×

چرا صنایع غذایی مینو شرق از رقبای خود جا ماند؟

  • کد نوشته: 100090
  • ۰۸ بهمن ۱۴۰۴
  • 2 بازدید
  • ۰
  • برند در ذهن مصرف‌کننده ایرانی، هنوز اعتبار و نوستالژی قابل توجهی دارد، اما سبد محصول شرکت به همان اندازه به‌روز نشده است.

    چرا صنایع غذایی مینو شرق از رقبای خود جا ماند؟

    بازار؛ گروه صنعت: گزارش‌های تحلیلی منتشرشده درباره عملکرد «صنایع غذایی مینو شرق» نشان می‌دهد این بنگاه باسابقه، علی‌رغم برخورداری از برند شناخته‌شده و ظرفیت تولید قابل قبول، در سال‌های اخیر از قافله رشد هم‌گروهی‌های خود در بورس و حتی رقبای غیربورسی عقب افتاده است. فاصله معنادار رشد فروش، حاشیه سود، نوسازی خطوط تولید و بهره‌گیری از برند، در کنار ساختار حاکمیت شرکتی نه‌چندان چابک، باعث شده «مینو شرق» در موقعیتی تدافعی قرار گیرد؛ موقعیتی که اگر امروز برای اصلاح آن تصمیم‌گیری نشود، فردا ممکن است به کاهش جدی سهم بازار و تضعیف بیشتر جایگاه سهام در پرتفوی سرمایه‌گذاران منجر شود.

    در حالی‌که برخی رقبای مستقیم در حوزه بیسکویت، کیک، پفک و تنقلات توانسته‌اند از فرصت تورم برای افزایش قیمت فروش در کنار حفظ یا حتی افزایش حجم فروش استفاده کنند، مینو شرق با رشد کمتر حجم فروش و بعضاً ثبات یا افت در برخی اقلام کلیدی مواجه بوده است.

    فروش رشد کرد، اما نه به اندازه رقبا

    بررسی مسیر کلی عملکرد «مینو شرق» در سال‌های اخیر – چه بر اساس گزارش‌های تحلیلی رسانه‌های بورسی و چه صورت‌های مالی منتشره شرکت – یک تصویر دوگانه ارائه می‌کند. از یک سو با نگاهی سطحی، اعداد نشان می‌دهند فروش اسمی شرکت رشد کرده، درآمد ریالی بالا رفته و رقم کل فروش نسبت به چند سال قبل بیشتر شده است. اما مخاطب اقتصادی می‌داند در اقتصادی که تورم دو رقمی مزمن و جهش‌های دوره‌ای نرخ ارز واقعیت روزمره است، رشد اسمی فروش به تنهایی شاخص مناسبی برای قضاوت نیست.

    در مقایسه با متوسط رشد گروه صنایع غذایی و نوشیدنی در بورس، «مینو شرق» عملاً در بسیاری از دوره‌ها رشد کندتری را ثبت کرده است. در حالی‌که برخی رقبای مستقیم در حوزه بیسکویت، کیک، پفک و تنقلات توانسته‌اند از فرصت تورم برای افزایش قیمت فروش در کنار حفظ یا حتی افزایش حجم فروش استفاده کنند، مینو شرق با رشد کمتر حجم فروش و بعضاً ثبات یا افت در برخی اقلام کلیدی مواجه بوده است.

    این شکاف زمانی معنادارتر می‌شود که به سهم بازار نگاه کنیم. در بازار محصولات غذایی بسته‌بندی که به‌شدت رقابتی شده و بازیگران جدید با برندسازی تهاجمی وارد شده‌اند، شرکت‌هایی موفق بوده‌اند که هم‌زمان سه کار را انجام دهند: ۱. مدیریت هوشمند قیمت‌گذاری در واکنش به تورم، ۲. حفظ قدرت خرید مصرف‌کننده از طریق تنوع سایز و بسته‌بندی و ۳. تبلیغات و حضور پررنگ در کانال‌های توزیع مدرن، فروش آنلاین و شبکه‌های اجتماعی.

    گزارش‌ها نشان می‌دهد «مینو شرق» در هر سه محور، نسبت به بهترین‌های صنعت، یک یا چند گام عقب‌تر حرکت کرده است. نتیجه آن‌که حتی اگر درآمد اسمی شرکت رشد کرده باشد، در مقایسه با پتانسیل بازار و عملکرد رقبای تهاجمی، این رشد محافظه‌کارانه و ناکافی است و عملاً به معنی از دست دادن فرصت‌های درآمدی است.

    حاشیه سود در تنگنا؛ هزینه‌ها از درآمد جلو زد

    در تحلیل هر شرکت تولیدی، حاشیه سود ناخالص و حاشیه سود عملیاتی به مراتب مهم‌تر از رشد خام درآمد است. داده‌های عملکردی «مینو شرق» نشان می‌دهد فشار هزینه‌ها، به‌خصوص در سه محور زیر، حاشیه سود شرکت را تحت فشار قرار داده است: رشد بهای مواد اولیه (آرد، روغن، شکر، بسته‌بندی، مواد افزودنی وارداتی)، افزایش هزینه‌های دستمزد و سربار ناشی از ساختار تولید کم‌بازده و رشد هزینه‌های انرژی و حمل‌ونقل در کنار محدودیت‌های زیرساختی.

    چالش آن‌جاست که در بسیاری از دوره‌ها، سرعت رشد این هزینه‌ها از سرعت رشد نرخ‌های فروش جلو زده است. به عبارت دیگر، شرکت یا نتوانسته به موقع قیمت محصولات خود را تعدیل کند، یا در رقابت با دیگر برندها مجبور شده در تعدیل قیمت محتاطانه عمل کند تا ریسک از دست دادن مشتری را کاهش دهد. این وضعیت منجر به فشرده شدن حاشیه سود و کاهش جذابیت سهم برای سرمایه‌گذاران تحلیلی شده است.

    برای سرمایه‌گذار حرفه‌ای، شرکتی که حاشیه سودش در بلندمدت روند نزولی یا نوسان شدید دارد، به معنای ریسکی بودن جریان‌های نقدی آینده تلقی می‌شود. در بسیاری از شرکت‌های غذایی پیشرو، واکنش نسبتاً سریع به شوک‌های هزینه‌ای از طریق مهندسی مجدد فرمولاسیون، تغییر ترکیب سبد محصول به سمت اقلام با حاشیه سود بالاتر و سرمایه‌گذاری در اتوماسیون برای کاهش هزینه‌های نیروی انسانی مانع از فرسایش حاشیه سود شده است. اما «مینو شرق» با توجه به گزارش‌های تحلیلی موجود، این گذار را کندتر انجام داده و همین تأخیر، هزینه فرصت قابل توجهی برای سهامداران ایجاد کرده است.

    از منظر بازار سرمایه، حاشیه سود در تنگنا دو پیامد مستقیم دارد: ۱. کاهش توان تقسیم سود نقدی معنادار و پایدار به سهامداران و ۲. کاهش ظرفیت سرمایه‌گذاری داخلی شرکت برای طرح‌های توسعه و نوسازی. ترکیب این دو اثر، در نهایت به چرخه‌ای منفی منجر می‌شود که در آن شرکت نه می‌تواند سهامدار را راضی نگه دارد و نه می‌تواند با سرعت کافی خود را به نسل جدید فناوری و محصول برساند.

    بخش بزرگی از سبد محصولات «مینو شرق» هنوز بر پایه فرمولاسیون و طراحی‌هایی است که بیشتر با نسل قبل هم‌خوان است تا با مصرف‌کننده امروز. این «تاخیر در نوسازی سبد محصول» را می‌توان یکی از دلایل مهم عقب‌ماندن شرکت از رقبای چابک‌تر دانست.

    سبد محصول قدیمی؛ برند قوی اما کم‌استفاده

    یکی از تناقض‌های کلیدی در مورد «مینو» – و به تبع آن زیرمجموعه‌ای مانند «مینو شرق» – این است که برند در ذهن مصرف‌کننده ایرانی، هنوز اعتبار و نوستالژی قابل توجهی دارد، اما سبد محصول شرکت به همان اندازه به‌روز نشده است. بازار تنقلات، بیسکویت، کیک، پفک و محصولات مشابه، در دهه اخیر شاهد دگرگونی جدی در ذائقه مصرف‌کننده بوده است:

    – گرایش به طعم‌های جدید، ترکیبات چندلایه و محصولات پرمیوم

    – حساسیت بیشتر به ترکیبات سالم‌تر، کاهش شکر و روغن ترانس

    – اهمیت طراحی بسته‌بندی مدرن و متمایز روی قفسه فروشگاه‌ها

    – رشد تقاضا برای محصولات مناسب کودکان، محصولات رژیمی و میان‌وعده‌های سالم

    بخش بزرگی از سبد محصولات «مینو شرق» هنوز بر پایه فرمولاسیون و طراحی‌هایی است که بیشتر با نسل قبل هم‌خوان است تا با مصرف‌کننده امروز. این «تاخیر در نوسازی سبد محصول» را می‌توان یکی از دلایل مهم عقب‌ماندن شرکت از رقبای چابک‌تر دانست.

    برخی رقبا توانسته‌اند با همکاری با طراحان بسته‌بندی و حتی بهره‌گیری از اینفلوئنسرها در شبکه‌های اجتماعی، ذهن مصرف‌کننده را درگیر کنند. در مقابل، محصولات «مینو شرق» کمتر در موج‌های جدید فرهنگی و تبلیغاتی دیده می‌شود و برند، بیش از آنکه «فعالانه» در حال سرمایه‌سازی باشد، روی ذخیره نوستالژی دهه‌های قبل سوار است.

    این وضعیت برای مخاطب اقتصادی معنای مشخصی دارد: برند قوی، اما دارایی نامشهود به‌درستی «مونتایز» نشده است. شرکت می‌تواند با استراتژی نوآوری محصول و رفرش بسته‌بندی، با هزینه‌ای کمتر از «خلق برند جدید»، ارزش افزوده قابل توجهی ایجاد کند؛ کاری که تا امروز کمتر از ظرفیت انجام شده است.

    در یک نگاه تحلیلی، می‌توان گفت «مینو شرق» بیشتر شبیه شرکتی عمل کرده که دارایی طلایی «برند» را در ترازنامه واقعی‌اش دارد اما در صورت سود و زیان، آثار کامل آن به چشم نمی‌آید.

    سرمایه‌گذاری، نوسازی و بهره‌وری؛ حلقه مفقوده استراتژی

    در صنایع غذایی، به‌خصوص در محصولاتی با حاشیه سود نه‌چندان بالا، بهره‌وری تولید و لجستیک نقش تعیین‌کننده‌ای در رقابت‌پذیری دارد. خطوط تولید قدیمی با میزان ضایعات بالا، توقف‌های مکرر، مصرف انرژی غیرکارا و نیاز به نیروی انسانی زیاد، مستقیماً حاشیه سود را می‌بلعند.

    در مورد «مینو شرق»، گزارش‌ها و صورت‌های مالی نشان می‌دهد حجم سرمایه‌گذاری در نوسازی ماشین‌آلات نسبت به حجم فروش و عمر دارایی‌ها، چندان چشمگیر نبوده است. این یعنی:

    – بخشی از دارایی‌های ثابت شرکت در حال کار با تکنولوژی پرهزینه‌تر و قدیمی‌تر است.

    – هزینه استهلاک و تعمیرات و نگهداری نسبتا بالا می‌ماند.

    – انعطاف‌پذیری تولید برای پاسخ سریع به تغییرات تقاضا محدود می‌شود.

    در حالی‌که بسیاری از رقبای صنعت، در سال‌های اخیر به سمت خطوط سرعت بالا، اتوماسیون بسته‌بندی، استفاده از ربات در پالتایزینگ و دیجیتال‌سازی انبارداری حرکت کرده‌اند، «مینو شرق» با شتابی به مراتب کمتر در این مسیر حرکت کرده است. این تفاوت در نهایت خود را در شاخص‌هایی مثل «هزینه تولید به ازای هر واحد محصول»، «ضایعات»، «نسبت نیروی انسانی به ظرفیت تولید» و «چرخه موجودی» نشان می‌دهد.

    برای سرمایه‌گذار بورسی، این وضعیت دو پیام را مخابره می‌کند: ۱. ریسک تداوم فشار هزینه‌ای بر حاشیه سود در میان‌مدت و ۲. احتمال نیاز به سرمایه‌گذاری سنگین در آینده، که یا از محل سود انباشته و یا افزایش سرمایه از سهامداران تأمین خواهد شد

    به عبارت دیگر، عدم نوسازی به‌موقع نه‌تنها عملکرد جاری را تضعیف کرده، بلکه ریسک آینده‌ شرکت را نیز بالا برده است. در شرایطی که هزینه سرمایه در اقتصاد ایران بالاست و تأمین مالی ارزان‌قیمت دشوار، تأخیر در سرمایه‌گذاری توسعه‌ای، هزینه‌ای مضاعف برای سهامدار دارد.

    بازار سرمایه به شرکتی پاداش می‌دهد که نه فقط صورت‌های مالی قابل قبول، بلکه «داستان رشد» قابل باور و شفاف داشته باشد. در مورد «مینو شرق»، داستان رشد هنوز به زبان بازار سرمایه به‌خوبی نوشته و روایت نشده است؛ و همین خلأ، یکی از دلایل جا ماندن سهم از موج‌های صعودی گروه غذایی در برخی مقاطع بوده است.

    حاکمیت شرکتی، شفافیت و نگاه بازار سرمایه به «مینو شرق»

    یکی دیگر از نقاطی که در نقد عملکرد «مینو شرق» باید مورد توجه قرار گیرد، جایگاه حاکمیت شرکتی و کیفیت تعامل مدیریت با بازار سرمایه است. در سال‌های اخیر، بسیاری از شرکت‌های موفق صنعتی توانسته‌اند با ارائه گزارش‌های تحلیلی شفاف، برگزاری منظم جلسه‌های آنلاین و حضوری با تحلیلگران، اعلام برنامه‌های توسعه‌ای با زمان‌بندی قابل سنجش و پایبندی نسبی به وعده‌های اعلام‌شده، اعتماد بازار را جلب و در نتیجه ارزش بازار خود را فراتر از ارزش دفتری دارایی‌ها ارتقا دهند. در مورد «مینو شرق»، نگاه بازار سرمایه بیشتر «احتیاط‌آمیز» بوده است. دلایل این نگاه را می‌توان در چند محور خلاصه کرد:

    ۱. عدم ارائه یک «نقشه راه توسعه» روشن و قابل پایش برای ۳ تا ۵ سال آینده

    ۲. نوسان در سیاست تقسیم سود که برای سرمایه‌گذار، تصویر پایداری از جریان درآمدی نمی‌سازد

    ۳. شفافیت محدود در خصوص جزئیات برخی قراردادها، سیاست‌های قیمت‌گذاری و برنامه‌های نوسازی

    حضور سهامداران حقوقی قدرتمند می‌تواند هم فرصت باشد و هم تهدید. اگر این سهامداران با نگاه بلندمدت و حرفه‌ای، مدیریت را به سمت شفافیت و پاسخگویی بیشتر هل دهند، شرکت می‌تواند از مزیت «پشتوانه مالی و مدیریتی» بهره ببرد. اما اگر حاکمیت شرکتی بیشتر درگیر ملاحظات درون‌گروهی و اولویت‌های غیربورسی باشد، سهامداران خرد خود را در حاشیه تصمیم‌گیری می‌بینند و این حس، به تخفیف قیمتی سهم در بازار منجر می‌شود.

    در نهایت، بازار سرمایه به شرکتی پاداش می‌دهد که نه فقط صورت‌های مالی قابل قبول، بلکه «داستان رشد» قابل باور و شفاف داشته باشد. در مورد «مینو شرق»، داستان رشد هنوز به زبان بازار سرمایه به‌خوبی نوشته و روایت نشده است؛ و همین خلأ، یکی از دلایل جا ماندن سهم از موج‌های صعودی گروه غذایی در برخی مقاطع بوده است.

    مسیر پیش‌رو؛ چه باید کرد تا «مینو شرق» دوباره به صف نخست بازگردد؟

    نقد عملکرد، اگر صرفاً به تشریح نقاط ضعف محدود بماند، ارزش عملیاتی چندانی برای بنگاه اقتصادی و سرمایه‌گذار ندارد. اهمیت نقد آن‌جاست که به تصمیم‌سازان کمک کند «برنامه اصلاح» طراحی کنند. برای «مینو شرق»، بر اساس آنچه از گزارش‌های تحلیلی و روندهای صنعت قابل استنباط است، می‌توان چند محور کلیدی پیشنهاد کرد:

    ۱. بازطراحی سبد محصول و بسته‌بندی

    – بازبینی کامل سبد محصول بر اساس داده‌های واقعی از رفتار مصرف‌کننده، نه صرفاً حدس‌های داخلی.

    – سرمایه‌گذاری در تحقیقات بازار، تست محصول و همکاری با طراحان جوان برای بازآفرینی هویت بصری برند.

    – توسعه خطوط محصول با حاشیه سود بالاتر (محصولات پرمیوم، سلامت‌محور، ویژه کودکان و رژیمی).

    ۲. برنامه جدی نوسازی سرمایه‌ای و بهبود بهره‌وری

    – تعریف یک برنامه سه تا پنج ساله برای نوسازی تدریجی خطوط تولید، با اولویت خطوط کم‌بازده و پرضایعات.

    – استفاده از ابزارهای تأمین مالی بازار سرمایه (اوراق، افزایش سرمایه هدفمند) با ارائه برنامه روشن به سهامداران.

    – حرکت به سمت دیجیتال‌سازی زنجیره تأمین، انبار و فروش برای کاهش هزینه‌های پنهان و بهبود سرعت تصمیم‌گیری.

    ۳. کالیبره کردن استراتژی قیمت‌گذاری و مدیریت هزینه

    – طراحی سازوکار داخلی برای واکنش سریع‌تر به شوک‌های هزینه‌ای و تحلیل حساسیت حاشیه سود نسبت به سناریوهای مختلف تورمی.

    – کاهش هزینه‌های غیرمولد، به‌خصوص در سربار اداری و تشکیلاتی، و انتقال منابع آزادشده به حوزه توسعه محصول و برند.

    ۴. فعال‌سازی برند در عصر شبکه‌های اجتماعی

    – خروج از رویکرد صرفاً سنتی تبلیغات و ورود به کمپین‌های خلاقانه در پلتفرم‌های دیجیتال، با تاکید بر داستان‌سرایی حول اصالت برند «مینو».

    – استفاده از همکاری با اینفلوئنسرها، کمپین‌های تعاملی و مسابقه‌های خلاقانه برای جذب نسل جوان.

    ۵. ارتقای حاکمیت شرکتی و شفافیت برای بازار سرمایه

    – انتشار گزارش‌های دوره‌ای تحلیلی به زبان قابل فهم برای سهامداران، شامل KPI های کلیدی و میزان پیشرفت برنامه‌های اصلاحی.

    – برگزاری وبینارهای فصلی با تحلیلگران و سهامداران جهت پاسخ‌گویی مستقیم به پرسش‌ها.

    – تعریف اهداف کمی (مثلاً حاشیه سود هدف، رشد فروش هدف، کاهش ضایعات) و گزارش منظم میزان تحقق آن‌ها.

    اگر مدیریت «مینو شرق» این محورها را به‌عنوان یک بسته اصلاحی منسجم بپذیرد و با زمان‌بندی مشخص اجرا کند، سه پیام مثبت هم‌زمان به بازار مخابره خواهد شد: عزم جدی برای بازگشت به مسیر رشد، احترام به سرمایه سهامداران و درک انتظارات بازار سرمایه و توانایی استفاده واقعی از مزیت برند و سابقه تاریخی گروه مینو. در آن صورت، عنوان «صنایع غذایی مینو از رقبایش جا ماند» می‌تواند در آینده نزدیک جای خود را به گزارشی با مضمون «بازگشت مینو شرق به رقابت جدی در بازار غذا و سرمایه» بدهد؛ گزارشی که نه بر پایه نوستالژی، بلکه بر مبنای اعداد، شفافیت و تصمیم‌های سخت اما ضروری نوشته شود.

    بیشتر مطالعه کنید:

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    هجده − 2 =

    بیست − شش =