×

آغاز نبرد اراده‌ها

  • کد نوشته: 111299
  • ۱۵ اسفند ۱۴۰۴
  • 4 بازدید
  • ۰
  • روز ششم جنگ در حال سپری شدن است. شوک‌های آفندی و پدافندی دارد به تکافو می‌رسد. امروز به یک تعادلی می‌رسیم که جنگ دوم شروع می‌شود؛ به آن می‌گویند جنگ اراده‌ها.

    یادداشت مهمان- علی صارمیان پژوهشگر و فعال رسانه: روز ششم جنگ در حال سپری شدن است. شوک‌های آفندی و پدافندی دارد به تکافو می‌رسد. امروز به یک تعادلی می‌رسیم که جنگ دوم شروع می‌شود؛ به آن می‌گویند جنگ اراده‌ها.

    جنگ اراده‌ها یعنی اینکه یک کشوری بپذیرد که پیروز جنگ است یا بپذیرد که در این جنگ شکست خورده است. همه این رسانه‌هایی که بیرون ایستاده‌اند و روزمزد هستند، وقتی صحبت می‌کنند—اگر تلویزیون ایران را نگاه نمی‌کنید و آن‌ها را می‌بینید—بدانید این‌ها روزمزد هستند. به عنوان کارشناس، تحلیلگر یا هر عنوانی می‌آیند؛ اگر تحلیلی بر خلاف خطی که به آن‌ها داده‌اند نگویند، جلسه بعدی در برنامه استفاده نمی‌شوند.

    این‌ها دنبال این هستند که روی اراده‌ها تأثیر بگذارند: اول روی مسئولان و دوم روی مردم. اما واقعیت این است که ایران در حال شکوفایی یک لحظه تمدنی است؛ چیزی که در تاریخ، در فراری دادن اسکندر و مغول و دیگر مهاجمان دیده‌ایم.

    در جنگ اراده‌ها، تمدن‌ها و آن چیزی که در مهندسی به آن ساختمان‌های دیرپا می‌گویند، فیدبک بسیار کمتری دارند. ایران وارد این مرحله از جنگ دوم با آمریکا و اسرائیل شده است. تاریخ آن‌ها به هر حال تاریخی تهاجمی است که معمولاً با کشورهای اروپایی و استعمارگران قدیم، در کنار مردمی بی‌دفاع، یک تاریخ ۳۰۰ ساله تا ۷۰ یا ۸۰ ساله دارند.

    اما ایران، جدا از تاریخ مذهبی خود، سال‌ها نهج‌البلاغه خوانده است؛ که می‌گوید در هنگام جنگ به دورترین نقطه لشکریان نگاه کنید، دندان‌ها را بر هم نگه دارید و اگر کوه جابه‌جا شد شما تکان نخورید. این فرهنگ دینی و شیعی که در خیابان‌ها می‌بینید، یک ساختمان دیرپاست که توانسته مهاجمان را روانه جهنم کند.

    جنگ اراده‌ها، جنگ تجهیزات نیست. اتفاقاً تجهیزات معمولاً آلت فریب مهاجمان بوده است. وقتی کسی اراده خود را به تجهیزات می‌دهد و نقشه‌اش شکست می‌خورد، دست‌ها را بالا می‌برد. تجهیزاتی که این‌ها از مدیترانه تا خلیج فارس آورده‌اند، واقعیتش این است که الان آلت دردسرشان شده است.

    هواپیما بلند می‌کنند که حالا دیگر به جایی رسیده که هدف نظامی پیدا نمی‌کنند و می‌روند ورزشگاه می‌زنند؛ فقط برای اینکه بگویند ما در جنگ حضور داریم و سکوت نکرده‌ایم. هرچه بیشتر بمب بریزند، منفورتر در جهان و در میان ملت‌هایی می‌شوند که باید از آن‌ها رأی بگیرند.

    جنگ اراده‌ها از امروز و این روزها شروع می‌شود و سه سویه دارد.

    سویه اول، مسئولان هستند.آن‌ها شکست‌ها و زخم‌های جامعه را می‌بینند. به هر حال یک ناوچه می‌رود مانور، این‌ها عین دزدان دریایی اژدر به آن می‌زنند و سعی می‌کنند برای خودشان خبر خوب تولید کنند. اما واقعیت این است که از خلیج فارس تا دریای عمان جرئت نزدیک شدن به سواحل ما را ندارند، چون قتلگاهشان خواهد شد.

    ا

    ز نظر نیروی زمینی، تدارک دو سه ماهه لازم دارند تا بتوانند نیرو وارد کنند. بعد کجا بجنگند؟ مگر چند میلیون نیرو دارند که بیایند با ۹۳ میلیون ایرانی بجنگند؟ لذا این در ذهنشان هم نیست و الان دنبال یک راه خروج هستند.

    تصور می‌کنند هر حمله‌ای که انجام می‌دهند ممکن است حمله‌ای تأثیرگذار بر اراده ایرانیان باشد؛ شاید ایرانیان دست بکشند از اینکه قطر را نزنند، ریاض را—که جزو مدعوین همراه نتانیاهو برای جنگ ترامپ بود—نزنند، امارات را نزنند، بحرین را نزنند و این اراده سست شود.

    اما به نظر من سخت‌ترین کار برای یک مسئول—even اگر خائن باشد—این است که در این میانه احساس سستی کند.

    شکست‌ها هست. در جنگ ما کربلای ۴ داشتیم که بسیار خونین بود، اما بعد از آن کربلای ۵ رسید. یک روز به نفع ماست و یک روز به نفع دشمن. دشمنی که تمام این سال‌ها اسم خود را با سینما و هنر در جهان آن‌قدر بزرگ کرده که هیمنه‌اش باعث شده تصور شود حتماً چیزی در آستین دارد؛ در حالی که چیزی ندارد. روال جنگ همین است. اگر دو سال دیگر هم ادامه داشته باشد، روال همین خواهد بود؛ کم و زیاد دارد، اما اصل ماجرا همین است.

    نکته بعدی پدافند است.این‌ها از کره جنوبی یا اروپا دنبال این بودند که پدافند بیاورند. آن‌ها هم حداکثر می‌توانند یک هفته اضافی پدافند فراهم کنند. واقعیت این است که حرکات موجی پهپادها—که شمارشان از ۸۰ هزار تا حتی به ۱۵۰ هزار می‌رسد—هر پدافندی را گم می‌کند؛ مخصوصاً وقتی موشک‌های هایپرسونیک و موشک‌های کوتاه‌برد ایران هم وارد میدان شوند.

    یک جابه‌جایی جالب هم در حال اتفاق افتادن است: این‌ها دارند کشورهای عربی را رها می‌کنند و پدافند را به اروپا برون‌سپاری می‌کنند تا در قبرس و یونان متمرکز شوند و از اسرائیل دفاع کنند.

    مشکل اینجاست که هرچه هواپیما دارند آنجا جمع می‌کنند تا با موشک‌هایی مقابله کنند که ایران مدام رونمایی می‌کند. امروز هم موشک خرمشهر ۴ رونمایی شد. فکر می‌کنم ایران حدود ۶۰۰ موشک خرمشهر داشته باشد و فعلاً یکی از آن‌ها شلیک شده است.

    گر قدرت پدافندی خود را برای ساقط کردن این‌ها بگذارند، قدرت

    آفندی خود را از دست می‌دهند و ذخایرشان نهایتاً صرف یک کار بیهوده می‌شود.

    امیدواریم این روند با اراده ملی ادامه پیدا کند؛ با رهبری‌ای که در بدترین شرایط—شما صحبت‌های سید حسن خمینی را دیدید—با صلابت صحبت کردند. با همان ادبیاتی که خیابان‌ها و کوچه‌ها پر از مردمی شود که بگویند این کشور مرده نیست.

    این کشور اگر مسئله داخلی هم داشته باشد، خودش حل می‌کند. اگر گلایه‌ای داشته باشد، گوش بیگانه جای سخن ما نیست. ما ایران را از دست نخواهیم داد.

    ایرانی که امروز در دفاع مدنی مجتمع شده، در کنار نیروی چندلایه و مجاهدت عظیم این رزمندگان شریف و دلیر و بی‌مانند در تاریخ—این آریوبرزن‌های بزرگ—هیمنه‌ای بر منطقه می‌اندازد که دیگر کسی شما را تحریم نکند، در تحریم شما شرکت نکند و در جنگ با شما شرکت نکند.

    نکته آخر درباره اراده است.اراده هر انسانی متکی به یک صندلی است؛ صندلی محکمی که انسان روی آن می‌نشیند و درباره آینده فکر می‌کند.

    صندلی‌ای که ایران روی آن نشسته دو پایه دارد:

    اول ملت؛ ملتی زنده که می‌خواهند از سرخس تا چابهار و از مشهد تا اهواز، این سرزمین مال ایران باشد.

    دوم ایمان؛ اینکه خداوند از همه نیروها بزرگ‌تر است و مکر او از مکر این هوش‌های مصنوعی بالاتر است. بزرگ‌ترین هوش جهان خداوند است و ان‌شاءالله این‌ها را پشیمان خواهد کرد.

    این صندلی امروز زیر پای ایرانیان است. اگر گلایه دارند، اگر ناراحت‌اند، اگر زخمی هستند، در داخل این خانه هرکس می‌تواند صدایش را بلند کند؛ اما صدای بیگانه و آن بیگانه‌پرست پستی که برای کشته شدن سرباز پدافند ما شادی می‌کند و برای مهاجم این کشور تسلیت می‌گوید، جایگاهی در این سرزمین نخواهد داشت.

    خداوند وعده داده مردمی که در اراده خود دروغ نمی‌گویند، پیروز خواهند شد.

    به امید خدا.

    پایان تحلیل روز ششم.

    بیشتر مطالعه کنید:

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    شانزده − 15 =

    15 + هجده =