×

تحول بزرگ در قلب بازار کار؛ هوش مصنوعی مولد: جایگزین یا همکار؟

  • کد نوشته: 106230
  • ۲۶ بهمن ۱۴۰۴
  • 3 بازدید
  • ۰
  • هوش مصنوعی مولد با دگرگونی وظایف سنتی، ضمن تهدید مشاغل تکراری، فرصتی تاریخی برای جهش بهره‌وری ایجاد کرده است.

    تحول بزرگ در قلب بازار کار؛ هوش مصنوعی مولد: جایگزین یا همکار؟
    اقتصادی

    به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، جهان در آستانه یکی از بزرگترین تحولات بنیادین قرن بیست‌ویکم قرار دارد. هوش مصنوعی مولد فراتر از یک ابزار ساده، در حال بازمهندسی ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و نهادی بازار کار است. شواهد بین‌المللی نشان می‌دهد که این فناوری برخلاف انقلاب‌های صنعتی پیشین، مستقیماً «مهارت‌های شناختی» را هدف قرار داده است.

    تغییر ماهیت شغل؛ از مجری‌گری به ناظرگری

    از منظر سیاست‌گذاری، این وضعیت یک پیام روشن دارد: هوش مصنوعی مولد الزاماً باعث بیکاری گستردۀ کوتاه‌مدت نخواهد شد؛ بلکه بیش از هر چیز، موجب دگرگونی ماهیت شغل و بازتعریف مرز میان انسان و ماشین می‌شود. بسیاری از وظایفی که امروز توسط انسان انجام می‌شوند (مثلاً طبقه‌بندی داده، پاسخ‌گویی به مکاتبات یا تدوین محتوای آموزشی) در آینده به کمک مدل‌های هوش مصنوعی انجام خواهد شد. اما این به معنای حذف کل شغل نیست، بلکه ساختار آن تغییر می‌کند؛ به این معنا که نیروی کار از انجام کارهای یدی و تکراری ذهنی به سمت مدیریت و نظارت بر خروجی‌های ماشین حرکت خواهد کرد.

    شکاف جهانی و نابرابری در توزیع منافع

    گزارش ۲۰۲۴صندوق بین‌المللی پول حاکی از آن است که حدود ۶۰درصد از نیروی کار در اقتصادهای پیشرفته در مشاغلی فعال‌اند که مستقیماً تحت تأثیر هوش مصنوعی هستند. در این کشورها، هوش مصنوعی عمدتاً ابزاری «تکمیلی» برای ارتقای بهره‌وری است. اما در مقابل، در اقتصادهای نوظهور و کشورهای کم‌درآمد، سهم مشاغلی که ظرفیت تکمیلی دارند بسیار پایین‌تر است. در این جغرافیاها، هوش مصنوعی با وظایف ساده و قابل‌خودکارسازی روبرو می‌شود و خطر حذف نیروی انسانی بسیار جدی‌تر است. این تفاوت بنیادی، جهان را با خطر «قطبی شدن بازار کار» مواجه می‌کند: کشورهای ثروتمند با چالش «سازگاری» و کشورهای فقیر با خطر «حذف» دست‌وپنجه نرم خواهند کرد.

    اتمسفر اشتغال در ایران؛ فرصت‌ها و آسیب‌پذیری‌ها

    در ایران، بر اساس تحلیل مرکز پژوهش‌های مجلس (۱۴۰۳)، حدود۲۰ درصد از مشاغل در معرض اثر مستقیم این فناوری قرار دارند. اگرچه سهم کمتری نسبت به غرب درگیر هستند، اما دو گروه به شدت در کانون تغییر قرار دارند.

    جوانان تحصیل‌کرده: که باید مهارت‌های خود را از دانش سنتی به مهارت‌های مکمل هوش مصنوعی تغییر دهند.
     زنان شاغل: که بخش بزرگی از آن‌ها در بخش‌های اداری، دفتری و آموزشی فعال هستند؛ حوزه‌هایی که هوش مصنوعی در آن‌ها بیشترین قدرت نفوذ را برای خودکارسازی دارد.

     ابعاد اجتماعی و ضرورت سیاست‌گذاری پیش‌گیرانه

    کشورهایی که از هم‌اکنون به‌صورت هدفمند آماده شوند، از طریق آموزش مهارت‌های جدید و اصلاح نهادهای بازار کار، می‌توانند از منافع بهره‌وری بهره‌مند شوند. در مقابل، کشورهای غیرفعال با افزایش نابرابری و بی‌اعتمادی اجتماعی مواجه خواهند شد. سیاست‌گذار باید بداند که هوش مصنوعی می‌تواند شکاف طبقاتی را عمیق‌تر کند، مگر آنکه دسترسی به این فناوری «دموکراتیزه» شده و آموزش‌های لازم برای تمام سطوح مهارتی فراهم شود.

    هوش مصنوعی مولد، پایانِ کار نیست، بلکه پایانِ «کار به شیوه سنتی» است. موفقیت در این دوران جدید، نه در گرو مقابله با فناوری، بلکه در گرو طراحی یک سیاست ملی فعال است که بتواند تهدید جایگزینی را به فرصتی برای افزایش بهره‌وری ملی تبدیل کند.

    انتهای پیام/

     

    بیشتر مطالعه کنید:

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    یازده + 15 =

    13 + 11 =