در سطح معاونت وزارت خارجه برای بررسی گزینههای مربوط به تضمین عبورِ روان کشتیها از تنگه هرمز برگزار کردهاند.»
اما روشن نیست که این گام دیپلماتیک میتواند به سرعت به نتایجی منجر شود و نتایج مورد نظر از حملات زیرساختی آمریکا جلوگیری میکند یا نه.
مخالفت اعراب با حمله به زیرساختهای انرژی؟
اما هدف دیگر در ضربه به زیرساختها، فلجکردن اقتصاد ایران و به تبع آن حکومت ایران است. به نظر میرسد که در این مسیر، لابیهای اسرائیل تاثیر بهسزایی در تغییر راهبرد ترامپ داشته است. ترامپ که در ابتدا مدعی جنگی کوتاه و قاطع بود، حالا به جنگی فرسایشی با هدف کلنگیکردن زیرساختها و اقتصاد ایران میاندیشد. راهبردی که هزینه نهایی آن را مردم ایران خواهند پرداخت.
این راهبرد با انتقاد رادیکالترین مخالفان جمهوری اسلامی نیز همراه شده است، اما به نظر میرسد که این مخالفتها تاثیر بهسزایی در اجرای تصمیمات ترامپ داشته باشد.
براساس برخی گزارشها، مخالف دیگر حمله به زیرساختها برخی کشورهای عربی منطقه هستند. کشورهایی، چون بحرین، امارات، کویت و عربستان که هرچند از تداوم حمله نظامی به ایران حمایت میکنند، اما با حمله به زیرساختها موافق نیستند. چراکه در آن صورت، زیرساختهای انرژی این کشورها که قلب اقتصاد آنهاست نیز هدف قرار میگیرد و در واقع آنها به همراه اسرائیل هستند که تاوان حملات آمریکا و اسرائیل را خواهند داد. اما نکته اینجاست که این کشورها حتی از سامانههای پدافندی چندلایه و پیشرفته مثل اسرائیل برخوردار نیستند و تجربه یک ماه اخیر نیز نشان داده که آسیبپذیری بیشتری در مقابل حملات موشکی و پهپادی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی دارند.
چرخش ترامپی یا عمل به تهدید؟
به نظر میرسد که تنها همراه راهبرد آمریکا برای ضربه به زیرساختهای اقتصادی ایران در کنار زیرساختهای نظامی و تلاش برای تبدیل کشور به دولت درمانده (Failed State)، اسرائیل است. راهبردی که البته با پاسخ متقابل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی همراه خواهد شد و ناگزیر به افزایش دامنه جنگ نیز میانجامد.
با این همه باید دید که ترامپ بار دیگر در پایان مهلت خود چرخشی ترامپی میکند و مسیر دیگری در پیش میگیرد یا این بار، با حمله به زیرساختهاو تاسیسات انرژی، جنگ وارد مرحله جدیدی خواهد شد.





دیدگاهتان را بنویسید